مشاهده کامل : مهندسی معدن و زمین شناسی
به نام خدا
با کسب اجازه از مدیران محترم این بخش
دوستان در این تاپیک قصد دارم به کمک شمابزرگان مطالبی مفید در مورد معدن وزمین شناسی قراربدم.این مطالب مفید می تونه در مورد معادن ایران-موادمنفجره-سنگ شناسی - ارائه سایتهای مفید مربوطه به این رشته وهمین طور زمین شناسی -تصاویر ازجمله معدن وماشین آلات و...hand book mining - مطالب کارشناسی ارشد.وووووخلاصه هر چیزی که یک مهندس معدن بادیدن این تاپیک مطالب بدردبخوری گیرش بیاد.دوستان بنده تقریبا تمام نرم افزارهای مهندسی رودارم ودرحال آموزش آنها هستم .ودر صورت یادگیری مطالب آموزش دیده رو در اختیارتون می زارم. ولی دوستان یادتون نره .این تاپیک متعلق به همه هست وبنده نیاز به کمک شماها دارم .موفق باشین:53:
دوستان خیلی دوست دارم نظراتتون رو هم بدونم
با سلام
ضمن تشکر از شما ، منتظر مطالبتان هستم .
بنده هم تا جایی که در توانم باشد ، کمک می کنم .
amirabbas_sz
28-10-2008, 15:49
با سپاس از شما. تاپیک مهم شد و به مهندسی معدن و زمین شناسی تغییر نام داده شد. امیدوارم با مهم شدن این تاپیک شما هم مطالب مفید خودشتون رو برای استفاده همه دوستان ارائه بفرمائید. منتظر هستیم. موفق باشید
با سلام
دوستان ابتدا توضیحات مختصرکه در مورد برخی کارخانه های فرآوری گیرم اومده که براتون قرار می دم .
مجتمع طلای موته بعنوان اولین کارخانه استحصال طلای ایران در سال 1372 توسط شرکت استرالیایی راه اندازی گردید.این کارخانه در150 کیلومتری شهر اصفهان ودر 50 کیلومتری گلپایگان واقع شده است.
خوراک این کارخانه از نوع کانسنگ اکسیده وسولفوره می باشد.که دو معدن سنجده وچاه خاتون تامین می شودوعیارمتوسط آن 2 می باشد.ظرفیت کارخانه به طور متوسط 600تن در روز است.
کانسنگ ورودی پس از خردایش در بخش سنگ شکنی تا ابعاد 12.5میلیمتربه واحد آسیا منتقل می شود.مواد ورودی به آسیاتا حد 63میکرون نرم شده وپس از آن واردتانکهای آماده سازی وسیانوراسیون می شود.تعدادتانکهای لیچینگ 6عدد می باشدکه بصورت زیگزاکی نسبت بهم قرارگرفته اند.طلای حل شده توسطکربن فعال ازمحلول شده وپس از برهنه سازی کربن محلول حاصل از این مرحله به اتاق طلا که شامل بخش الکترووینینگ وذوب می باشد منتقل می شود.
کارخانه سرب وروی انگوران
این کارخانه فراوری سرب وروی با ظرفیت حدود 140 تن بر ساعت در 100کیلومتری جنوب غربی شهرستان زنجان واقع شده است.
خوراک این کارخانه کانسنگ اکسیده سرب وروی بوده و از معدن انگوران واقع در 20 کیلومتری کارخانه تامین می شود.
کانی های اصلی سرب وروی در این معدن سروزیت واسمیت زونیت می باشد.کارخانه بر اساس درصدروی،برای دونوع خوراک پرعیار وکم عیارصورت گرفته است.
عملیات نصب کارخانه در سال 1352آغازودر سال 1358 به پایان رسیده است.عیار سرب وروی درخوراک پرعیاربه ترتیب10و35درصدودر خوراک کم عیار7و22درصد می باشد.
محصولات اصلی کارخانه شامل کنسانتره سرب با عیار60درصد وکنسانتره روی با عیار 38درصدوکنسانتره کلسینه روی با عیار52 درصد می باشد.این کارخانه شامل
واحدهای سنگ شکنی،واسطه سنگین،آسیا،فیلتراسیون وکلسیناسیون است.
معدن منگنزونارچ
این معدن به مختصات جغرافیایی 50درجه 45دقیقه و42ثانیه طولی ودر عرض جغرافیائی 34درجه و25 دقیقه 3ثانیه می باشد.شرکت معادن منگنزایران فعالیتهای اکتشافی واستخراجی رادرمعادن ونارچ از سال 1341 شروع کرد.معادن منگنز ونارچ ازبزرگترین معادن شناخته شده ایران وخاور میانه است وباتولید حدود85-100هزارتن درسال عمده ترین تولیدکننده سنگ منگنز ایران است.درسالهای اخیر باافزایش تولید این مجموعه ذوب آهن اصفهان نیاز به واردات سنگ منگنز نداشته ولذا باعث صرفه جویی ارزی شده است. عمده خوراک کارخانه سنگ منگنز،با کانی پیرولوزیت است که از معدن منگنز ونارچ واقع در500-700متری کارخانه تامین می شود.ناخالصی های عمده خوراک ،هماتیت وسیلیس است.
براوانیت نیز به عنوان کانی منگنز در این معدن موجود است.شکل کانساربه صورت لایه ای بوده واستخراج آن به روش کند آکندانجام می گیرد.
مقدمه اي بر اكتشافات ژئومغناطيسي
با سلام
نقشه برجسته کشورعزیزمون ایران
خدمت شمادوستان عزیزم:53:
با سلام
کانی شناسی طلا
كاني شناسي طلا: طلا در طبقه بندي عناصر طبيعي در گروه مس قرار مي گيرد. در سيستم كوبيك متبلور مي شود و بلورهاي آن به شكل اكتائدر و بندرت دودكائدر، هگزائدر و تراپزوئدر با آرايش شبكه اي مكعب با سطوح مركز دار مي باشند، ولي طلا اغلب به صورت رشته اي و شاخه شاخه از شكل افتاده است. بلورهاي مكعبي طلا نادرند. طلا كه فلز نجيبي است (سختي 5/2 تا 3 بر اساس مقياس موس) مي تواند در اثر آلياژ شدن با مس و ديگر فلزات سخت گردد. بيشتر طلاها مقداري نقره دارند. طلاي خالص چگالي بالايي دارد و وزن مخصوصش 3/19 است كه وقتي نقره همراه آن بيشتر باشد به 6/15 نزول مي كند.طلا داراي سطح شكست تيز، كدر، با جلاي فلزي به رنگ زرد و با رنگ خاكه زرد بوده و بسيار چكش خوار و مفتول شدني است.طلا به واسطه خاصيت چكش خواري و وزن مخصوص زياد از پيريت، كالكو پيريت و ميكاهاي تجزيه شده زرد رنگ مشخص مي شود. طلا معمولا به صورت دانه هاي پراكنده در رگه هاي كوارتزي با پيريت و ديگر سولفورها، يا به صورت دانه هاي گرد يا گاه تكه هاي غلنبه در رسوبات رودخانه اي يافت مي شود. سنگهاي معدني غير از خود طلا شامل سلنورهاي طلا و تلورهاي طلا مي باشند.
طلاي کوبيک با سطوح اکتاهدري
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4829_1.jpg
طلاي خالص همراه کمي سيليس
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4829_2.jpg
: كاني هاي اصلي طلا: 1- كالاوريت Calaverite با فرمول Au Te2 اين كاني طلا در سيستم مونوكلينيك متبلور شده و به صورت منشورهاي تيغه اي و شيار دار، غالبا دوقلو و توده هاي دانه اي پيدا مي شود. رنگ اين كاني از زرد برنزي تا سفيد نقره اي متغير است. خط اثرش خاكستري مايل به زرد تا خاكستري متمايل به سبز است. سختي اش 5/2 تا 3 و وزن مخصوصش 31/9 مي باشد. كالاوريت فاقد رخ بوده و كدر و شكننده است. اين كاني داراي جلا ي فلزي مي باشد. در اسيد نيتريك گرم حل مي شود و طلاي فلزي در محلول قرمز آزاد مي سازد. اختلاف آن با پيريت، سختي كمتر و داشتن بلورهاي طويل است. قابل ذكر است كه مقدار طلاي كالاوريت تا 44% مي رسد. اين كاني معمولا در رگه هاي هيدروترمال حرارت پائين تشكيل مي شود. 2- سيلوانيت Sylvanite با فرمول Ag,uA ) Te2 ) اين كاني نيز همانند كالاوريت در سيستم مونو كلينيك متبلور شده و به صورت منشورهاي كوتاه و ضخيم، كه برخي دوقلواند و نيز به شكل ستون، چوب بست يا دانه اي پيدا مي شوند.سيلوانيت احتمالا هم ساخت كالاوريت است ولي برخي از محلهاي فلزي توسط نقره اشغال شده است. رنگ اين كاني از خاكستري فولادي تا سفيد نقره اي متغير است و رنگ خاكه آن خاكستري متمايل به زرد است. سختي آن 5/1 تا 2 و وزن مخصوصش 11/8 است. سيلوانيت داراي جلاي فلزي درخشان، كدر و شكننده است. سطح شكست آن ناصاف بوده و داراي كليواژ كامل (010) مي باشد. سيلوانيت در اسيد نيتريك حل مي شود و طلاي فلزي آزاد مي سازد. اختلاف آن با كالاوريت در داشتن رخ و سختي كمتر است. ضمنا مقدار طلاي سيلوانيت 30% است.اين كاني نيز در رگه هاي هيدروترمال حرارت پائين تشكيل مي شود.
- كرنريت Krennerite با فرمول Au,Ag ) Te2 ) اين كاني در سيستم ارتو رمبيك متبلور مي شود.سختي كرنريت 5/2 وزن مخصوصش 62/8 است. مقدار طلاي كرنريت معمولا كمتر از كالاوريت است و حداكثر به 44% مي رسد. نسبت طلا به نقره در اين كاني 4:1 مي باشد. كرنريت گسترش زيادي دارد ولي از لحاظ استخراج طلا اهميت زيادي ندارد. 4- پتزيت Petzite با فرمول Ag3,Au ) Te2 ) سختي اين كاني 5/2، وزن مخصوصش 13/9 مي باشد و مقدار طلاي آن تا 25% مي رسد. رنگ اين كاني خاكستري تا سياه است و جلا ي فلزي دارد. رخ اين كاني مكعبي و شكست آن مختصري صدفي است. 5- مونت برايتيت Montbrayite با فرمول َAu2 Te3 اين كاني داراي سختي 5/2 و وزن مخصوص 9/9 مي باشد. مقدار طلاي مونت برايتيت تا 50% مي رسد. اين كاني يك تلورويد كمياب است. 6- ناژياژيت Nagyagite با فرمول Pb5 Au ( Te,Sb ) 4 S -8 سختي اين كاني 1 تا 5/1 و وزن مخصوص آن 5/7 مي باشد. مقدار طلاي ناژياژيت تا 7/12 % مي رسد. يك كاني نادر بوده و اكثرا در كانسارهاي ساب ولكانيك-گرمابي تشكيل مي شود. 7- مالدونيت Maldonite با فرمول َAu2 Bi سختي اين كاني نا مشخص و وزن مخصوص آن 7/15 مي باشد. مقدار طلاي آن 65% است.جزء كاني هاي نادر بوده و در كانسارهاي حرارت بالا تشكيل مي شود. 8- اروشيبنيت Aurostibnite با فرمول Au Sb2
کاني پتزيت
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4830_1.jpg
کاني سيلوانيت
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4830_2.jpg
: كاني هاي فرعي طلا: طلاي خالص در طبيعت بسيار كم است و آنچه اصطلاحا به آن طلاي خالص يا native گفته مي شود، در واقع طلايي است كه 4 تا 15 درصد جرمي، داراي ايزومرف نقره مي باشد. 1- الكتروم Electrum با فرمول Au,Ag اگر مقدار نقره در اختلاط كاني از 15 درصد جرمي بيشتر شود، كاني الكتروم با رنگ زرد كم رنگ تا سفيد كه در حقيقت كاني حد واسط بين نقره و طلاست، بوجود مي آيد. گاهي مقدار نقره تا 50% جرمي در ساختمان الكتروم بالا مي رود. 2- كوشتليتKustelite با فرمول Ag,Au در اين كاني نقره در اختلاط كاني بيشتر از 80% جرمي مي باشد. 3- پورپزيت Porpesite اين كاني علاوه بر نقره و طلا همراه با پالاريوم و روديوم نيز ديده شده است. مقدار پالاديوم بين 5 تا 11 درصد تغيير مي كند و كاني پورپزيت حاصل مي شود. 3- بيسموتو اوريت Bismutho_aurite با فرمول Au,Bi چنانچه طلا با بيسموت تا 4 % جرمي همراه باشد، اين كاني حاصل مي شود. 4- طلاي كوپريفر Ore cuprifer به طلاي مس دار اطلاق مي شود. 5- روديت Rodite با فرمول( Au ( Pt.Rh.Ir,Pd و 6- كورشتيبيت Qurostibite از ديگر كانيهاي فرعي طلا به شمار مي رود.
اکسيدهاي طلا
اکسيد طلاي (Au2O)(I) گفته مي شود که از ترکيب هيدروکسيد پتاسيم رقيق با کلريد طلاي (I) به وجود مي آيد ولي کاملا ناپايدار است و در مجاورت اين هيدروکسيد به طلا و يون اورات (AuO2) تجزيه مي شود. با اضافه کردن هيدروکسيد به محلول هايي که ترکيب هاي طلاي (III) دارند رسوب Au(OH)3 يا به احتمال بيشتر هيدروکسيد سس کويي اکسيد (Au2O3) تشکيل مي شود. اين ماده آمفوتر است ولي بيشتر اسيدي است تا قليايي. اورات هاي قليايي مثل KAuO2 محلولند ولي اورات هاي قليايي خاکي نامحلولند. اکسيد طلاي (AuO)(II) نيز تهيه شده ولي کاملا ناپايدار است
خواص فيزيكي :
برينل خواص فيزيكي طلا: طلاي خالص بدون شك زيباترين فلزات است.اين فلز جلاي فلزي و رنگ زرد (وقتي به صورت تودهاي يافت شود) دارد.و رنگهاي سياه، ياقوتي و زرشكي (وقتي به صورت عادي و پراكنده يافت شود) دارد. طلا چكش خوارترين فلز و رسانا ترين فلز بعد از نقره و مس مي باشد كه فلزي نرم و هادي بسيار خوب حرارت و الكتريسيته مي باشد. علامت اتمي طلا Au مي باشد. جرم اتمي طلا برابر با 9665/196، عدد اتمي آن 79 و شعاع اتمي آن pm144 است. طلا به صورت يك فلز سنگين و نيز" نجيب" طبقه بندي شده و در تجارت، مهمترين فلز در ميان فلزات گرانبها تلقي مي شود. فقط يك ايزوتوپ پايدار طلا وجود دارد و آنهم ايزوتوپ 79 آن است. طلا داراي تقريبا 24 ايزوتوپ راديو اكتيو است. رنگ اين فلز زرد سير مي باشد ولي وقتي از روشهاي فراريت يا رسوبي بدست مي آيد به رنگ بنفش سير، ارغواني و يا قرمز سير ديده مي شود. نقطه ذوب طلا 18/1064 درجه سانتيگراد و نقطه جوش آن 2856 درجه سانتيگراد و جرم حجمي آن gr/cm3 32/19مي باشد. سختي اين فلز بر حسب مقياس موس برابر با 3-5/2 و باطلا در مقايسه با ديگر فلزات از خاصيت ورقه و مفتول شدن زيادتري برخوردار است. طلا را مي توان به صورت ورقه اي با ضخامت mm00001/0و مفتولي به جرم 0005/0 گرم در هر متر در آورد. آلياژ آن با مس ، قرمزتر، سخت تر و قابليت گداخته شدن بيشتري تا طلاي خالص را دارد. همانند ديگر فلزات گرانبها، طلا در ايران بر حسب "مثقال" كه برابر 4/4 گرم است و در خارج با مقياس "تروي troy " مي سنجند كه هر اونس تروي معادل با 103431/31 گرم مي باشد. از خواص منحصر به فرد طلا، قابليت چكش خواري و رنگ زرد مايل به قرمز براق آن است. به وسيله الكتروليز، مي توان صفحاتي به ضخامت 00001/0 ميلي متر، و با كشش مي توان مفتولي به قطر mm 0/006 از طلا را بوجود آورد. 1 گرم طلا تا طول 3 كيلو متر قابل كشش است. مقدار ناچيزي از فلز سرب، بيسموت، تلور، سلنيم، آنتيموان، قلع و آلومينيوم، طلا را شكننده مي كنند. مقياس مساوي با 5/18 است
جدول شماره1 مربوط به خواص طلا
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4831_1.jpg
جدول شماره 2 مربوط به خواص طلا
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4831_2.jpg
خواص شيميايي :
از لحاظ شيميايي طلا يكي از كم فعالترين فلزات به شمار مي رود. اين فلز در تماس به هوا كدر نمي شود. در مقابل قويترين محلولهاي قليايي پايدار است و در تماس با تمام اسيد هاي خالص، به جز اسيد سلنيك، كاملا مقاوم است. براي حل كردن طلا به نحو شيميايي بهترين راه اين است كه آن را در مخلوط يك مول اسيد نيتريك و سه مول اسيد كلرئيدريك كه به نام تيز آب سلطاني مشهور است، قرار دهيم. 3HCl + HNO3 + AU ________ AuCl3 +2H2O + NO طلا همچنين مي تواند با برم در دماي اتاق و فلوئور، كلر، يد و تلوريوم در دماهاي بالاتر تركيب شود، يكي از خصوصيات جالب طلا اين است كه مي تواند به صورت سولي و يا كلوئيدي در آيد. سولي هاي آبي طلا بر حسب اندازه ذرات آن مي توانند به رنگهاي قرمز، آبي يا ارغواني در آيند. سولي زيباي كاسيوس CASSIUS را مي توان با اضافه كردن كلريد قلع (II) به تركيبات طلا بدست آورد. طلا در تركيبات در تركيبات مختلف خود به صورت +1 و +3 ظرفيتي ظاهر مي شود. طلا تمايل بسيار زيادي در تشكيل كمپلكسهايي دارد كه در آن هميشه به صورت +3 ظرفيتي مي باشد. تركيبات +1ظرفيتي طلا خيلي پايدار نيستند و عموما به ظرفيت +3 اكسيده شده يا اينكه به صورت فلز آزاد احياء مي شوند. تمام تركيبات طلا، اعم از 1 ظرفيتي يا 3 ظرفيتي اكسيد شده يا اينكه به طورت فلز آزاد احياء مي شوند. البته اين يك قاعده كلي است كه تركيبات فلزات غير فعال (نجيب) به آساني به فلز مربوطه مي توانند احياء شوند، در حاليكه در مورد تركيبات فلزات فعال به آساني ميسر نيست.
طلا بر خلاف نقره و مس مي تواند تشكيل تركيبات آلي فلزي حقيقي دهد كه همگي نيز پايدارند. طلا و گوگرد را اگر با هم حرارت دهيم تركيب نمي شوند، ولي اين فلز در پلي سولفيدهاي قليايي حل شده و تيواوريت ها و احتمالا بعضي از تيواوريت ها را بوجود مي آورند طلا 18 ايزوتوپ داشته و نيمه عمري در حدود 7/2 روز دارد. تركيبي از 1 بخش اسيد نيتريك با 3 بخش اسيد هيپو كلريك "آكوارجيا" (aqua regia) يا به فارسي تيز آب سلطاني ناميده مي شود. كه مي تواند طلا را در خود حل نمايد و بدين دليل به اين نام خوانده مي شود، كه مي تواند شاه فلزات (king of metals) را در خود حل نمايد. طلايي كه در دسترس ما مي باشد طلاي تجارتي نام دارد كه خلوص 999/99+ درصد را دارا مي باشد. وزن مخصوص طلا بر اساس مقدار دما و عوامل ديگر متغير مي باشد.
زمان نيمه عمر :
طلاي راديواکتيو198 Au برابر با 7/2 روز است و از اين ايزوتوپ در درمان پزشکي بهره مي گيرند. همچنين اين ايزوتوپ مصارف صنعتي متعددي به عنوان يک ردياب دارد و از آن در مطالعات حرکات رسوب کف اقيانوس ها در سواحل و اطراف استفاده مي شود. طلا همچنين در فرآيندهاي صنعتي عامل بسيار خوبي در برقراري و تمرکز انرژي حرارتي است. در بعضي از ادارات براي ممانعت از انتقال انرژي شيشه پنجره ها را با پوششي از طلا مي پوشانند تا بتواند به مقدار زيلدي از حرارت فصل تابستان بکاهد و برعکس نگذارد که حرارت داخل اتاق به خارج در فصل زمستان منتقل گردد و در ضمن، نور بسيارمطلوبي نيز بتواند وارد اتاق بشود. براي آب کردن يخ و برف روي شيشه بعضي از هواپيماها، کشتي ها و لکوموتيوها از طلا استفاده مي شود. بعضي از کمپلکس هاي طلا مثل فسفيت ها که معمولا داراي ترکيبات آلي گوگردي نيز هستند توانسته اند در درمان بيماري آرتوروز مفاصل مفيد واقع شوند.
تصويري از آزمايشگاه آناليز کيفي
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4906_1.jpg
کارآيي طلا به عنوان کاتاليزور در واکنش هاي هيدروژن دهي و هيدروژن زدايي مورد مطلعات بسيار وسيعي قرار گرفته ولي هنوز آنقدرها از اين فلز براي اين منظور استفاده نشده است.
البته مخلوط طلا و پالاديم کارآيي بيشتري تا پالاديم تنها به عنوان کاتاليزور در بعضي از فرآيندهاي مخصوص هيدروژن دهي و زدايي دارد ولي طلا هنوز هم در مقايسه با فلزات گروه پلاتين در اين موارد از اهميت کمتري برخوردار است. از طلاي با خلوص +999/99% در ساخت بعضي از استانداردهاي شيميايي و فيزيکي استفاده مي شود.
مواد جايگزين:
هيچ فلز يا آلياژ جايگزين، کليه ي خواص مطلوب طلا را، دارا نمي باشد. تنها عاملي که مي تواند مسئله ي جايگزيني را شدت بخشد، قيمت بالاي طلا است، به طوري که با افزايش قيمت طلا در دوره ي زماني 80-1979 چند سازمان استفاده کننده از طلا، تشکيل کميته هايي را دادند، تا در اين رابطه تحقيق کرده و راه هايي را براي کاهش مصرف طلا در محصولات مختلف خود، تعيين کنند.
کاربرد پالاديم و پلاتين به عنوان جانشين، نيز ارتباط نزديکي به قيمت داشته و مصرف کننده بيشتر تمايل به طلا دارد. در صنايع الکترونيک چند ماده ي جايگزين از قبيل آلياژ(نيکل-قلع)، پالاديم يا (پالاديم-نقره) مي توانند به کار گرفته شوند که اغلب آنها با پوشش نازکي از طلا همراه بوده و اين پوشش آنها را از اکسيد شدن حفظ مي کند. در حال حاضر طلا، جايگاه اصلي خود را در زيورآلات و صنعت حفظ کرده است.
سکه هاي ساخته شده از نقره در انگلستان
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4907_1.jpg
زيورآلات ساخته شده از پلاتين يا طلاي سفيد
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4907_2.jpg
محصولات فرعي ( طلا به عنوان يک محصول فرعي ):
ببيشتر طلاي جهان از معادني تامين مي شود که در آنها طلا محصول اصلي است. اما مقادير مهمي نيز در حين تصفيه ي فلزات ديگر به ويژه مس بازيابي مي شوند. در ايالات متحده ي آمريکا در طول سال 1983 حدود 20% کل توليد، محصول فرعي استخراج فلز پايه به ويژه مس بود. طلا در چندين کشور، از کاني هاي مس بازيابي مي شود. براي مثال اين فلز از کاني هاي نيکل در کانادا، از کاني هاي پلاتين در آفريقاي جنوبي بازيابي شده و ساير کشورهايي که در آنها طلا به عنوان يک محصول فرعي مهم بازيابي مي شود، عبارتند از:
فيليپين، استراليا، گينه ي جديد، مکزيک و شوروي.
در ايران نيز از معدن مس سرچشمه ي کرمان طلا به عنوان يک محصول فرعي به دست مي آيد. نقره به خاطر همراهي و ارتباط آن با طلا در کاني ها به عنوان يک محصول، همراه تمامي عمليات استخراج طلا مي باشد. در تصفيه ي نهايي طلا به عنوان يک محصول فرعي، در کشور ايالات متحده ، مقادير مهمي از فلزات خانواده ي پلاتين( به ويژه پالاديم ) نيز بازيابي مي شوند. در سرتاسر جهان، کاني هاي طلا و کانسارهاي آبرفتي محصولات فرعي ارزشمندي را فراهم مي آورند. براي مثال مي توان به چندين معدن طلاي مهم آفريقاي جنوبي اشاره کرد که در آنها اورانيم به عنوان محصول مهم همراه توليد مي شود
ذخاير طلا و همراهان آن
عموما طلا، با سولفيد هاي فلزي غيرآهني و کاني هاي وابسته به آن، ارتباط بسيار نزديکي دارد و اغلب با اين سولفيدها و يا محصولات ناشي از اکسيد شدگي آنها همراه است. اين همراهان طلا عبارتند از:
کالکوپيريت، اسفالريت، گالنيت، آرسنوپيريت، پيريت، آنتيمونيت، ليمونيت و کوارتز.
آنتيمونيت
آنتيمونيت معمولا به صورت بلورهاي ستوني(columnar) و سوزني يا اينکه به صورت شعاعي پديدار مي شود و به ندرت به صورت آگرگات در کوارتز ديده مي شود، ترد و شکننده بوده ، رنگ آن خاکستري سربي و داراي جلاي فلزي مي باشد.
ليمونيت ( کانه آهن قهوه اي )
انباشتگي و تراکم اين کاني در قسمت هاي آلتره شده ي کانه ي سولفيدي، از اين جهت قابل توجه است که در بعضي مواقع داراي مقادير زيادي از طلا مي باشد
طلا همراه با مالاکيت، توربرنيت، ولفنيت و کازوريت
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4908_1.jpg
طلا همراه با پيريت و سيليس
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4908_2.jpg
کوارتز بيشتر از ديگر کاني ها، طلا را همراهي مي کند. بدين سبب اغلب در رگه هاي کوارتزي وجود دارد. طلاي آشکار(visible gold) اغلب در کوارتزهاي زرد – قهوه اي با ادخال هاي اخري (ochreous) ديده مي شود.
کاني هرزه سنگ طلا
کاني هرزه سنگ طلا، معمولا کوارتزاست، اما کربنات ها، تورمالين، فلوئوراسپار ( فلوئوريد کلسيم CaF2 ) و مقدار کمي از کاني هاي غير فلزي نيز ممکن است به عنوان هرزه سنگ (Gongue) طلا وجود داشته باشند. طلا معمولا در سولفيدهاي فلزات پست(Basemetals) و کاني هاي وابسته ي آن، جاي مي گيرد.
به طور کلي کانسارهاي طلا را به دو نوع تقسيم بندي مي کنند
الف- کانسارهاي برجا
در کانسارهاي برجا طلا همراه سنگ هاي آذرين اسيدي عميق و بينابين و به ندرت در سنگ هاي آذرين خروجي پيدا مي شود. در هر صورت همراه کوارتز در رگه هاي کوارتزي، همراه کاني هاي کلسيت، باريت، فلورين، آلاباندين(Alabandin) و همچنين همراه کاني هاي فلزي مانند: پيريت، بلند، کالکوپيريت، کاني هاي نقره و کاني هاي تلور(Te) و خيلي به ندرت همراه سلنيم (Se) است.
ب- کانسارهاي آبرفتي
از تخريب کانسارهاي برجا و حمل و نقل آن به وسيله ي عوامل طبيعي، کانسارهاي آبرفتي تشکيل مي شود و تجمع طلاي ناب در اين صورت در بستر رودخانه ها و درياچه هاي بسته، انجام مي گيرد، در آن صورت طلا همراه ساير کاني هاي سنگين مانند کرندوم (Corundum) و زيرکن (Zircon)و منازيت (Monazite) و کاسيتريت و نارسنگ (Garnet) و بالاخره مگنتيت (به شکل ماسه سياه) است. در پوسته ي زمين، تخمين زده مي شود که داراي مقدار متوسط 0001/0 اونس طلا به ازاي يک تن کوچک يا 5/3 قسمت در بيليون (3/5PPB) طلا باشد. سنگ هاي رسوبي به ويژه ماسه سنگ ها از درصد بيشتري طلا برخوردارند. درميان سنگ هاي آذرين، مقدار متوسط طلا در سنگ هاي مافيکي (mafic) تيره فام کمي بالاتر بوده و نسبت به سنگ هاي فلسيک (Felsic) پايين تر است. آب دريا نوعا داراي 011/0 (PPB) طلا مي باشد، هرچند اين مقدار از لحاظ مکاني از 44(PPB) تا 0/001(PPB) در نوسان است و مقدار طلا در آب هاي سطحي همانند آب دريا، در همان محدوده بوده و وابستگي زيادي به منبع آن پيدا مي کند. براي نمونه آب هايي که از معادن طلا در ياکوت جنوبي (Yakut) در شوروي جاري مي شوند، شامل مقدار متوسط 0/7(PPB) تا 0/9(PPB) طلا مي باشند.
تصويري از آبرفت پلاسري
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4909_1.jpg
طلاي بدست آمده از پلاسرها
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4909_2.jpg
در ايالات کلرادو آمريکا، پساب حاصله ازمعادن طلا و نواحي ديگر شامل 0/15 pbb طلا هستند. لازم به يادآوري است که چشمه هاي آب گرم معمولا نسبت به آب هاي ديگر از درصد بيشتر طلا برخوردارند و کانسارهاي طلا در بسياري از انواع سنگ ها يافت مي شوند. کانسارهاي هيدروگرمايي در سنگ هاي آذرين واسطه اي و اسيدي و آبرفت هاي رسوبي (Silty) سنگ هاي کربناته ي رگه دار و در سنگ هاي متامرفيک (Metamorphic) يا رسوبي سيليسي يا آلوميني، به طور معمول تري ظاهرگشته و ديده مي شود.
اصولا کانسارهاي طلا داراي منشاهاي زيرند: هيدروگرمايي(Hydrothermal) ، هيدروگرمايي- متامرفيک (Hydrothermal Metamorphic) ، متامرفيک، آبرفتي(رگه اي، توده اي و پراکنده) و جوش سنگ ها (Conglommerates) (لايه هاي سطحي، شکاف هاي باريک ايجاد شده در طول زمان).
طلا اساسا، همان طوري که گفته شد، به صورت فلز طبيعي رخ داده و با نقره و ديگر فلزات تشکيل آلياژ مي دهد و همچنين به صورت تلوريد ها (Tellurides) ظاهر مي شود. از جمله آلياژهاي طلا مي توان به الکتروم (Electrum) آلياژ طلا و نقره اشاره کرد و البته ساير مواد معدني طلا کمياب بوده و طلا معمولا همراه با سولفيدهاي آهن، نقره، آرسنيک، آنتيموان و مس مي باشد. اگرچه غني ترين کانسارهاي رگه اي از نوع رگه اي شکاف دار همراه با گانگ کوارتزي (Quartz Gangue) مانند بونانزس (Bonanzas) مي باشند، لکن طلا بيشتر از کانسارهاي عظيمي که عيارشان متوسط است استخراج مي شود. در آفريقاي جنوبي براي مثال، کاني هاي طلا با 10/2 اونس طلا در تن مورد عمليات بهره برداري قرار مي گيرند و در کنار آن معادني وجود دارند که در آنها کاني هاي مربوطه در هر تن 69/0 اونس طلا موجود است. کاني هاي طلاي ايالات متحده ي آمريکا، به طور متوسط 1/0 اونس يا کمتر طلا در هر تن دارند، هر چند امروزه با بهره گيري از روش هاي جداسازي و بازيابي ويژه اي ( فرآيند جداسازي کپه اي شيميايي ) کاني هاي با کمتر از 1/0 اونس طلا در تن را مي توان مورد بهره برداري قرار داد.
منشا طلا:
بيشتر ذخاير طلا، داراي منشا آذرين بوده و يا اينکه از تمرکزهاي سطحي، سرچشمه مي گيرند، و تعداد کمتري از ذخاير طلا بر اثر کنتاکت متاسوماتيسم به وجود مي آيند، اما ذخاير رگه اي اکثرا در اثر محلول هاي هيدروترمال حاصل مي شوند. بين رگه هاي طلادار و سنگ هاي نفوذي يک ارتباط گسترده وجود دارد که پيوند اين دو را، به وضوح مشخص مي کند. طلا در توده هاي معدني از منشا گرمابي، همراه پيريت، ميسپيکل کوارتز و يا همراه رودوکروزيت( Rhodochrosit ) و ساير کاني هاي منگنز و باريتين تشکيل مي شود.
تصويري از رگه طلادار
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4910_1.jpg
رگه هاي نوع اول ( سولفيد طلا، کوارتز طلادار ) توده هاي معدني قديمي و قاعدتا، بدون نقره بوده و با سنگ هاي آذرين دروني مربوط هستند، اين رگه ها گاهي با پديده ي متاسوماتوز، بستگي دارند. تمرکزهاي مکانيکي، ذخايرعظيم پلاسري را به وجود مي آورند که اين پلاسري هاي طلادار براي استخراج طلا ، امروزه بسيار مهم هستند و در داخل ماسه ها و شن ها به همراه ساير فلزات سنگين، طلا ديده مي شود. مقدار طلا در پلاسرها تا چند دهم گرم در تن نيز مي تواند از نظر اقتصادي مناسب باشد.
ذخاير ********ژن داراي مقدار ناچيزي طلا هستند.
چگونگي پيدايش پلاسر طلا:
ذخاير طلاي پلاسري ، در نتيجه ي هوازدگي و تخريب سنگ هاي طلادار، حاصل مي شوند . تغييرات دما، آب و حلال هاي طبيعي، سنگ ها را تجزيه و تخريب کرده و طلا را آزاد مي نمايد، سپس محصولات هوازدگي توسط آب هاي جاري حمل شده و در ضمن تا حد اندازه هاي کوچکي خرد مي شوند بنابراين مقدار طلاي بيشتري آزاد مي شود.
طلا به خاطر داشتن جرم حجمي بالا ، در ميان توده هاي سيلت، ماسه و گراول جايگزين شده و به وسيله ي جريان رودخانه حمل مي گردد بيشتر مواقع طلا مانند مواد سبک تر به مناطق دورتر حرکت مي کند و در زماني که سرعت جريان رودخانه براي حمل طلا به نقاط دورتر کافي نيست، مستقر شده و معمولا بر روي سنگ بستر متمرکز مي شود و اصولا جرم حجمي بالاي طلا در مقابل عمل حمل و نقل به آن مقاومتي مشابه به دانه هاي درشت تر از ماسه مي دهد.
تشکيل پلاسرهاي عظيم، با به وجود آمدن يک سطح مبناي جديد در منطقه که ناشي از تخريب عميق و شديد سنگ هاست، همراه مي باشد.ذخاير طلاي پلاسري معمولا در مناطقي که رگه هاي طلادار وجود دارند يافت مي شوند ولي ذخائر موجود در رگه ها ممکن است بسيار کمتر يا ريزدانه تر از آن حدي باشند که از نظر اقتصادي قابل توجه باشد.
نحوه طلاشويي درون لاوک
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4911_2.jpg
طلاي پلاسري شسته شده درون لاوک
http://ngdir.ir/Data_SD/GeoportalInfo/Subjects/Pics/4911_1.jpg
پلاسرها را به اشکال متنوعي تقسيم بندي مي نمايند ولي مي توان گفت که پلاسرها، نهايتا به دو گروه تقسيم بندي مي شوند:
1- پلاسرهاي کم عمق( پلاسرهاي مدرن)
اين گونه پلاسرها معمولا در داخل رودخانه ها و يا در نزديکي آنها وجود داشته و توسط ديگر رسوبات پوشيده نشده است.
2- پلاسرهاي عميق( پلاسرهاي قديمي)
اين پلاسرها در زير انبوهي از سنگ هاي پيوسته coherent مدفون شده اند.
با سلام
استفاده از تصاوير ماهواره يي ارائه شده از زمين توسط 8 سرويس گوگل ، ياهو و ... بدون نياز به نرم افزار
FlashEarth سايتي است که به شما اين امکان را ميدهد تا تصوير ماهواره يي ارائه شده از زمين توسط سرويس هاي نقشه گوگل، نقشه ياهو، زمين مجازي مايکروسافت، Ask.com و غيره را بدون استفاده از نرم افزار مشاهده کنيد.
يكي از قابليت هاي بسيار جالب اين سايت اين است كه تصاوير كره زمين را در قالب سرويسهاي مختلفي مثل: Google Maps, Yahoo Maps, Windows Live Local, Ask.com Maps و... به شما نشان مي دهد.
به طور مثال تصوير استفاده از Google Maps و بار ديگر توسط Microsoft VE نشان داده شده است.يعني شما به سادگي و فقط با يك كليك مي توانيد تفاوت عكسهاي گرفته شده توسط سيستم هاي مختلفي كه تصاوير نقاط مختلف كره زمين را نشان مي دهند مشاهده كنيد.
از ديگر قابليت هاي سايت Flash Earth اين است كه تصاوير NASA maps را به صورت آپديت روزانه به شما نشان مي دهد.
http://www.flashearth.com/ (http://www.flashearth.com/)
http://www.fadak.us/Scientific/Mine/Link/Image/Link_02.jpg
ARCMAP برنامه مركزي ArcGIS desktop است كه براي تمام پردازش هاي مبتني بر نقشه از قبيل كارتوگرافي،آناليز نقشه و انواع ويرايش داراي قابليت هاي منحصر بفردي مي باشد. اين برنامه همواره دو نوع نمايش مختلف از نقشه ها بوجود مي آورد:نمايش جغرافيايي داده ها و نمايش داده ها بصورت نقشه جانمايي شده.با استفاده از نمايش جغرافيايي كاربر قادر به سمبل سازي و اختصاص آن به لايه ها،آناليز هاي مختلف و تاليف و گردآوري مجموع دادگان مختلف نمايد.همچنين در بخش نمايش بصورت نقشه كاربر قابليت كار با صفحات مختلف نقشه مي باشد كه اكنون علاوه بر نمايش جغرافيايي داده ها ساير جزئيات يك نقشه از قيبل نوار مقياس،علائم و اختصارات و مراجع نقشه را نيز شامل مي گردد.
Arcmap راهكارهاي متفاوتي در ديد و طرح بندي آن ارائه مي دهد كه طي آن مي توانيد گستره وسيع تري از عملياتهاي GIS پيشرفته را به اجرا درآوريد. ArcMap به كاربران امكان نمايش و تفسير نقشه ها، ايجاد كيفيت در نقشه هايي كه امكان كپي برداري از آنها با مشكل روبروست همچنين امكان اجراي عملياتهاي تحليل فضايي را فرآهم مي آورد. اين برنامه تبديل و تحولي آسان از نمايش يك نقشه تا ويرايش خصيصه هاي فضايي آن را ايجاد كرده است. کتاب زیر به آموزش نرم افزار Arcmap می پردازد:
دانلود کتاب الکترونیک آموزش Arcmap (حجم: 1.94 Mg) (http://mmaleki.persiangig.com/document/Arcmap%20Learning.exe)
نوشته شده توسط ๑۩۞۩๑ محمد مهدی مالکی
آموزش نرم فزار ArcView (http://mmaleki.persiangig.com/document/ArcView_learning.rar)
دریافت کتاب زمین شناسی ایران برای گوشی همراه(جاوا) (http://mmaleki.persiangig.com/Mobile-Ebook/Geology-Of-Iran-mobile-Book.zip)
راهنماي چگونگي استفاده از دستگاه GPS و نقشه هاي جغرافيائي به زبان اصلي 42 صفحه (http://www.garmin.com/manuals/UsingaGarminGPSwithPaperLandMaps_Manual.pdf)
پالئوپالینولوژی (نگارش دوم)
Paleopalynology: Second Edition
http://farm4.static.flickr.com/3186/2757676549_e06af57dba.jpg?v=0
دانلــــــــــــــــــود (http://www.mediafire.com/?ggihljmtmnu)
By Alfred Traverse
Publisher: Springer
Number Of Pages: 813
Publication Date: 2008-09-24
ISBN-10 / ASIN: 1402066848
ISBN-13 / EAN: 9781402066849
Binding: Paperback
Product Description:
Paleopalynology, second edition, provides profusely illustrated treatment of fossil palynomorphs, including spores, pollen, dinoflagellate cysts, acritarchs, chitinozoans, scolecodonts, and various microscopic fungal and algal dispersal bodies. The book serves both as a student text and general reference work. Palynomorphs yield information about age, geological and biological environment, climate during deposition, and other significant factors about the enclosing rocks.
Extant spores and pollen are treated first, preparing the student for more difficult work with fossil sporomorphs and other kinds of palynomorphs. Recognizing that palynomorphs occur together in rocks because of chemical robustness and stratigraphic distribution, not biological relationship, the central sections are organized stratigraphically. Among many other topics presented are the sedimentation and geothermal alteration of palynomorphs, and palynofacies analysis. An appendix describes laboratory methods. The glossary, bibliographies and index are useful tools for study of the literature.
+ نوشته شده توسط میثم همتي
کشف الماس
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 11:9
كشف بزرگترين و گرانقيمت ترين الماس دنيا
http://i37.tinypic.com/29zzsxl.jpg
معدنچيان شهر لسوتو موفق به كشف يكي از بزرگترين الماس هايي شدند كه تا به حال در جهان كشف شده است. اين سنگ 478 قيراطي توسط معدنچيان در معدن لتسنگ واقع در شهر لسوتو يافته شد و به گفته متخصصان اين سنگ بيستمين سنگ جواهر بزرگي است كه تا به حال يافته شده است.
به گفته شركت Gem Diamonds اين سنگ تراش نخورده كه تا كنون اسمي براي آن انتخاب نشده است، قابليت تبديل به الماسي 150 قيراطي و تراش خورده را دارد كه مي توان آن را تا ده ها ميليون دلار به فروش رساند.
بررسي هاي اوليه بر روي اين سنگ نشان مي دهد كه داراي رنگ و شفافيت عالي بوده و از الماس 105 قيراطي كوه نور كه در حال حاضر قسمتي از تاج سلطنتي انگلستان را تشكيل ميدهد نيز بزرگتر خواهد بود. اما به گفته متخصصان اين سنگ در مقابل سنگ تراش خورده و 530 قيراطي Cullinan كه ستاره بزرگ آفريقا نيز خوانده مي شود، بسيار كوچك است.
الماس كوه نور يكي از بزرگترين الماسهاي جهان است كه توسط نادر شاه در سال 1738 ميلادي به ايران آورده شد و پس از مرگ وي و در طي دوره هاي مختلف اين الماس به هند بازگردانده شده و سپس توسط كمپاني هند شرقي به انگلستان منتقل شده و در سال 1877 ميلادي رسما به قسمتي از اموال سلطنتي انگلستان تبديل شد.
نوشته شده توسط وحيد توكلي
[CENTER]بزرگترین کامیونهای معدن جهان ( شگفت انگیز ! )
اولین کامیون متعلق به شرکت معروف کاترپیلار هست . مدل 797 که با یک ماشین دو دفرانسیل جنرال موتورز کنار هم مقایسه شده .
http://i38.tinypic.com/14le1u.jpg
دومین ماشین هم لیبهر مدل تی 282 هست که رانندش کنارش ایستاده
http://i38.tinypic.com/2w57ytk.jpg
زمين شناسي راديو ايزتوپ ها
Radiogenic Isotope Geology
By Alan P. Dickin
Download (http://www.mediafire.com/?gdfozfjmt2j)
Publisher: Cambridge University Press
Number Of Pages: 510
Publication Date: 2005-05-23
ISBN-10 / ASIN: 0521530172
ISBN-13 / EAN: 9780521530170
Binding: Paperback
Product Description:
The new and fully updated edition of this popular advanced level textbook reviews the geological applications of techniques involving natural radioactive elements. Comprehensive coverage is given to both rock dating and isotopic tracer studies. Placing more emphasis on applications to the environmental sciences, this new edition covers the latest methods. First Edition Hb (1995): 0-521-43151-4 First Edition Pb (1997): 0-521-59891-5.
اقيانوس شناسي ديرينه در سنوزوئيك پسين
Proxies in Late Cenozoic Paleoceanography
http://i35.tinypic.com/2ns85ra.jpg
By Hillaire-Marcel 2007
Download (16.9 MB) (http://www.mediafire.com/?hnzzimfzwzi)
Publisher: Elsevier Science
Number Of Pages: 862
Publication Date: 2007-07-06
ISBN-10 / ASIN: 0444527559
ISBN-13 / EAN: 9780444527554
Binding: Hardcover
Product Description:
The present volume is the first in a series of two books dedicated to the paleoceanography of the Late Cenozoic ocean. The need for an updated synthesis on paleoceanographic science is urgent, owing to the huge and very diversified progress made in this domain during the last decade. In addition, no comprehensive monography still exists in this domain. This is quite incomprehensible in view of the contribution of paleoceanographic research to our present understanding of the dynamics of the climate-ocean system. The focus on the Late Cenozoic ocean responds to two constraints. Firstly, most quantitative methods, notably those based on micropaleontological approaches, cannot be used back in time beyond a few million years at most. Secondly, the last few million years, with their strong climate oscillations, show specific high frequency changes of the ocean with a relatively reduced influcence of tectonics. The first volume addresses quantitative methodologies to reconstruct the dynamics of the ocean andthe second, major aspects of the ocean system (thermohaline circulation, carbon cycle, productivity, sea level etc.) and will also present regional synthesis about the paleoceanography of major the oceanic basins. In both cases, the focus is the "open ocean" leaving aside nearshore processes that depend too much onlocal conditions. In this first volume, we have gathered up-to-date methodologies for the measurement and quantitative interpretation of tracers and proxies in deep sea sediments that allow reconstruction of a few key past-properties of the ocean( temperature, salinity, sea-ice cover, seasonal gradients, pH, ventilation, oceanic currents, thermohaline circulation, and paleoproductivity). Chapters encompass physical methods (conventional grain-size studies, tomodensitometry, magnetic and mineralogical properties), most current biological proxies (planktic and benthic foraminifers, deep sea corals, diatoms, coccoliths, dinocysts and biomarkers) and key geochemical tracers (trace elements, stable isotopes, radiogenic isotopes, and U-series). Contributors to the book and members of the review panel are among the best scientists in their specialty. They represent major European and North American laboratories and thus provide a priori guarantees to the quality and updat of the entire book. Scientists and graduate students in paleoclimatology, paleoceanography, climate modeling, and undergraduate and graduate students in marine geology represent the target audience. This volume should be of interest for scientists involved in several international programs, such as those linked to the IPCC (IODP - Integrated Ocean Drilling Program; PAGES - Past Global Changes; IMAGES - Marine Global Changes; PMIP: Paleoclimate Intercomparison Project; several IGCP projects etc.), That is, all programs that require access to time series illustrating changes in the climate-ocean system.
* Presents updated techniques and methods in paleoceanography
* Reviews the state-of-the-art interpretation of proxies used for quantitative reconstruction of the climate-ocean system
* Acts as a supplement for undergraduate and graduate courses in paleoceanography and marine geology
amirabbas_sz
02-12-2008, 11:59
بررسي آزمايشگاهي تاثير هندسه نمونه بر ويژگي هاي الاستيک ديناميک و استاتيک سنگ آهک نکا
فولادچي سروش,حسيني محمد فاروق,گنجي مجتبي
امروزه يکي از روش هاي برآورد سريع و ارزان قيمت ثابت هاي الاستيک در مهندسي سنگ استفاده از روش هاي ديناميکي است. لذا بايد تمام پارامترهاي موثر در نتايج آزمايش هاي آنها را بررسي نمود تا با ايجاد شرايط مناسب بتوان از صحت و دقت نتايج اطمينان حاصل کرد. يکي از پارامترهاي موثر در نتايج اين آزمايش ها شکل يا نسبت طول به قطر (L/D) نمونه هاي مورد آزمايش است. استانداردهاي موجود (ISRM , ASTM) در مورد آزمايش هاي ديناميک و استاتيک چنان القا مي کنند که برخلاف تاثير بسيار زياد نسبت (L/D) بر نتايج آزمايش استاتيک، اين پارامتر تاثير چنداني در آزمايش ديناميک نخواهد داشت. در اين تحقيق با هدف تعيين تاثير واقعي اين نسبت بر نتايج آزمايش هاي استاتيک و ديناميک، برروي سنگ آهک نکا در نسبت هاي طول به قطر 0.5، 1، 1.5، 2، 2.5 و 3 و در هر نسبت 5 آزمايش ديناميک و 3 آزمايش استاتيک (در مجموع به تعداد 48 آزمايش) انجام شد. نتايج نشان مي دهد که تغيير نسبت (L/D) از 0.5 تا 3 تاثير غير قابل انکاري بر پارامترهاي تغيير شکل پذيري (مدول الاستيسيته، مدول برشي و ضريب پوآسون) در هر دو دسته آزمايش مورد اشاره دارد. مقايسه نتايج حاصل، حاکي از تاثيرپذيري بيشتر آزمايش استاتيک نسبت به ديناميک از شکل نمونه است. همچنين با افزايش نسبت (L/D) تا نزديک 3 پارامترهاي الاستيک ديناميک به سمت مقدار ثابتي مي رود اما روند نتايج استاتيک همچنان صعودي مي باشد. به هر حال لا توجه به نتايج حاصل مي توان پيشنهاد نمود كه بايد در مورد تاثير شكل نمونه بر نتايج آزمايش هاي ديناميك حتما تدابيري انديشيده شود. در مورد آزمايش هاي استاتيک نيز اکتفا به نسبت طول به قطر ارايه شده در استانداردها کافي به نظر نمي رسد.
كليد واژه: مدول الاستيسيته استاتيکي، مدول الاستيسيته ديناميکي، مدول برشي ديناميکي، ضريب پوآسون استاتيکي، ضريب پوآسون ديناميکي، آزمايش هاي الاستيک، آزمايش هاي ديناميک
دانلود: http://www.sid.ir/Fa/image/PDF.gif (http://www.sid.ir/Fa/VEWSSID/J_pdf/74413850101.pdf)
اولين معدن نيکل ايران و بزرگترين معدن جهان در فارس کشف شد
معاون امور معادن فارس:
مداخله مديران محلي، امنيت سرمايهگذاري در معادن را کاهش داده استسرويس: صنعت و معدن
1387/10/28
01-17-2009
8710-10736: كد خبر
http://64.130.220.65/Thumbnails/pics/1386/10/Economy/wh120-97.jpg (http://isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1267337-1&Lang=P)خبرگزاري دانشجويان ايران - شيراز
سرويس: صنعت و معدن
معاون امور معادن و اکتشافات معدني سازمان صنايع و معادن فارس گفت: اولين معدن نيکل کشور سال گذشته توسط يکي از متخصصين معدن در سرچهان بوانات کشف و تخمين زده شده است که 43 ميليون تن ذخيره داشته باشد و در صورت اثبات بزرگترين معدن نيکل جهان خواهد شد.
مهندس سيد داود حسيني ـ معاون امور معادن و اکتشاف سازمان صنايع و معادن فارس ـ در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در خصوص معادن استان اظهار كرد: عمده معادن فارس را سنگهاي گچ، آهک، مارن، نمک آبي و نمک سنگي تشکيل داده که در کارخانجات سيمان، پتروشيمي، واحدهاي فرآوري نمک صنعتي و توليد مصالح ساختماني مورد استفاده قرار مي گيرند.
وي در ادامه افزود: معادن استان در نوار باريک سنندج، سيرجان که از شمال غرب استان به سمت جنوب شرق کشيده شده، واقع شدهاند و از شهرستانهاي اقليد، خرم بيد، بوانات، ارسنجان و ني ريز عبور کرده است.
حسيني با بيان اينکه عمده کانسارهاي درجه يک استان در اين منطقه است، گفت: معادن فلزي مس، آهن، منگنز، کورميت و انواع سنگهاي تزئيني شامل چيني و سنگ مرمريت استان نيز در اين نوار واقع شدهاند.
وي افزود:280 معدن در استان فعالند که سالانه13ميليون تن مواد معدني استخراج و براي4500 نفر به طور مستقيم شغل ايجاد کرده است که با اين آمار در جايگاه پنجم کشور قرار گرفتهايم.
معاون امور معادن و اکتشافات صنايع و معادن فارس با اشاره به خصوصيات معدن خاک نسوز استان اظهار كرد:90 درصد خاک نسوز کشور در فارس توليد مي شود که در توليد صادرات آن در جايگاه اول قرار داريم، همچنين با توليد20 درصد سنگ چيني و مرمريت نيز در جايگاه اول توليد اين مواد معدني در کشور هستيم.
وي در خصوص اکتشافات و استخراج مواد معدني فلزي استان نيز گفت: اکثر صاحبنظران فکر مي کردند استان در توليد مواد معدني فلزي جايگاهي ندارد و اين در حالي است که در دو سال گذشته موفق به کشف 18 ميليون تن سنگ آهن در خرم بيد و بوانات شدهايم.
حسيني با اشاره به پتانسيلهاي مطلوب فلزي قطرويه ني ريز تصريح کرد: متأسفانه اين پتانسيل مطلوب در نزديکي منطقه حفاظت شده بهرام گور قرار دارد که مشکلات خاصي با محيط زيست به وجود آمده و جهت اعتلاي معدني استان نيازمند تعامل بيشتر معدن کاران و حفاظت محيط زيست است.
وي در پاسخ به ايسنا، گفت: اولين معدن نيکل کشور سال گذشته توسط يکي از متخصصين معدن در سرچهان بوانات کشف شد که دو ميليون و دويست هزار تن لاتريک نيکل دار با عيار 33/1 درصد اکسيد نيکل و 04/32 درصد اکسيدن آهن قطعي دارد و تخمين زده شده است که 43 ميليون تن ذخيره داشته باشد که در صورت اثبات بزرگترين معدن نيکل جهان خواهد شد.
حسيني ادامه داد: مراحل مطالعات اوليه جهت افزايش اين کانسار توسط بخش خصوصي در حال پيگيري و بررسي است و با پايان مراحل اوليه و اثبات ذخيره احتمالي، واحد فرآوري و کاني آرايي نيز در آن مکان احداث ميشود.
وي از صادرات سالانه بيش از20 ميليون دلار مواد معدني فرآوري شده، از اين استان به کشورهاي حوزه خليج فارس خبر داد و گفت: 25 درصد صادرات استان را صادرات مواد معدني تشکيل مي دهد که شامل انواع سنگ تزئيني، کوروميت و پودر گچ مي شود؛ به غير از سنگ تزئيني20 هزار تن سنگ نما و تزئيني خام يا نيمه فراوري شده نيز صادر شده است.
معاون امور معادن و اکتشاف سازمان صنايع معادن فارس با اشاره به اينکه صنايع فرآوري مواد معدني استان کافي نيست، اظهار كرد: توان معدني استان خصوصا در فرآوري سنگ تزئيني، نما و مصنوعات سنگي گرچه در سالهاي اخير توسعه داشته است اما کافي نيست!
وي ادامه داد: يکي از مرغوب ترين سنگ تزئيني، سنگ مرمريت کرم استخواني است که در فارس توليد و عمدتا به صورت خام يا نيمه فرآوري شده به چين صادر و پس از فرآوري دوباره با قيمت چند برابر به کشور وارد مي شود.
حسيني معتقد است: با وجود دسترسي آسان به مواد اوليه، کارگر و بازار مناسب نزديک در صورت افزايش دانش فني و بهره وري مي توان سهم چشمگيري از صادرات و درآمد غيرنفتي را از راه صادرات مواد معدني فرآوري شده را به دست آورد.
وي فقدان تکنولوژي مناسب و بومي را از مشکلات صنعت معدن دانست و گفت: فقدان دانش بهره وري، تکنولوژي مناسب، توليد کالاي مورد نياز بازار و تشکلي قوي جهت بازاريابي جهاني باعث شده علي رغم وجود مزاياي مختلف در صنعت سنگ نتوانيم موفق شويم.
معاون امور معادن و اکتشاف صنايع و معادن فارس در پاسخ به ايسنا گفت: 70 معدن متروکه فاقد بهره بردار در استان وجود دارد که عمدتاً به دليل احداث صنايع فرآوري بزرگ، منطقهاي بودن بازار فروش و کيفيت مواد معدني تعطيل شدهاند.
وي در ادامه گفت: برخي از معادن متروکه نيازمند عمليات اکتشافي جديد هستند و اين قابليت را دارند که متقاضيان با دريافت مجوز لازم عمليات اکتشافي و استخراج آنها را انجام دهند.
حسيني بر اين باور است که مخالفت معارضين محلي که بعضا با حمايت مقامات محلي صورت مي گيرد مشکل اصلي توسعه معادن فارس است.
وي ادامه داد: اکثر معادن در منابع و اراضي ملي يا نزديک روستاها واقع شده که باعث تعرض محيط زيست و ساکنان روستاها مي شود.
حسيني اظهار كرد: ديگر مشکل مهم معدن کاري در فارس اين است که علي رغم سرمايه گذاري در بخش اکتشاف به محض اينکه ذخيره مطلوبي در استان شناسايي شد؛ معارضان محلي با پشتوانه مقامات منطقهاي دست به کار شده و ادعاي سهم مي کند که اين به هشداري تبديل شده و سرمايه گذاري در استان را تهديد و امنيت آن را کاهش داده است.
انتهاي پيام
كد خبر: 8710-10736
با سلام
دانلود دومقاله :
کلیات قانون معادن (http://rapidshare.com/files/175545286/mine-law.pdf.html)
تاثیر انفجارهای تاخیری در نتایج آتشباری (http://rapidshare.com/files/175548197/enfejar.pdf.html)
دانلود جزوه های مهندسی معدن
حفاری و آتشکاری :
http://www.4shared.com/file/54369172/3904fd5a/___online.htm l (http://www.4shared.com/file/54369172/3904fd5a/___online.htm%20l)
خدمات فنی درمعادن :
http://www.4shared.com/file/54371126/bbcacc59/___online.html (http://www.4shared.com/file/54371126/bbcacc59/___online.html)
مبانی مهندسی برق:
http://www.4shared.com/file/54608935/aa2eff33/___online.html (http://www.4shared.com/file/54608935/aa2eff33/___online.html)
مواد منفجره:
http://www.4shared.com/file/54629056/a8d00685/intoduce_blasting.html (http://www.4shared.com/file/54629056/a8d00685/intoduce_blasting.html)
کارگاه معدن :
http://www.4shared.com/file/55378122/67d84c7e/______1__.html (http://www.4shared.com/file/55378122/67d84c7e/______1__.html)
علوم زمین و آزمایشگاه :
http://www.4shared.com/file/57081136/97fd02fa/___.html (http://www.4shared.com/file/57081136/97fd02fa/___.html)
نقشه برداری معدن وعملیات :
http://www.4shared.com/file/57084162/da39c294/____.html (http://www.4shared.com/file/57084162/da39c294/____.html)
نقشه برداری عمومی:
http://www.4shared.com/file/57085666/60a7776d/____.html (http://www.4shared.com/file/57085666/60a7776d/____.html)
pass : shatel2000
اینم چند مقاله دیگه
- آزمایش مقاومت فشاری سه محوره (http://rapidshare.com/files/162433628/moghavemat.pdf.html)
2- تحلیل و مدلسازی داده های ژئوفیزیکی (http://rapidshare.com/files/162435857/model_sazi.pdf.html)
3- اطلاعات پروژه قمرود (http://rapidshare.com/files/162283540/ghomrod.pdf.html)
پلاتين (Pt) توليد جهان ميانگين توليد جهاني پلاتين در اين دوره ( 1994-2004)45/164545 کيلوگرم بوده که از 128000 کيلوگرم در سال 1994 به 146000 کيلوگرم در سال 1998، 160000 کيلوگرم در سال 2001 و 218000 کيلوگرم در سال 2004 افزايش نشان مي دهد .بخش اعظم پلاتين توليدي جهان توسط كشورهاي افريقاي جنوبي، روسيه، کانادا و امريكا توليد شده است .
http://ngdir.ir/Data_SD/MineMineral/Pics/Comment_1586.jpg
ميزان توليدپلاتينيوم در جهان در طي سالهاي 1997- 2004
صادرات جهان :
ميزان صادرات جهاني پلاتين از 6/50 کيلوگرم در سال 1995 به 3/59 کيلوگرم در سال 1998 و 2/93 کيلوگرم در سال 2000 افزايش نشان مي دهد
http://ngdir.ir/Data_SD/MineMineral/Pics/Comment_1587.jpg
ميزان صادرات پلاتين بر حسب ارزش در جهان از 1995 تا 2000
واردات جهان: ميزان واردات جهاني پلاتين از 221 کيلوگرم در سال 1995 به 302 کيلوگرم در سال 1998 و 318 کيلوگرم در سال 2000 افزايش نشان مي دهد .
http://ngdir.ir/Data_SD/MineMineral/Pics/Comment_1588.jpg
ميزان واردات پلاتين بر حسب ارزش در جهان از 1995 تا 2000
ذخاير جهان : ميزان ذخيره پايه و اقتصادي پلاتين جهان به ترتيب از 66000000 و56000000 کيلوگرم در سال 1995 به 80000000 و71000000 کيلوگرم در سال 2004 افزايش يافته است. کشورهاي آفريقاي جنوبي، روسيه، ايالات متحده امريکا و کانادا بيشترين ميزان ذخاير پلاتين دنيا را بخود اختصاص داده اند.
http://ngdir.ir/Data_SD/MineMineral/Pics/Comment_1581.jpg
ميزان ذخيره اقتصادي و پايه پلاتين در جهان در سال هاي 1995- 2004 بر حسب کيلوگرم
صنايع مصرف كننده :
پلاتينيوم به طور گسترده در جواهرسازي، ساخت انواع سيم و در ساخت بوته آزمايشگاهي، در صنايع شيميايي، براي ساخت كوره هاي الكتريكي دماي بالا و توليد اسيد سولفوريك استفاده مي شود. پلاتينيوم که به صورت ريز تقسيم شده اغلب به صورت كاتاليزورهاي شيميايي استفاده مي شوند.
اين فلز مي تواند مقادير زيادي از گاز ئيدروژن را جذب كند و زماني كه گرم شده مقداري از آن را آزاد كند و سپس در يك محيط ذخيره شده و براي استفاده به عنوان سوخت وسايط نقليه استفاده شود.
در صنعت شيمي از يك مقدار كافي عناصر گروه پلاتين و يا آلياژ پلاتينيوم- روديوم با عنوان كاتاليزور استفاده مي شود. كاتاليزورهاي پلاتين در پالايشگاه نفت خام باعث توليد گازوئيل با اكتان بالا و مواد مركب آروماتيك مورد نياز در صنعت پيروشيمي مي شود.
اين فلز يك ضريب انبساطي معادل شيشه سيليسي- آهكي- سودا ( اكسيدسديم ) دارد و براي ساخت الكترودهاي پوششي در سيستم هاي شيشه اي استفاده مي شود.
آلياژهاي كبالت و پلاتين خواص مغناطيسي خوبي دارند. يكي از اين آلياژها(بر اساس جرمي) با %7/76 پلاتين و %3/23 كبالت، تشكيل يك مغناطيس قوي را مي دهد.
آلياژ اوسميوم / پلاتينيوم براي ساخت دستگاه تنظيم كننده ضربان قلب و دريچه هاي جايگزيني و پيوندهاي انجام گرفته در عمل جراحي استفاده مي شود.
http://ngdir.ir/Data_SD/MineMineral/Pics/Comment_1584.jpg
ميزان مصرف ظاهري پلاتين در جهان در سال هاي1995- 2000
ميزان مصرف ظاهري پلاتين در جهان در طي اين دوره ( 1995 – 2000) از 177 کيلوگرم در سال 1995 به 256 کيلوگرم در سال 1998 و 491 کيلوگرم در سال 2000 افزايش يافته است
انواع مواد منفجره وغابی وژلاتینی خاص چالهای خیس ومرطوب:
Detagel:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page1.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page1.pdf)
++++
Detagel Continuous Presplit:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page2.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page2.pdf)
++++
600 SLX:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page3.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page3.pdf)
++++
800 SLX:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page4.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page4.pdf)
++++
Slurran 406/430:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page5.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page5.pdf)
++++
Slurran XLS & XG:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif (http://www.slurryexplosive.com/tech/page6.pdf)
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page6.pdf)
E113 & E113A:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page7.pdf) +++
KINEPAK
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page8.pdf) +++
600-20:
http://www.slurryexplosive.com/graphics/techdata.gif
Tech Data Sheet (http://www.slurryexplosive.com/tech/page9.pdf)
Amir Teraktor
28-07-2009, 16:03
سلام
در رابطه با سنگ شکن ها (اعم از فکی و ژیراتوری و...)مطالب انگلیسی و فارسی کسی چیزی داره؟!
سلام
در رابطه با سنگ شکن ها (اعم از فکی و ژیراتوری و...)مطالب انگلیسی و فارسی کسی چیزی داره؟!
با سلام
امیرجان کتاب کانه آرایی دکتر نعمت اللهی رو خونده اید؟
کتاب بسیار مفیدی هست.وراجع به تمامی سنگ شکن ها توضیح داده است .
مطالب خارجی رو هم میتونید در سایت های زیر پیدا کنید.
http://www.stone-crusher.org (http://www.stone-crusher.org/)
http://www.stonecrusher.cn (http://www.stonecrusher.cn/)
http://www.break-day.com (http://www.break-day.com/)
Mostafait
09-08-2009, 15:21
با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی!
می خواستم بدونم از دوستان و مهندسان و ... که عضو سایت هستند کسی از این نوع سنگ اطلاعاتی دارد یا نه؟!
اگه کسی اطلاعاتی داره خواهشا بگه که به غیر از این دو مواد یعنی آهک و سفیده ی تخم مرغ آیا ماده ی دیگری هم در تولید آن بکار رفته؟!
برای خرد کردن این نوع سنگ از چه چیزی می توان استفاده کرد!
من که یک تکه از این سنگ 20 سانت در 20 سانت و 20 سانت هم ارتفاع را با یک چکش 20 کیلویی هر چقدر ضربه زدم خرد نشد که نشد!
هر از گاهی لبه هاش پرت میشد! به اصطلاح میشه گفت خراش میفتاد روش!
Mostafait
09-08-2009, 15:35
این هم دو تصویر از تکه هایی از این سنگ که شاید شماها بهتر بشناسید که چه نوع سنگی هستش!
چند نفر از انسان های قدیمی و سن بالا گفته اند که از سفیده ی تخم مرغ + آهک ساخته شده است!
http://www.picpanda.com/images/wkf0mobtpwooprev47tx_thumb.jpg (http://www.picpanda.com/viewer.php?file=wkf0mobtpwooprev47tx.jpg)
http://www.picpanda.com/images/vbrg48l8xbtk4x1ad9j_thumb.jpg (http://www.picpanda.com/viewer.php?file=vbrg48l8xbtk4x1ad9j.jpg)
http://www.minepermits.ky.gov/NR/rdonlyres/1C9D972E-E3BA-4EB2-829E-D9B566F8D920/0/reclamation.jpg
بستن معدن و دلایل آن
1- مقدمه
براي يك دهه يا بيشتر است كه "بستن معدن" به طور جدي وارد فرهنگ لغات عاملان و تنظيم كنندگان فعاليت هاي معدني شده است. حتي مهندسين معدن دانشگاه هاي قديمي تلاش كردند كه اهميت فاز چهارم سيكل معدن كاري را همچون ديگر فازهاي مشهور: اكتشاف، توسعه و توليد، نشان دهند.
گر چه بستن معدن به عنوان يك بخش مهم شناخته شده است اما هنوز فاقد جذابيت نسبت به بقيه فازهاست. هنگامي كه يك معدن جديد باز مي شود سياستمداران محلي با شور و هيجان و ميل اين خبر خوب را دنبال مي كنند. تيم عملياتي معدن به ذوق مي آيند و فرصت هايي را براي ساختن و توسعه معدن مي بينند. اما هنگامي كه يك معدن بسته مي شود عكس آن اتفاق مي افتد. سياستمداران ديگر در ماتم معدن سوگواري نمي كنند. كارمندان اغلب بايد دنبال كار و محل زندگي جديد بروند. تعدادي از بهترين مديران براي كاري ديگر به جايي ديگر مي روند و اغلب به يك معدني كه جديد باز شده رفته تا بتوانند ارزش خود را به خوبي ايفا كنند. شهرت ها با بسته شدن معدن كم مي شود. اجتماع شغل هاي محلي كه با معدن رونق گرفته اند بايد خود را براي وضعيت بد آماده كنند. دولت هاي ناحيه اي و محلي به ماليات، حق الامتياز و زير ساختي كه به وسيله راه اندازي معدن ايجاد شده در بسياري موارد عادت كرده اند. در توسعه كشورها، مدارس و درمانگاه هاي ايجاد شده به وسيله كاركنان معدن، مورد استفاده اجتماع محلي در آن جاست كه اغلب يك مورد حيرت آور است. در برخي موارد، آثار زيست محيطي بعد از بستن معدن ناچيز است ولي در بعضي موارد اين آثار مبرم و فشارآور است.
از سال هاي 1970 تا اواسط سال هاي 1990 معدن كاران و تنظيم كنندگان فعاليت هاي معدني، به طور اساسي به پيامد محيطي بستن معدن تاكيد و توجه داشتند. نتيجه اينكه تكنيك هاي نوسازي معادن به وفور اصلاح شدند . اما تمركز فزاينده بر توسعه تا حد امكان و تاثير آن بر صنعت معدن كاري در زمان هاي اخير كمك كرده است تا به بيان اهميت اجتماعي بستن معدن نياز داشته باشيم. به طور مشخص، اكثراً بر كمينه كردن آثار معدن كاري بزرگ مقياس كه توسط چندين شركت كنترل مي شوند متمركز شده است. اما تعدادي از معدن هايي كه ديگر از لحاظ اجرايي در كشور هاي با اقتصاد توسعه يافته، مثل استراليا، آمريكا و كانادا متوقف شده اند بستن معدن براي شركت هاي معدن كاري و سرمايه گذاران در آن به عنوان يك مسئله مهم و دلواپس كننده است.
در 5 سال آخر، كار در يك تراز سراسري براي كمينه كردن آثار معدن كاري بر جامعه تحت شرايط رسيدن به توسعه ممكن انجام مي شود. گزارش نهايي پروژه MMSD براي مثال تاكيد مي كند: "براي يك معدن قطعاً، توسعه ممكن، اهداف بستن و آثار مفروض از بستن پروژه را توزيع كنيد. طرح بستن ديدي از نتيجه نهايي فرآيند و اتحاد اهداف براي اجراي آن ديد تعريف مي كند. اين فرم يك چارچوب كلي براي هدايت همه فعاليت ها و تصميم گيري ها در طول عمر معدن است. صورت بحراني براي اين هدف اين است كه تمام سود هاي پروژه، شامل درآمدها و دارايي ها براي توسعه ناحيه معدن كاري شده و بقا آن بعد از بستن معدن استفاده شوند." پروژه MMSD آمريكاي شمالي آثار بستن را به صورت عميق بررسي كرد تا " يك دسته اصول عملي و ضوابط را كه مي توانند به عنوان راهنما يا تست شناسايي براي طراحي، عمليات اجرايي، بستن، بعد از بستن و رفتار سنجي عملكرد هر كدام از عمليات ها در حال اجرا يا پيشنهادي در دوره هاي سازگاريشان با مفهوم تا حد امكان، ايجاد كند". آثار اجتماعي و محيطي به طور عميق و دقيق در ارتباط با سوالات زير شناسايي مي شوند:
• رفاه مردم ثابت مانده يا اصلاح خواهد شد؟
• آيا محيط زيست در مدتي طولاني قطعاً درست مي شود؟
گرچه آثار زيست محيطي و اجتماعي بستن معدن احتمالاً از پر اهميت ترين پيامدها از لحاظ ارزش پولي، انساني يا اكوسيستم است اما ديگر آثار نيز نمي توانند ناديده گرفته شوند. براي مثال هزاران معدن متروك در سراسر جهان وجود دارد كه از لحاظ ايمني مثلاً در چاه ورودي بسيار خطرناك هستند. فرونشست هاي فاجعه انگيز بيشماري در محل هاي معدن كاري شده مانند Timmins، Ontario و New Zealand رخ داده است. مسائل تكنيكي مانند استفاده بهينه از منابع، يك هدف قابل امكان كلاسيك بايد در فرآيند بستن معدن در نظر گرفته شوند. همچنين مسائل مالي و حقوقي بايد در طرح هاي بستن لحاظ شوند. تنها درصد كمي از معادن با برنامه ريزي بسته مي شوند، اين در حالي است كه بستن اكثر معادن قبل از موعد يا به صورت تصادفي به دلايل مختلف انجام مي شود.
2- چرا معدن بسته مي شود؟
دلايل بستن معادن مختلف است. بحث اصلي مسئله اقتصادي است كه به طور خاص يك نزول پيوسته در قيمت كالا است. به عبارت ديگر مي تواند مسئله زمين شناسي باشد به طور مثال، يك كاهش پيش بيني نشده در عيار يا اندازه ماده معدني. مسئله همچنين مي تواند به دليل شرايط ژئوتكنيكي، تكنيكي يا شكست تجهيزات مكانيكي يا تنظيمي به دليل نقض ايمني يا زيست محيطي بوده، يا مربوط به تغييرات سياست از زماني به زمان ديگر و به طور مشخص هنگامي كه دولت تغيير مي كند، باشد. معدن همچنين به وسيله فشارها و محدوديت هاي اجتماعي عليه معدن كاري و موارد ديگر در جامعه مي تواند بسته شود.
در حالت كلي، معادن هنگامي بسته مي شوند كه ذخايرشان تمام شود. در خيلي موارد اين آسان ترين سناريو براي مديريت كردن است. در اين موارد سرمايه گذارن مختلفي مقيد به بستن معدن با برنامه ريزي مي شوند. كارمندان براي مثال، مي توانند جايگزيني در شركت ها و جاهاي ديگر براي استخدام بيابند. جامعه اي كه رونق معدن كاري دارد فرصت هاي شغلي براي آن ايجاد مي شود كه سودهاي حتمي از فعاليتشان به دست مي آيد گرچه بايد به ياد داشت كه جوامع و اغلب كارمندان براي بستن معدن تدارك ديده نمي شوند. اين مسئله به طور مشخص در روستاها درست است مانند Broken Hill كه معدن كاري در آن براي دهه هاي زيادي انجام مي شده است. دولت ها بدون شك سودهايشان را با ماليات ها و حقوق دولتي افزايش مي دهند و بايد در مورد معدن در حال كار مطمئن شويم كه آثار زيست محيطي در جهت اهداف مورد توافق در بستن يا مديريت محيطي بهينه مي شوند.
2-1- بستن معدن به دلايل اقتصادي
يكي از بهترين مثال هاي شناخته شده، بستن معدن "mass" در اكتبر 1985 است هنگامي كه قيمت قلع بعد از، از بين رفتن قرارداد قلع بين المللي در بازار بورس فلز لندن به طرز فاجعه آميزي نزول كرد. قيمت بيشتر از 50% ، از 5.40 US$ به 2.50 $ نزول كرد. معادن زيادي نتوانستند در اين شرايط دوام بياورند. اين مسئله به طور طبيعي بر شركت هاي بزرگ اثر داشت اما به طور مشخص بر معدنكاران قلع در مقياس كوچك مثلاً در Tingha و Emmaville در استراليا تاثير گذاشت. آثار اين مسئله در زمينه زيست محيطي(محل باطله و برشهايي باز شده و بازسازي نشده بسيار) و زيان ها از لحاظ اقتصادي براي معدن كاران، صاحبان معدن و جوامع مهم بود. آثار در جوامع ديگر مثل بوليوي بيشتر مخاطره آميز بود و طبق گزارش 50000 معدن كار، كارشان را از دست دادند.
2-2- بستن معدن به دلايل زمين شناسي
ذخاير معدني بر پايه بهترين اطلاعات موجود تهيه شده از تكنيك هاي زمين شناسي، ژئوفيزيكي، ژئوشيميايي و حفاري و ديگر توانايي هاي مربوط تخمين زده مي شوند. تخمين بيش از اندازه عيار و تناژ براي يك نهشته مي تواند باعث بسته شدن پيش از موعد معدن شود. معدن Mount Todd در ناحيه شمالي يكي از اين مثال هاست. اينجا عيارهاي سر بالغ بر g/tonne 1 برآورد شده اند اما در حدود g 0.8 براي عمر معدن متوسط به دست آمده است. معدن بعد از 1 سال بسته شد در حالي كه طول عمر مورد انتظار معدن بيش از 9 سال بود. به طور مشابه Cumnock Coal در Hunter Valley در NSW در سال 2003 به خاطر "شرايط زمين شناسي ناسازگار" بسته شد. رئيس اجرائيات نشان داد: " خيلي مايوس كننده است كه ببينيم معدن زيرزميني بسته مي شود و كارمندان كارشان را از دست مي دهند، اين حقيقت آرامش دهنده است كه به دليل حمايت مالي زغال ناحيه X ، ما قادر هستيم عمر معدن را افزايش دهيم و مطمئن باشيم كه پيوستگي عمليات واجرائيات حفظ مي شود. به علاوه به عنوان نتيجه اي ديگر از اين حمايت مالي، Cumnock Coal قادر مي شود كه حقوق كارمندانش را به طور كامل رسيدگي كند.".
2-3- بستن معدن به دلايل ژئوتكنيكي
معدن كاري در يك توده سنگ ناهمگن انجام مي شود كه از محلي به محل ديگر نيز متفاوت است. اين ويژگي ها در شكل سنگ ها مثل درزه ها، كليواژ، كليت و ديگر ضعف هاي سطحي، تركيب شده با گسل ها، نواحي برشي و پيامدهاي هيدرولوژيكي مي توانند باعث شكست در توده سنگ شوند. ريزش نواحي كاري زيرزميني باعث بستن قبل از موعد خيلي از معادن مثل معدن Tom's Gully در ناحيه شمالي شده است كه توسط گسل قطع شده است و توسعه معدن به اين خاطر با شكست مواجه شده و به اين ترتيب شرايط ضعيف زمين غلبه مي كند. اغلب بستن غيرعادي معادن در استراليا در سال هاي اخير به دلايل ژئوتكنيكي بود سال 1998 با شكست كمر بالا يا پله در معدن Browns Creek در NSW مركزي، آب به طور يك شبه هجوم آورده و معدن پر از آب شد. معدن هرگز دوباره باز نشد. اين هجوم همچنين باعث مرگ 4 نفر از معدن كاران زغال شد و به دنبال آن معدن زغال Gretley در NSW در سال 1996 بسته شد. گرچه آثار زيست محيطي كمي وجود داشت اما جامعه به پيگيري شركت و مديران آن ادامه مي دهد(دسامبر 2003).
شكست هاي پله اي پيت در معادن روباز باعث بستن دائمي معادن مي شوند و اخيراً باعث مرگ 8 كارگر در معدن روباز Grasberg در اندونزي با اجراي PT Freeport شده است. معدن بعد از اين حادثه موقتاً بسته شد.
2-4- بستن معدن به دلايل شكست مكانيكي يا تجهيزاتي
بستن معدن به دليل شكست تجهيزاتي قسمتي از تاريخ معدن كاري مي باشد. يكي از موارد مشهور در اين مورد معدن Hartley در انگلستان بود كه در سال 1862 بسته شد هنگامي كه پمپ Cornish Beam در چاه تهويه معدن متلاشي شد. به عنوان يك نتيجه 199 معدنكار به دليل فقدان هوا از بين رفتند.
2-5- بستن معدن به دليل فشار ناظران
ناظران دولت به طور كلي قادرند كه به دلايل زيست محيطي و نقض ايمني معادن را ببندند. يك مثال خيلي عمومي اخير، معدن Baia Mare در روماني است. اين معدن همچنين با فشارAustralian Stock Exchange در تعويق كارشان مواجه بود. عمليات در معدن Mt Kasi براي بالغ بر 6 هفته به دليل شكست در سد باطله توسط دولت فيجي متوقف شد. معدن Northparkes به طور موقت در سال 1999 به دنبال يك حادثه كه موجب مرگ 4 نفر شد بسته شد.
2-6- بستن معدن به دليل سياست دولت
معدن كاري ماسه روي سواحل New South Wales و Queensland تقريباً به دليل سياست هاي دولت در پاسخ به فشارهاي اجتماعي، منسوخ شده و آنجا براي استفاده پارك ملي در نظر گرفته شده است. عمليات در Dillingham موقتاً به وسيله دولت فدرال در 1976 در جزيره Fraser در Queensland بسته شد، پس از تحقيق زيست محيطي معلوم شد كه معدنكاري از لحاظ زيست محيطي در جزيره تهديدي مهم به حساب مي آيد. بازگشايي معدن آزبست Woodsreef در NSW شمالي به خاطر بحث محيطي معدن كاري آزبست منع شده بود. معدن كاري آزبست و ماسه در سال هاي 1980 در آيين نامه وارد شد.
2-7- بستن معدن به دليل مخالفت اجتماعي
معدن طلاي Timbarra در NSW در سال 2001 به دليل مخالفت هاي پيوسته گروه مخالفين بسته شد. عيارهاي پايين به آسيا فرستاده مي شدند و شرايط نمناكي ماندگاري در طول كنسانتره شدن آن در عمليات اجرايي توزيع شده باعث بسته شدن قبل از موعد معدن مي شود. معدن اورانيوم Jabiluka يك عمليات توسعه اي تنها(تنها اورانيوم) اجرا كرد و به طور گسترده گروه هاي اجتماعي و زيست محيطي دو سال قبل از توقف معدن سازمان دهي شدند. صاحب Rio Tinto تصميم گرفته است كه در Jabiluka معدن كاري نخواهد كرد تا صاحبان سنتي و قديمي از معدن كاري حمايت كنند.
2-8- بستن معدن به دلايل ديگر
بعضي اوقات معادن قبل از اتمام ذخاير به دلايلي غير از آنچه كه تا به حال گفته شد بسته مي شوند. به عنوان مثال عمليات معدن كاري زغال در Catherine Hill Bay در NSW بعد از خريده شدن شركت توسط يك خريدار كه مي خواست ناحيه را براي ملك خود توسعه دهد بسته شد.
خیلی ممنون از پست مفید شما
http://www.rocscience.com/images/products/rocsupport/rocsupport1.gif
اين نرم افزار توسط شرکت ROCSCIENCE تهيه شده است و به صورت تخصصي به مسئله مکانيک سنگ، سيستم هاي پايداري تونل ها و آناليز تنش مي پردازد. از خصوصيات بارز نرم افزار ROCSUPPORT مي توان به استفاده از نمودار هاي تنش، کرنش و صلبيت نگهداري اشاره نمود که تاثير زمان ايستايي، نوع نگهداري و بهترين زمان نصب را بررسي مي نمايد.
دوستان برای دانلود نرم افزار ROCSUPPORT به آدرس زیر مراجعه کنند:
http://redirector.asrejavan.info/showpost.php?p=4199480&postcount=259
http://www.advanced-mining.com/images/upload/ams_200901_cover.jpg
این ژورنال معدنی مربوط به سال 2009 و کشور آلمان می باشد. این مجله را می توانید بصورت PDF به حجم 14.88MB از لینک زیر دانلود کنید.
http://www.advanced-mining.com/images/download_en.jpg (http://www.advanced-mining.com/images/upload/ams_200901_en.pdf)
نرم افزار Unwedge
http://www.cntech.com.cn/product/h000/h10/img200611251152490.gif
اين نرم افزار توسط شرکت ROCSCIENCE تهيه شده است و همانگونه که از نام آن بر مي آيد مربوط تحليل پايداري گوه هاي معدني در سازه هاي زيرزميني مي باشد. نرم افزار UNWEDGE توانايي مدل سازي گوه هاي معدني و فضاي زيرزميني را به صورت سه بعدي داشته و با محاسبات گوناگون از قبيل وزن، ميزان چسبندگي و ... پايداري گوه ها را بررسي مي نمايد. در ضمن با بررسي شرايط استفاده از Rock Bolt و تاثير آن، بهترين حالت نصب و تعداد و ... را مشخص مي كند.
دوستان برای دانلود نرم افزار به آدرس زیر مراجعه کنند:
http://redirector.asrejavan.info/showpost.php?p=4199508&postcount=260
دوستان سلام
من يك تحقيق جامع و كامل در مورد چالزني و آتشباري در معادن ذغال سنگ و يا معادن فلزي مثل آهن و مس ميخواستم((بخصوص در مورد مواد منفجره ي مصرفي در اين معادن و طريقه ي استفاده از آنها))
ممنون ميشم اگر كسي به من در اين زمينه كمك كنه!!!
دوستان سلام
من يك تحقيق جامع و كامل در مورد چالزني و آتشباري در معادن ذغال سنگ و يا معادن فلزي مثل آهن و مس ميخواستم((بخصوص در مورد مواد منفجره ي مصرفي در اين معادن و طريقه ي استفاده از آنها))
ممنون ميشم اگر كسي به من در اين زمينه كمك كنه!!!
سلام
دوست عزیز مقاله که زیاد هست ولی مقاله ای که همه رو در بر داشته باشه وجود نداره.اگر مقاله بدرد بخور میخواین یه سرچ داخل سایت www.sciencedirect.com بکنید وسپس در تاپیک (((((درخواست مقاله از سایت معروف sciencedirect))))) (http://redirector.asrejavan.info/showthread.php?t=314309) (http://redirector.asrejavan.info/images/modernheaven/misc/multipage.gif 1 (http://redirector.asrejavan.info/showthread.php?t=314309) 2 (http://redirector.asrejavan.info/showthread.php?t=314309&page=2) 3 (http://redirector.asrejavan.info/showthread.php?t=314309&page=3) ... آخرین صفحه (http://redirector.asrejavan.info/showthread.php?t=314309&page=7))اعلام کنید تا براتون آپ کنم.
در ضمن شما کتاب آتشباری در معادن از آقای رحمت اله استوار رو خوندین؟
سلام
این مقاله ای که خدمتتون معرفی میکنم یک روش نمونه گیری از توده سنگ هست.به کمک ان روش می توانید نمونه ای که میگیرید(core) کمتر آسیب ببینه .ریکاوری مغزه ها نزدیک به 100% هست.
مقاله ی خوبیi مخصوصا برای اون هایی که مکانیک سنگ واکتشاف میخونند:
A method of integral sampling of rock masses
preview:
http://www.springerlink.com/content/ktl7034711686n85/fulltext.pdf?page=1
Download:
http://rapidshare.com/files/323650267/fulltext.rar.html
pass:
www.asrejavan.org (http://www.asrejavan.org)
Hoghoogh
30-12-2009, 16:52
مبانی زمین شناسی مهندسی
ریشه لغوی
زمین شناسی مهندسی از دو کلمه Engineering به معنی مهندسی و Geology به معنی زمین شناسی گرفته شده است.
دید کلی
زمین شناسی مهندسی ضمن بررسی تاثیر «محیط زمین شناسی» بر سازههای مهندسی یا زمین شناسی مهندسی، راهحلهای مناسبی جهت کاهش یا برطرف نمودن خطرات احتمالی ارائه میدهد. باید توجه داشت که محیط زمین شناسی اطراف یک سازه به دو صورت با آن در ارتباط است. یکی توسط مصالح زمین شناسی، یعنی سنگ، خاک و آب، دیگری فرآیندها و مخاطرات زمین شناسی مثل سیل، زمین لرزه، حرکات دامنهای و مانند آن. برخی از مولفین زمین شناسی مهندسی را سهوا به جای «ژئوتکنیک» به کار میبرند. بطور کلی زمین شناسی مهندسی به توسط روشهای اکتشافی متنوع تاثیر محیط زمین شناسی اطراف را بر سازه مهندسی یا پروژه عمرانی تعیین می کند. همچنین نقش احداث سازه را در تحریک و تغییر رفتار زمین مشخص می سازد.
تاریخچه و سیر تحولی
از قرنها پیش معماران و سازندگان بناها بر این نکته معترف بودند که برای جلوگیری از نشست، کج شدن یا فرو ریختن ساختمانشان محتاج آگاهی از شرایط زمین هستند. البته ساختمانهای قدیمی همواره با توجه به تجربیات سازنده بنا و اغلب به روش آزمون و خطا احداث میشد. در سال 1776 و زمانی که «کولن» برای اولین بار تئوریهای مربوط به فشار زمین را ارائه داد، استفاده از روشهای تحلیلی در بررسی زمین آغاز شد.
بررسیهای کولن بر روی دیوارههای حائل نشان داد که وقتی دیوار حائلی کج میشود، گوهای از خاک ناپایدار در پشت آن ایجاد میگردد که یک طرف آن، دیوار و سمت دیگر آن یک سطح گسیختگی است. کولن فشار اولیه وارده به دیوار را به وزن گوه و مقاومت برشی در امتداد سطح برش، که برحسب اصطکاک داخلی بیان نمود، مربوط کرد. در سال 1871 «اتو مور» فرضیهای عمودی برای مقاومت مصالح زمین شناسی در برابر گسیختگی ارائه داد.
• سالها گذشت تا آنکه «ترزاقی» مکانیک خاک را به صورت شاخهای از مهندسی عمران مطرح نمود. دانش مکانیک خاک با اولین کنفرانس بین المللی در مورد مکانیک خاک و مهندسی پی که در سال 1936 میلادی در دانشگاه هاروارد آمریکا برگزار شد، در سطح جهانی تثبیت گردید.
• از سالهای دور مهندسان و زمین شناسان مفاهیم مربوط به رفتار مکانیکی سنگها را در معدنکاری و صنعت نفت به کار میگرفتند، ولی این رشته تا اوایل دهه 60 میلادی مخصوصا تا سال 1996 که اولین کنفرانس بین المللی مکانیک سنگ در شهر لیسبون پرتغال برگزار شد، هنوز به طور رسمی به عنوان شاخهای از دانش مهندسی به حساب نمیآمد.
• واژه «ژئوتکنیک» اولین بار در سال 1948 میلادی توسط انستیتوی مهندسان ساختمان بریتانیا به کار گرفته شد و به تدریج مفهوم آن غنای بیشتری یافت، تا اینکه در سال 1974 «مهندسی ژئوتکنیک» به عنوان رشتهای خاص توسط انجمن مهندسان ساختمان ایالات متحده امریکا نیز به رسمیت شناخته شد. امروزه واژه ژئوتکنیک به مفهوم مجموعهای مشتمل بر سه دانش مکانیک خاک، مکانیک سنگ و زمین شناسی مهندسی به کار گرفته میشود.
مفاهیم کلیدی زمین شناسی مهندسی
زمین و سازههای مهندسی :
سازههای مهندسی صرف نظر از آن که ما آن را مجموعا «محیط شناسی» مینامیم، تاثیر میپذیرند. شاید بتوان عناصر تشکیل دهنده محیط زمین شناسی را به نحو زیر به چهار جز مختلف تقسیم کرد:
• «فرآیندهای زمین شناسی»، چون فرسایش، رسوب گذاری، زمین لرزه و آتشفشان
• «ساختمانهای زمین شناسی»، چون لایه بندی، گسلها، کوه یا دره یک رود
• «مواد زمین شناسی»، چون سنگ و خاک و آب و هوا
• «زمان»، که همه چیز در ارتباط با آن در تغییر دائم است.
مواد و مصالح زمین شناسی از دیدگاه مهندسی
مواد جامد و طبیعی تشکیل دهنده، بخشهای خارجی زمین را به دو گروه اصلی سنگ و خاک تقسیم میکنند.
• سنگ :
از نقطه نظر زمین شناسی، سنگ به موادی از پوسته زمین اطلاق میشود که از یک یا چند کانی که با یکدیگر پیوند یافتهاند، درست شده است.
• خاک :
خاک تودهای از ذرات یا دانههای منفصل یا دارای پیوند سست است که بر اثر هوازدگی سنگ بطور بر جا تشکیل شده است درجه سخت و سنگ شدگی خاک ناچیز تا صفر بوده و در بسیاری موارد حاوی مواد آلی است و گیاهان میتوانند بر روی آن رشد کنند.
• ژئودینامیک :
یکی از وظایف مهم زمین شناسی مهندسی تشخیص احتمال وقوع فرآیندهای ژئودینامیکی، مثل سیل و زمین لرزه، که شاید بتوان آنها را «بلایای زمین شناسی» نیز نامید، قادرند ضمن ایجاد تلفات جانی، خسارات جبران ناپذیری نیز به سازه مهندسی وارد آورند. مهندسانی که در پروژههای عمرانی و ساختمانی فعالیت دارند، باید از شرایط طبیعی که منجر به بروز این مشکلات میشود، آگاهی داشته باشند، تا به این وسیله بتوانند احتمال رخداد هر یک از آنها را در محدوده سازه مورد نظر برآورد نمایند.
نقش زمین شناسی مهندسی و مسئولیتهای حرفهای
زمین شناسی مهندسی واقعیتهای علمی مشاهده شده یا اندازه گیری شده را که سرشت فیزیکی یگانه پوسته زمین را توصیف میکند به صورت اطلاعات زمین شناسی در میآورد و این اطلاعات را بر تشخیص مرز محدودیتهای مهم فیزیکی که میتواند در طراحی، ساخت و نگهداری هر پروژه مهندسی موثر باشد به دانستههای مهندسی تبدیل میکند. زمین شناسی مهندسی با ایفای این نقش ویژگیهای زمین شناختی محل اجرای پروژه را که در صورت داشتن شرایط نامطلوب سبب افزایش هزینه و در صورت داشتن شرایط مطلوب سبب کاهش هزینه خواهند شد، مشخص میکند. بدین ترتیب زمین شناسی مهندسی را میتوان صاحب حرفهای دو سویه نگر در نظر گرفت که از یک سو فرآیندهای زمین شناسی را در نظر دارد و از طرفی محصولات مهندسی مورد نظر اوست. بطورکلی مسئولیتهای حرفهای او را بصورت زیر میتوان خلاصه کرد:
• توصیف محیط زمین شناختی مربوط به پروژه مهندسی
• توصیف مواد زمین، توزیع آنها، و ویژگیهای فیزیکی- شیمیایی آنها
• استنتاج پیشینه رویدادهای موثر در زمین مواد
• پیش بینی رویدادهای آتی و شرایطی که میتواند ایجاد شود.
• توصیه مواد معرف برای نمونه برداری و آزمون
• توصیه نحوههای کار و عمل با مواد و فرآیندهای گوناگون زمین، توصیه یا ارائه معیارهای طراحی استخراج بخصوص در مورد زاویه شیبهای برش در موادی که آزمون مهندسی آنها نامناسب بوده است، یا در جاهایی که عناصر زمین شناسی عامل کنترل پایداری هستند.
• وارسی حین کار ساختمانی برای تحقیق شرایط.
منبع: ایران سازه - iransaze
جزوه خواص سنگ از مهندس احسان شیخی دانشجوی ارشد نفت دانشگاه صنعت نفت
دانلود جزوه (http://www.4shared.com/file/160133721/dbc6ffde/reservoir_rock_-jozve1.html)
mogtabaxxx
27-01-2010, 12:33
سلام نحوه کشتن یاقوت یا زمرد چگونه هستش چگونه میشه خنثی کردش یا چگونه میشه تشخیص داد به روش سنتی ؟؟؟
keyvan_m
09-03-2010, 14:39
معرفی برخی از دستگاه های ابزار دقیق در زمین شناسی مهندسی
دستگاه برش سنگ
این دستگاه برای بریدن سر و ته مغزه و نیز برش نمونه مکعبی در ابعاد 10*10 سانتیمتر ساخته شده است . از این دستگاه علاوه بر تهیه مکعب ، می توان برای تهیه مقاطع نازک سنگ نیز استفاده برد .
دستگاه ساب
این دستگاه برای آماده نمونه ها جهت انجام آزمایشهای تک محوری و سه محوری سنگ ساخته شده است . با این دستگاه می توان نمونه ها را به طور کامل جهت انجام آزمایش هایی که نیاز به موازی بودن سر و ته نمونه دارند ،آماده نمود .
پیزومتر ازنوع تار مرتعش (Vibrating Wire Piezometer)
پیزومترنوع تارمرتعش برای اندازه گيري فشار آب زير زميني در سازه هاي خاكي ، سنگي، شالودهها وسازههاي بتني مورد استفاده قرار می گیرد. این ابزار، یكی از پر فروش ترین ابزارهای این شركت است.
كاربردها :
مشخص نمودن الگوی جریان
اندازه گیری سطح آب زیرزمینی
مطالعات هیدرولوژیكی ، كنترل ساخت و بررسی پایداری و رفتار نگاری در سدهای خاكی ، شالوده ها، سازه های زیرزمینی كم عمق و حفاريهای سطحی.
فشارسنجهای خاك و بتن(Earth and Concrete Pressure Cell)
فشارسنجهای ( pressure cell) خاك وبتن برای اندازه گیری فشار كل در خاكريزها ومخازن ، سطح دیوارهای حائل ، ساختمانها ، تكیه گاههای پلها، پوشش تونلها و اندازه گیری تنش در درون سازههاي بتني مورد استفاده قرار می گیرند.
كاربردها :
اندازه گيري جهت و مقدار فشار كل و توزیع تنش درون مخازن سدها و حد فاصل خاك و بتن.
مشخص نمودن فشار تماسی در دیواره های حائل،آب بند و تكیه گاهها
اندازه گیری فشار درون و بيرون پوشش حفرههاي زیر زمینی
رفتارنگاری تنش در دیواره های سنگی مغارها و تونلها ی بدون پوشش
ارزيابي فشار باربری شالوده ها
تنش سنج شاتكریت (Shotcrete -Concrete Stress Cell)
در روش تونل سازی جديد اطریشی ، ( N.A.T.M) برای نگهداري نمودن ديواره تونل بلافاصله پس ازحفر تونل بتن پاشي صورت مي گيرد. اين تنش سنج ها براي اندازه گيري تنش هاي شعاعي ومماسي درپوشش بتن پاشي شده تونل طراحي شده اند.
كاربردها :
ارزيابي مقدار تنشهای شعاعی و مماسی در پوشش شاتكریت تونلها
نمایش مقاومت شاتكریت
ارزيابي مناسب بودن مقدار پوشش ايجاد شده
تعيين ظرفيت باربري شالوده
اندازه گيري فشار درون وبيرون پوشش حفرههاي زيرزميني
بارسنج(Load Cell)
بارسنج ها توانايي اندازهگيري مقدار بار وارده بر نگهدارندههاي نصب شده در سازهها را دارند.
كاربردها :
اندازه گيري بار وارده بر پيچ سنگها، ميل مهارهاي شالوده ياكابلهاي كششي
اندازه گيري بار فشاري بين اجزاء مختلف سازه
دماسنج از نوع تارمرتعش (Vibrating Wire Temperature Meter)
اين دستگاه براي اندازه گيري دماي داخلي درسازه هاي بتني،خاكي وآب مورداستفاده قرار مي گيرد.
كاربردها :
كنترل شرايط دماي موردنظر
كنترل افزايش دما درارتباط با تنش وتغيرات حجم درسدها
مطالعه اثرات دما روي ساير ابزارهاي نصب شده
درزه وشكاف سنج (Crack & Joint Meter)
براي رفتارنگاري و يا اندازه گيري بازشدگي بين دوبلوك بتني درسازه هاي بتني مورد استفاده قرار مي گيرد. همچنين براي رفتار نگاري جابجايي تركها درسازههاي بتني - سنگي بكار مي رود.
كاربردها :
اندازه گيري ميزان بازشدگي تركها درسدهاي بتني قوسي
اندازه گيري ميزان بازشدگي تركها درسازه هاي بتني
اندازه گيري ميزان بازشدگي تركها درسازه هاي سنگي وسازههاي ساخته شده با مصالح بنايي
كرنش سنجهاي نوع تار مرتعش (Vibrating Wire Strain Gage)
كرنش سنج ها براي اندازه گيري مقدار كرنش دربتن يا يك سازه فولادي درمناطقي كه بايد سطح كرنش براي طراحي واطمينان از پايداري سازه رفتارنگاري شود مورد استفاده قرار مي گيرد.
كاربردها :
رفتار نگاري كرنش درسدهاي بتني درضمن ساخت وپس ازآن
مطالعه توزيع تنش درحفره ها وتونل هاي زير زميني
توزيع تنش درسدهاي بتني وسدهاي كه با مصالح بنايي ساخته شدهاند
رفتارنگاري تنش ها درمحورهاي تحت فشار.
كشش سنج درون گمانه اي (Bore Hole Extensometer)
اين وسيله براي اندازه گيري تغيير شكل وميزان جابجايي لايه هاي سنگي ويا خاكي طراحي شده است. اين كشش سنج ها ممكن است يك نقطه اي يا چند نقطه اي باشند. كشش سنجها عموما در دو فرم مكانيكي و يا الكترونيكي عرضه ميگردند.
كجي سنج (Tiltmeter)
كجي سنج برای رفتار نگاری تغییرات شیب ساختمانها و سازهها ی بتنی مورد استفاده قرار می گیرد . این ابزار شامل یك پاندول معكوس است كه با تغییر شیب منحرف می شود. كجي سنج یك سیگنال الكتریكی متناسب با زاویه شیب تولید می كند كه توسط دستگاه قرائت، اندازه گیری می شود.
دستگاه قرائت دیجیتالی(Digital Readout Unit)
واحد قرائت EDI-51V میتواند با تمام ابزارهای نوع سیم لرزان Encardio- rite برای نشان دادن پارامترهای اندازه گیری شده در واحد زمان یا هر واحد مهندسی دیگر مثل m، kgf ، m،tf ،deg ،°c و... .مورد استفاده قرار گیرد. این واحد قرائت می تواند ضرایب كالیبراسیون حداكثر یكصد مبدل (transducer) سیم لرزان را ذخیره نماید .
همچنین این واحد تا 720 دسته داده را با زمان و تاریخ ثبت و ذخیره مينماید.
انحراف سنج (Inclinometer)
این ابزار برای اندازه گیری حركات افقی ( جانبی) سازه های زیرزمینی یا سطحی مورد استفاده قرار می گیرد . این ابزار داده های عددی معنی داری از اندازه انحراف یا شیب شالودهها و تغییرات آن با زمان را بدست میدهد. تخمین مناسب مقدار انحراف شالودهها با رفتارنگاری رفتار سازه پس از احداث و آشكار كردن خطرات احتمالی كه ممكن است پایداری سازه شالوده و محیط اطراف آن را تحت تأثیر قرار دهد ، كمك میكند. محدوده اندازه گيري اين ابزار 30 ± درجه نسبت به قائم است.
دستگاه هاي آزمايش فشار با قرائت كننده ديجيتالي
(جكهاي بتن شكن و سنگ شكن)
اين سري از دستگاهها از واحدهاي بارگذاري و پمپ روغن تشكيل شده است. مقدار بار توسط سيستم ديجيتالي سنجيده ميشود واحد الكترونيكي دستگاه ميكرو پروسسور ميباشد.در اين سيستم مقدار بار، حداكثر بار ، مقدار سرعت بارگذاري قابل نمايش دادن ميباشد .بارگذاري و باربرداري در اين سري دستگاهها به صورت دستي قابل كنترل ميباشد .سيستم الكترونيكي اين دستگاه قادر است كه نتايج مربوط به حداقل 1000 آزمايش را ذخيره نمايد و سپس به كامپيوتر منتقل كند . اين دستگاهها با ظرفيتهاي 500 تا 5000 كيلو نيوتن توسط هايكو عرضه ميشود.
دستگاه سه محوري ديناميكي خاك
اين دستگاه كه مطابق آخرين فن آوري روز توسط شركت هايكو توليد ميگردد، يكي از مهمترين دستگاهها براي سنجش وضعيت خاك در آزمايش سه محوري در حالت ديناميكي و استاتيكي ميباشد .اين سيستم قادر است كه در شرايط زير نمونه ها را مورد آزمايش قرار دهد:
كنترل كرنش و كنترل تنش ديناميكي تا 10 هرتز
كنترل مسير تنش نرمال در دو حالت زهكشي شده و زهكشي نشده.
آزمايش سه محوري معمولي با سرعت كرنش بيش از 5/0 ميليمتر در دقيقه
تحكيم و تورم در شرايط K0
ستگاه سه محوري خاك
اين دستگاه كه كاملا به صورت خودكار آزماش را انجام ميدهد، مطابق جديدترين اصول فني روز ساخته شده است. با اين دستگاه ميتوان در شرايط معمولي نمونه هاي تا قطر 100 ميليمتر را آزمايش نمود . حداكثر كرنش جانبي در اين دستگاه 10 كيلوگرم بر سانتي متر مربع ميباشد.
دستگاه تحكيم ديجيتالي
اين دستگاه مطابق استاندارد IS-2720-BS-1377 ساخته شده است. اين دستگاه كه به طور اتوماتيك كار مي كند قادر است كه مراحل بارگذاري و آزمايش تحكيم را كنترل نمايد و با كاهش مقدار كرنش پله بارگذاري بعدي را شروع كند. بنا براين با اين دستگاه آزمايش تحكيم كامل براي اغلب خاكها بين 24 تا 48 ساعت خاتمه مييابد كه از نظر اقتصادي و سرعت كار بسيار مفيد ميباشد.
دستگاه آزمايش يونيورسال الكترونيكي با سيستم افزايش بار اتوماتيك
اين دستگاه براي انجام آزمايش بر روي مواد مختلف فلزي و غير فلزي طراحي شده است. با اين دستگاه ميتوان فشار، كشش، خمش، پيچش، برش، سختي و موارد ديگر را بر روي مواد آزمايش نمود.
اين دستگاه از سه بخش اصلي زير تشكيل شده است :
چهار چوب بارگذاري
سيستم پمپ هيدروليكي
بخش كنترل الكترونيكي
دستگاه برش مستقيم
اين دستگاه براي اندازه گيري خصوصيات مهندسي سطح درزه سنگ يا بتن طراحي شده است. اين دستگاه كه به صورت دستي و اتوماتيك توليد ميشود در صحرا و آزمايشگاه قابل استفاده ميباشد. براي آزمايش نمونه با اين دستگاه بايد ابتدا نمونه قالب گيري شود كه وسايل قالب گيري نيز جزء ضمائم دستگاه ميباشد. سيستم اعمال نيروي افقي و عمودي اين دستگاه در شرايط عادي تا 5 تن بار اعمال مينمايد، اما اين مقدار به 20 تن قابل افزايش مي باشد.
keyvan_m
09-03-2010, 14:44
سلام نحوه کشتن یاقوت یا زمرد چگونه هستش چگونه میشه خنثی کردش یا چگونه میشه تشخیص داد به روش سنتی ؟؟؟
دوست من به این سایت مراجعه کن جوابت را می گیری.
وبسايت گوهرشناسى ايران با هدف معرفى خاستگاه زمينشناسى سنگهاى قيمتى و پراکندگى جغرافيايى آنها در ايران به تفکيک استانها به همت کارشناسان سازمان زمينشناسى راهاندازى شد.
آرش ممبينى ابوالفتح، مدير پرتال سازمان زمينشناسى و اکتشافات معدنى کشور با اعلام آغاز به کار وبسايت گوهرشناسى ايران گفت: به دليل اهميت علم گوهرشناسى به عنوان يکى از علوم وابسته به زمينشناسى و معدن، گروه فنآورى اطلاعات سازمان با همکارى معاونت اکتشاف، اقدام به راهاندازى وب سايت گوهرشناسى با هدف معرفى خاستگاه زمينشناسى سنگهاى قيمتى و پراکندگى جغرافيايى آنها در ايران به تفکيک استانها کرده است.
وى گفت: در بخشهاى ديگر اين وب سايت که در نشاني اينترنتى http://gemstone.gsi.ir (http://gemstone.gsi.ir/) در دسترس کاربران است، مشخصات سنگهاى قيمتى براساس تبلور و گروههاى سنگى آنها و همچنين خواص شفابخشى، معرفى کتب، لوح هاى فشرده و مراکز آموزشى ارائه شده است.
ممبينى با بيان اينکه هميشه در طبيعت کانىهاى مشابه وجود دارند و حتى امروزه جواهرات مصنوعى مشابه جواهرات طبيعى ساخته مىشوند که ويژگى مشابه جواهر طبيعى دارند، خاطرنشان کرد: لاجورد، فيروزه، عقيق، يشمسبز، کوارتز، کهربا، مرجان، مرواريد و صدف جزو نخستين سنگهايى است که بشر بهعنوان جواهر استفاده مىکرده که بر همين اساس تشخيص نوع جواهر از لحاظ طبيعى و مصنوعى بودن آن اهميت فوقالعادهاى دارد.
مدير پرتال سازمان زمينشناسى و اکتشافات معدنى کشور افزود: آثار به دست آمده از اکتشافات باستانشناسى گوياى اين مطلب است که ورود سنگهاى قيمتى به زندگى بشر تقريبا به شش هزار سال پيش برمىگردد و نشانههاى تاريخى هم نشان مىدهند که اولين کاربرد سنگهاى قيمتى در زندگى بشر، مصارف زينتى بوده است.
وى با بيان اين که ايرانيان از نخستين اقوامى بودند که با استفاده از کانىهاى موجود در طبيعت و تغيير شکل دادن آنها، علم گوهرشناسى را پايهگذارى کردند، خاطرنشان کرد: دانشمندانى مانند ابوريحان بيرونى، شيخ احمد صفاوى و جابرابنحيان طوسى به عنوان پايهگذاران علم جواهرشناسى در جهان شناخته مىشوند.
ممبينى افزود: ايران داراى يکى از معروفترين معادن فيروزه جهان است، به طورى که فيروزه نيشابور و اصطلاح Persian Quality بهعنوان معيار تعيين کيفيت فيروزه جهان محسوب مىشود.
مدير پرتال سازمان زمينشناسى و اکتشافاتمعدنى کشور، ارزش افزودهاى که از توسعه بخش سنگهاى قيمتى نصيب اقتصاد کشور مىشود را به نسبت هزينههاى آن در مقايسه با ديگر بخشهاى حجيم صنعت و معدن مانند فولاد، آهن و سنگهاى ساختمانى بسيار بيشتر توصيف کرد و گفت: با کشف خواص و کاربردهاى ويژه سنگهاى قيمتى در ديگر صنايع، شاهد استفاده بيشتر آنها در صنايع حساس نظير الکترونيک، هادىها و نيمه هادىها، ليزر و اپتيک هستيم.
keyvan_m
09-03-2010, 14:48
كيمبرليتها ( سنگ شناسی ، پتروژنز ، ژئوشیمی ، فراوانی و توزیع )
كيمبرليتها سنگهاي اولترمافيك آلكالن (معمولاً پتاسيك) كمياب هستند. اهميت اين سنگها بدین خاطر است كه آنها حاوی مجموعه اي از كانيهاي استثنائي و زينوليتها مي باشند كه در فشار بيشتر و در نتیجه در اعماق بيشتر تشكيل گرديدهاند. كيمبرليتها به واسطه داشتن الماس، از نظر اقتصادي نيز اهميت زيادي دارند. نام كيمبر ليت توسط لويس (1887) براي توصيف ميكاپريدوتيتهاي پرفيري الماس دار ناحيه كيمبرلي واقع در افريقاي جنوبي ابداع شد. كيمبر ليتها سنگهاي اولترمافيك نادر الماس داري هستند كه واجد مقادير متغيري زينوليت و زينوكريست ميباشند. الماس كاني فرعي و نادر كيمبرلیتها است. حتي در انواع خيلي پر عيار، مقدار الماس در كيمبر ليتها در حدود يك پیپیام ميباشد.
سنگشناسي كيمبرليتها، غيرعادي و پيچيده است زيرا اولاً كيمبرليت ها سنگهاي هيبريدي یا دورگهای خاصي هستند كه در آنها، كانيها، قطعات سنگي و مواد ماگمايي منجمد شدهاي يافت مي شوند كه در محيطهاي فيزيكوشيميايي مختلف تشكيل شدهاند و ثانياً تركيب مودال آنها بسيار متفاوت است. اليوين، كانيهاي گروه سرپانتين، فلوگوپيت، گارنت (عموماً پیروپ)، مونتيسليت، ايلمنيت منيزيم دار، كروميت آلومينيم منيزيم دار و پروسكيت كانيهايي هستند كه معمولاً در كيمبر ليتها يافت ميشوند.
اخيراً كلمنت و همكاران (1984) واژه كيمبرليت را اين گونه تعريف كرده اند: "يك سنگ آذرين اولترابازيك، پتاسيك و غني از مواد فرّار كه به صورت پايپهاي آتشفشاني كوچك، دايك و سيل وجود دارد. اين سنگ داراي بافت دانهاي ناهمسانی است كه خود حاصل حضور بلورهاي بسيار درشت در يك خميره ريز دانه است. اين خميره اساساً حاوي مواد زمينهاي و فنوكريستي اوليه، اليوين و چند كاني ديگر نظير فلوگوپيت، كربناتها (عموماً كليست)، سرپانتين، كلينوپيروكسن و ديوپسيد)، مونتيسليت، آپاتيت، اسپينلها، پروسكيت و ايلمنيت است. بلورهاي درشت، كانيهاي بیشكل آهن و منيزيمداري هستند كه از گوشته مشتق شده و عبارتند از: اليوين ،فلوگوپيت، پيكروايلمنيت، اسپينل كروم دار، گارنت منيزيم دار، كلينوپيروكسن (عموماً ديوپسيد كروم دار) و ارتوپيروكسن (عموماً انستاتيت) مقدار اليوين بيشتر از ساير بلورهاي درشت (كه حضور تمام آنها در كيمبرليت الزامي نيست) است. معمولاً در اثر فرايندهاي دوتريك كه اصولاً شامل سرپانتينيشدن و كربناتيشدن است بلورهاي درشت و كانيهاي خميره نسبتاً قديميتر تجزيه ميشوند. عموماً كيمبرليتها داراي زينوليتهاي اولترامافيك مشتق شده از گوشته فوقاني و مقادير متغيري از زينوكريستها و زينوليتهاي پوستهاي هستند. اليوين معمولاً فراوانترين كاني کیمبرلیتها محسوب ميگردد. اما به طور جزئي يا كامل با كانيهاي ثانويهای همچون كانيهاي گروه سرپانتين جانشين ميشوند.
كيمبرليت ها به سه گروه زیر تقسيم می گردند:
الف)كيمبرليتها (به طور كلي)، ب)كيمبرليتهاي ميكايي و ج)كيمبرليتهاي آهكي.
اين تقسيمبندي بر اساس مقدار اليوين، فلوگوپيت و كانيهاي كربناته پايهگذاري شده است.بافت سنگهاي كيمبرليتي بطور معمول پرفيري يا پيروكلاستيك است. این سنگها داراي مگاكريستهايي هستند كه در زمينهاي ريز دانه و متشكل از ميكروفنوكريستها قرار دارند. مگاكريستها شامل زينوكريست و فنوكريست بوده و عبارتند از: اليوين، فلوگوپيت، ايلمنيت منيزيم دار ،گارنت و پيروكسن.
اين كانيها معمولاً در زمينهاي از كانيهاي گروه سرپانتين و يا كانيهاي كربناته و همچنين ميكروفنوكريستهاي اكسيدهای آهن- تيتانیم، ميكاها، اسپينلها، پروسكيت، پيروكسنها، مونتيسليت و آپاتيت قرار دارند. سنگهاي دياترمهاي كيمبرليتي عموماًً بافت ها و ساختهاي خرد شده و پيروكلاستيك دارند. در حالي كه سنگهاي كيمبرليتي موجود در دايكها وسيلها داراي بافت پرفيري معمولي هستند و حتي ممكن است داراي حاشيه انجماد سريع و ساختهاي جرياني باشند.مساحت تعدادي از دياترمهاي كيمبرليتي، بيش از يك كيلومتر مربع است و مساحت برخي از آنها كمتر از يك هكتار است. برخي داراي اشكال سطحي مدوّر هستند، در حالي كه انواع ديگر داراي اشكال طويل ميباشند. در حالت سه بعدي، اغلب دياترمها، مخروطهاي معكوس و باريكي هستند كه با افزايش عمق به تدريج باریکتر ميشوند. در اعماق زياد معمولأ دياترمها به صورت دايك در ميآيند. سرانجام در برخي از دياترمها شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد در نتيجه تزريقهاي متعدد بوجود آمدهاند. دياترمهاي كيمبرليتي عموماً به صورت خوشهاي و مجموعهای از دايكها هستند. رخنمون تمام دايكها خطي نيست. اغلب دايكهاي كيمبرليتي، باريك(كمتراز 2متر عرض) اما طويل ميباشند. سيلهاي كيمبرليتي سنگهاي خروجي كمياب با تركيب كيمبرليتي هستند.
ژئو شيمي
تركيب عناصر اصلي اغلب سنگهاي خويشاوند كيمبرليت با سنگهاي اولترامافيك غني از اليوين خيلي شباهت دارد. ولي سنگهاي كيمبرليتي از K2O , TiO2 , P2O5 غني هستند. در ميانگين كيمبرليتها عناصر ليتيوم، فلوئور، فسفر، پتاسيم، تيتانيم، روبيديم، استرونسيم، زيركنيم، نيوبيوم، قلع، باريم، پراسئوديميم، نئوديميم، ساماريم، یوروپيیم، گادولينيم، هافنيم، تانتاليموسربی، 10 تا100 برابر غنيتر است. در حاليكه عناصر كربن، سزيم، لانتانيم، سريم، توريم و اورانيم در ميانگين كيمبرليت بيش از 100 برابر غني شدهاند.
بنابراين فراواني عناصر اصلي در خويشاوندان كيمبرليت با سنگهاي اولترامافيك غني از اليوين شبيه ميباشد. اما فراواني عناصر ناسازگار بيشتر از ميانگين سنگهاي اولترامافيك است. در ميانگين تركيب شيميايي سنگهاي كيمبرليتي كه به صورت دايك و دياترم جايگزين گرديدهاند، اختلافات جزئي وجود دارد. معمولاً در دايكها، زينوليتهاي با منشاء پوستهاي كمترند ولي متشكّلين فرّار اوليه بيشتر ميباشند در حالي كه در مواد كيمبرليتي دياترمها، معمولاً شواهدي مبني بر آن كه در حين انجماد، با آبهاي زيرزميني سطحي تلاقي كردهاند، ديده ميشود.
آهن كل به صورت Fe 2 O 3 محاسبه شده است .
1- ميانگين تركيب شيميايي 623 كيمبرليت ياكوتيان(ايلوپين ولوتس، 1971). همچنين اين سنگ داراي 14/. درصد Cr2O3 و 28/. درصدS است .
2- ميانگين تركيب شيميايي 25كيمبرليت لسوتو (اقتباس از ژورني وابراهيم 1973).در اين سنگ 17/.درصد Cr2O3 و 28/. د رصد S نيز وجود دارد .
3- ميانگين تركيب شيميايي 14 اتوليت كيمبرليتي از معدن الماس وسلتون در آفريقاي جنوبي (نقل از دانچين وهمكار 1975).همچنين اين سنگ حاوي 42 درصد Cr2O3 و 51/7 درصد كمبود ماده در حرارت بالا منهاي CO2 است.
4- تركيب شيميايي يك كيمبرليت سرشار از ميكا از معدن الماس نيوالنادز واقع در بوشوف آفريقاي جنوبي (داوسون، 1972).
5- ميانگين تركيب شيميايي 80 كيمبرليت آفريقاي جنوبي (نقل از ژورني و ابراهيم، 1973). در اين سنگ 22/. درصد Cr2O3 نيز وجود دارد.
جدول تركيب شيميايي (ميانگين كيمبرليت)در مقايسه با تركيب شيميايي (ميانگين سنگهاي اولترامافيك)(ودپول و موراماتسو، 1979).
فراواني وتوزيع
سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت در جنوب آفريقا (آفريقاي جنوبي،ناميبا،سوازيلند، لسوتو و آنگولا)، مركز (زئير، جمهوري آفريقاي مركزي و تانزانيا) و غرب آفريقا (غنا، گينه، ساحل عاج، ليبريا، مالي، گابن و سيرالئون) انتشار گسترده اي دارند. امروزه آفريقا توليد كننده اكثر الماسهاي قيمتي و صنعتي است كه در بازارهاي جهاني به فروش مي رسد.
سنگهاي كيمبرليتي آفريقا اصولاً در مناطق كراتوني قديمي مستقر ميباشند. در نواحي ديگر واقع در ايالات متحده آمريكا، كانادا، گرينلند، فنلاند، شوروي سابق، چين، آرژانتين، استراليا و مالاتيا در جزاير سولومون، كيمبرليتها به طور مجزا يافت ميشوند (داوسون،1980). سن سنگهاي خويشاوند كيمبرليت خيلي متفاوت است و از پروتروزوئيك تا سنوزوئيك متغير میباشد. وقتي به انتشار جهاني سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت توجه كنيم، در مييابيم كه روند آنها با روند نواحي كراتوني قارهاي قديمي هماهنگي دارد. ماگماهاي توليد كننده سنگهاي خويشاوند كيمبرليت، در بخشي از ليتوسفر مستقر شدهاند كه گراديان زمين گرمايي آنها كم بوده است
جايگزيني
جهت انجام پديدههاي زير بايستي ماگماهاي كيمبرليتي در ميان ليتوسفر به سرعت حركت كنند:
الف) انتقال زينوليتهاي نسبتاً سنگين از جنس گوشته كه در آنها وجود دارند.
ب) تحليل نرفتن يا تبديل نشدن الماسهاي موجود در آنها.
مطالعات فازهاي اوليه كيمبرليتها وبعضي از زينوليتهاي گوشتهاي موجود در آنها مبيّن اين است كه ماگماهاي كيمبرليتي احتمالاً، حداقل در اعماق 200 كيلومتري با كانيهاي گوشته در تعادل بودهاند. بنابراين تصور ميشود كه سرعت صعود ماگماهاي مادر خويشاوند كيمبرليت از اعماق تقريبأ200 كيلومتري در ليتوسفر زياد (7 تا20 متر در ثانيه) است (اندرسون1979). ماگماي مادر فقط هنگامي مي تواند حركت سريع داشته باشد كه با شكستگي هاي عميق برخورد نمايد در اين صورت يك فاز سيال با غلظت كم از ماگما جدا مي گردد و با بالا آمدن، شكستگي باز مي شود. به نظر اندرسون (1979) سرعت بازشدگي به سرعت حركت ماگما در شكستگي بستگی دارد. تصور مي شود ابتدا يك سيستم شكستگي تدريجاً گسترش مييابد و سپس ماگما از اعماق و با سرعت زياد صعود مي نمايد.
پتروژنز
مطالعات تجربي وايلي وهوانگ (1975) و ديگران نشان داده است كه ماگماهاي كيمبرليتي، در صورتي از ذوب بخشي مواد پريدوتيتي مناسب به وجود ميآيند كه در ناحيه منشاء CO2 و H2 O وجود داشته باشند. اگلر و وندلانت(1979) اين مطلب را تأييد كردند و مطالعات آزمايشگاهي آنها نشان داد كه در فشارهاي بين 0/5 و0/6 ژيگاپاسكال و با حضور CO2 وH2 O، مذاب اوليه حاصل از ذوببخشي يك سنگ منشاء از نوع گارنت لرزوليت فلوگوپيتدار احتمالأ تركيب كيمبرليتي خواهد داشت. آنها همچنين پيشنهاد كردهاند كه ممكن است در فشارهاي بيشتر از 0/5 ژيگاپاسكال مايعات كيمبرليتي به طور معمول در گوشته بوجود آيند ولي كميابي كيمبرليتها ممكن است به علت كميابي شرايط تكتونيكي خاصي باشد كه براي هدايت وصعود ماگماهاي كيمبرليتي الزامي است.
براي توضيح اين مسئله كه چرا در سنگهاي كيمبرليتي مقدار عناصر ناسازگار زياد است و نيز در حالت عادي چرا داراي مگاكريستها و زينوليتهايي هستند كه در فشارهاي بالا متعادل ميباشند، هاريس و ميدلموست (1970) فرض كرده اند كه ماگماهاي كيمبرليتي طي يك فرايند دو مرحلهاي توليد ميشوند. در اولين مرحله، ماگماي رقيق و غني از مواد فرّار (اصولاً انواع متعلق به زير سيستمH-C-O)) احتمالاً بر اثر خروج مواد فرّار از گوشته عميق (از عمق تقريبي 600 كيلومتر) و در اثر ذوب منطقهاي تشكيل ميگردد و به طرف بالا صعود مي كند. خصوصيت منحصر به فرد ذوب منطقهاي، اين است كه قادر است عناصر ناسازگار را از حجم عظيمي از مواد كاملاً جامد، در حجم نسبتاً كمي از ماگما متمركز نمايد. در سطوح بالاتر گوشته فوقاني (260 كيلومتر)، ماگماي رقيق و غني از عناصر ناسازگار و فرّار و در عين حال داغ باعث ذوببخشي گوشته گارنتلرزوليتی ميشود. ماگماي جديد مزبور كه با فازهاي جامد موجود در اين عمق از گوشته فوقاني در تعادل است، از نظر عناصر اصلي، تركيب پيكريتي دارد. اما به طور قابل توجهي از عناصر ناسازگار غني ميباشد (وايلي 1980). در شرايط ايدهال، اين ماگماي كيمبرليتي از عمق حداقل 200 كيلومتري سريعاً (با سرعت 12 متر بر ثانيه) به سطح زمين صعود ميكند .مواد كيمبرليتی در عمق 200 كيلومتري اساساً به حالت ماگما است ولي به محض صعود به مناطق بالاتر، به يك مخلوطی از ماگماي مايع، فنوكريست، زينوكريست و زينوليت همراه با مقادير زيادي فاز سيال مجزا با غلظت كم تبديل خواهد شد. با صعود اين شبه ماگما به سمت بالا و عبور از محيطهاي فيزيكي و شيميايي متفاوت، تغييراتي در فازهاي سازنده آن ايجاد ميشود و بدين وسيله تا حدي با شرايط فيزيكي و شيميايي محيط تعديل و هماهنگ ميگردد. به علاوه فازهاي مزبور با يكديگر و با سنگهاي ديواره اطراف واكنش ميكنند. اولين بخش از شبه ماگمايي كه در حين رسيدن به سطح زمين به طور انفجاري خارج ميشود، احتمالاً مآر يا كراتر مخروطي كم ارتفاعي توليد مينمايد كه اطراف دهانه حلقوي آن را مواد پيروكلاستيك كيمبرليتي احاطه ميكند. با خروج بيشتر شبه ماگما، مواد موجود در سطح دهانهها و دايكهاي تغذيه كننده مجاور به حركت در مي آيند. سرانجام سيستم روان شده مزبور متلاشي شده و مواد مختلف موجود در شبه ماگمايي كه گازهاي خود را از دست داده بهم جوش ميخورد و در نتيجه اين فرايند سنگهاي خاص خويشاوندان كيمبرليت بوجود مي آيد كه البته تبلور و رشد انواع مختلف كانيهاي ثانويه متعلق به محیطهای دما و فشار کم نيز صورت مي گيرد.
keyvan_m
09-03-2010, 14:49
نامگذاری و توصیف سنگهاي اولتراما فيک
ســنگهاي اولترامافيک درسيسـتم رده بندي QAFPM سنگهايي هستند که بيش از 90 درصد سـازنده M دارند که M شـامل کانيهاي مافيک ( آمفيبولها ، ميکاها ، اليوين ها ، پيروکسـن ها و سـرپانتين ها) ، آپاتيت ، کانيــهاي کربناته اوليه ، اکســيدهاي آهن- تيتان ، گارنتها ، ملي ليت ،مونتي سليت ، اســپينل ها ، ترويليت ، عناصر ناتيف ، سـولفيدها و کانيهاي فرعي از قبيل زيرکن است. اغلب پترولوژيست ها اين تعريف را تغيير داده، اين گروه را سـنگهايي مي دانند که ضريب رنگي(يعني مقدار M) آنها بيش از 70 باشد ( ويلي a1967) . در هر حال، توصيه ميگردد كه سنگهايي با مقدار M بيش از 70 را ملانوكرات بناميم(مثلا گابروي ملانوكرات گابروئي است كه مقدار M آن بين 70 تا 90 در نوسان است). بخش قابلتوجهي از سنگهاي اولترامافيك، اصولاً از اليوين، ارتوپيروكسن و كلينوپيروكسن تشکيل شدهاند. اين سنگها را ميتوان با استفاده از شكل مجدداً تقسيمبندي كرد.
* ملانوکرات يا سنگ هاي تيره رنگ سنگهايي هستند که بين 60 تا 90 درصد کاني هاي تيره دارند.
که به اســتثناي کوماتئيت هاي پريدوتيتي و بعضي از پيکريت ها ، سنگهاي اولترامافيک تمام متبلور هستند و بدين ترتيب با استفاده از داده هاي مودال مي توان آنها را براحتي در گروه سنگهاي اولترامافيک دسته بندي نمود. اغلب سنگهاي اولترامافيک اصولا از اليوين ، ارتوپيروکسن و کلينوپيروکسن ساخته شده اند و با استفاده از شکل مي توان آنـها را طبقه بندي کرد. پيروکسنيت ها که در قاعده اين نمودار قرار مي گيرند (مثل ارتوپيروکسـنيت ،و بستريت و کلينوپيروکســنيت) معمولا بيــش از 44 درصد 2 Sio دارند و بنابراين اولترامافيک هســتند و نه اولترابازيک. برعکس ، پريـدوتيت ها در وسـط اين نمودار قرار مي گيرند و معمولا کمتـر از 44 درصد Sio2دارند و از اين رو هم اولترامافيک مي باشــند و هم اولترابازيک . اغلب سـنگهاي اولترامافيک ديگر از قبيل کـــربناتيت ها، هورنبلنديت ها ، کيمبرليت ها ، مليليتيت ها ، مليليتوليت ها ، کوماتئيت هاي پريدوتيتي و پيکريت ها اولترابازيک هستند و ســرانجام بعضي از آلکالن اولترابازيک مي باشـند و نه اولترامافيک . ژاکوپيرانژيت ها ( پيروکسنيت هاي نفلين دار) وسـنگهاي مليليتي اولترامافيک در اين ميان استثناء هسـتند . يک گروه جالب ديگر از ســنگهاي اولترامافيک اکلوژيت ها مي باشند. ترکيب عناصر اصلي اين سنگها مشـابه بازالت ها بوده ولي به علت تبلور آنها در شرايط فشار زياد ، کانيهاي اصلي آنها گارنت ( آلماندن- پيروپ) و پيروکسـن سديک ( امفاسيت) است.
سنگ هاي اولترامافيک در سـري هاي سنگي بسيار متنوعي يافت مي شوند. تصور بر اين است که اين گروه ، ترکيب اصلي سنگهاي گوشـته و هسته زمين را تشکيل مي دهند. به علاوه در برخي از ايالات سنگ شناسي مختلف ، در پوسته بيرون زدگي دارند. اغلب شهاب سنگها (مانند کندريتها و آهني ها) و احتمالا اغلب شبه سيارات داراي ترکيب اولترامافيک مي باشند. براي سـهولت در امر مطالعه اين سنگها- که از نظر فراواني، سن ، ترکيب ، توزيع و منشا بسيار متفاوتند - بهتر است آنها را به گروههاي زير تقسيم نمود:
الف) سنگهاي گوشته و زينوليت هاي اين سنگها.
ب) سنگهاي هسته و شهاب سنگ هاي آهني.
ج) شهاب سنگهاي سنگي اولترامافيک و شبه سيارات.
د) پيکريت ها.
ه) کوماتئيت هاي پريدوتيتي.
و) مناطق اولترامافيک در توده هاي نفوذي لايه لايه.
ز) سنگهاي اولترامافيک کف اقيانوس.
ح) توده هاي نفوذي اولترامافيک کوهزايي ( نوع آلپي).
ط) سنگهاي اولترامافيک آلکالن.
ي) کيمبرليت ها.
ک) کربناتيت ها.
ل) مجموعه هاي اولترامافيک واجد منطقه بندي (نوع آلاسکائي).
م) سنگهاي اولترامافيک ( نوع آپينيت) وابسته به باتوليت هاي گرانيتي.
ن) سنگهاي اولترامافيک مختلف غير سيليکاته
keyvan_m
09-03-2010, 14:50
نواع سنگ های انرژی بخش :
آپاتيت ( (Apatite:
فرمول شیمیایی : : Ca5(PO4)3(F,Cl,OH)
خواص درماني: درمان کننده فشار خون بالا و لکنت زبان مي باشد. براي کاهش گرسنگي مفيد است. به دليل وجود کلسيم بالا براي تقويت استخوان ها، عضلات و جذب و ترکيب غذا در بدن کاربرد دارد.((Pacholyk. A, 2006.
آپوفيليت ( Apophyllitehttp://www.daneshju.ir/forum/images/smilies/danesh_35.gif
فرمول شیمیایی : (K,Na)Ca4Si8O20(F,OH) • 8H2O
خواص درماني: براي درمان آشفتگي ذهن و ارتباط با دنياي معنوي بکار مي رود. تامين کننده ارتباط واضح بين روح و جسم است( (Pacholyk. A, 2006.
آراگونيت (Aragonite)
فرمول شیمیایی : CaCO3
خواص درماني: انرژي آراگونيت براي فعال سازي متابوليسم صحيح مفيد است و همچنين به استحکام استخوانها کمک مي کند( (Pacholyk. A, 2006.
آزوريت (Azurite) - سنگ درمان فكر و تقويت اعصاب
فرمول شیمیایی : Cu3(CO3)2(OH)2
سنگ آزوريت (Azurite) كه به رنگ آبى پررنگ است و سختى خيلى كم(3.5 -4) دارد. معادن اين سنگ در فرانسه، ايتاليا و آمريكا قرار دارد.
خواص درماني: سيستم عصبي را تقويت کرده و محرکي براي تقويت مفصلها و گردش خون است (نوبري. ر، 2005). اين سنگ را مى توان روى چاكراى پيشانى قرار داد تا باعث باز شدن چشم سوم شود، هرچند كه اين سنگ براى تمام چاكراها مناسب است. اين سنگ براى افرادى كه كارهاى فكرى مى كنند، مفيد است، از جمله دانش آموزان و دانشجويان آن را مى توانند يا روى ميزشان يا در نزديكى محل كارشان قرار دهند.
آکوامارين( Aquamarine)
فرمول شیمیایی : Be3Al2(SiO3)6
خواص درماني: باعث تقويت شجاعت در انسان شده و آگاهي معنوي را بيشتر مي کند. سيستم دفاعي بدن را زياد کرده و اثرات ناشي از پرکاري اين سيستم را مانند انواع آلرژي و زکام کاهش مي دهد. بلور آرام و کم کننده استرس است (نوبري. ر، 2005).
آلبيت( Albite) :
فرمول شیمیایی : NaAlSi3O8
خواص درماني: براي کار کردن صحيح غده تيموس و طحال و کاهش استرس و افسردگي موثر است و مي تواند به عنوان تقويت کننده سيستم هاي ايمني و تنفسي استفاده شود. آرامش بخش استرس هاي رواني است( (Wytchyways workshops, 2006.
آمازونيت (Amazonite) _ سنگ درمان افسردگى
فرمول شیمیایی : KAlSi3O8
از انواع ميکروکلين است. كه رنگ آن آبى متمايل به سبز است و براى چاكراى قلب و گلو مناسب است. اين سنگ به متولدين بهمن (دلو) انرژى حياتى مى دهد. اين سنگ را بايد هفته اى يكبار زير آب جارى شست تا شارژ شود.
خواص درماني: براي بيماريهاي ناحيه زير شکم و قلب، همچنين مغز و اعصاب و تقويت شاخه هاي عصبي مفيد است (نوبري. ر، 2005). براى دردهاى گردن و كشيدگى عضلات بايد اين سنگ را به صورت دورانى خلاف عقربه هاى ساعت آرام گردانيد. اين سنگ انرژى و تحرك را تقويت مى كند و علاوه بر درمان افسردگى براى زنان باردار مفيد و مؤثر است و شاخه عصبي ومغز را تقويت مي كند.
آمتيست ( Amethyst)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: اين بلور براي سردرد، ميگرن و فشارهاي عصبي موثر است و باعث تقويت غدد و هورمونها مي گردد (نوبري. ر، 2005).
آندریت (Andorite )
فرمول شيميايي:PbAgSb3S6
نام این کانی از نام زمين شناس غير حرفه اي (Andor von Semsey (1833-1923 نجيب زاده مجارستاني گرفته شده است.
خواص درماني: آندريت تمركز حواس را تقويت مى كند و آگاهى را بالا مى برد و براى كسانى كه Meditationمى كنند، بسيار مناسب است. سيستم مركز عصبى و مفصل را تقويت مى كند و گردش خون را منظم مى سازد. اين سنگ در برابر حرارت حساس است و نبايد بيشتر از يك ساعت در برابر نور خورشيد قرار گيرد. براى شارژ آن ماهى يك بار بايد روى آن نمك دريا ماليد و بعد آن را تميز كرد.
ابسيدين(Obsidian)
فرمول شیمیایی : mainly (more than 70%) consists of SiO2
ابسيدين به دليل عدم تبلور، بلور به حساب نمي آيد بلکه نوعي شبه بلور است.
خواص درماني: اين شبه بلور براي رهايي از درد و معالجه درد مفاصل مثل آرتروز بسيار مفيد مي باشد. درد ماهيچه ها را آرام و گردش خون را بهتر مي کند (نوبري. ر، 2005).
اپال (Opal) _ تقويت صفت هاى خوب و ويژه
فرمول شیمیایی : SiO2•nH2O
اوپال با طيف هاى نورى رنگين كمانى كه دارد در رنگهاى گوناگون يافت مى شود. محل كشف آن استراليا، برزيل، مجارستان، چكسلواكى مى باشد. براى چاكراى تاج سر استفاده مى شود. اين سنگ به طلسم خوشبختى معروف است و براى هنرپيشگان و موسيقيدانان مناسب است. اين سنگ متعلق به متولدين فروردين، آبان، آذر و بهمن مى باشد.
خواص درماني: براي درمان بيماريهاي معده، روده و ورم معده بسيار موثر است. اين سنگ قلب و جريان خون را تقويت مي نمايد و نيرو مي بخشد. به علاوه مي توان براي سرطان خون از آن استفاده کرد. در واقع گلبولهاي قرمز خون را زياد مي کند (نوبري. ر، 2005). اوپال براى درمان ناراحتى هاى معده، روده، جريان خون بسيار مفيد است. گلبول هاى قرمز خون را افزايش مى دهد. اوپال سفيد چشم هاى مارا بر زندگى و افكار درونى باز مى كند و باعث تقويت صفت هاى خوب مى شود.
اپيدوت( Epidote)
فرمول شیمیایی : Ca2(Al, Fe)3(SiO4)3(OH)
خواص درماني: اين سنگ براي سلامتي قلب بسيار موثر است و همچنين عمل هضم را آسان مي کند (نوبري. ر، 2005).
الکساندريت (Alexandrite)
فرمول شیمیایی : BeAl2O4
خواص درماني: مراجعه شود به کريزوبريل
الماس ( Diamond)
فرمول شیمیایی : C
خواص درماني: اين بلور آرامش بخش، کنترل کننده سيستم هاي الکتروني بدن انسان و رساننده انرژي مثبت به آنها و تقويت کننده انرژي هاي مثبت مي باشد( (Pacholyk. A, 2006.
اليوين (Olivine)
فرمول شیمیایی : (Mg,Fe)2SiO4
خواص درماني: ناراحتي هاي قلبي و گردش خون را بهبود مي بخشد. همچنين جوشها و آبله هاي ريزي که بر روي صورت ظاهر مي شوند را درمان مي کند. اين سنگ براي درمان اگزما بسيار خوب است و با بسياري از سنگها و کانيهاي باارزشي که خواص متعددي براي شفابخشي دارند، هم ارزش است (نوبري. ر، 2005).
آونتورين (Aventurine) سنگ درمان بيمارى هاى پوستى :
فرمول شیمیایی : SiO2
رنگ آن تركيبى از خاكسترى، كمرنگ تاشيرى كمرنگ است. اين سنگ مختص چاكراى قلب است.
خواص درماني: براى درمان بيماريهاى پوستى - آبله و جوشها مؤثر است. اين سنگ را در يك ليوان بيندازيد و بگذاريد يك شب تا صبح در آب بماند سپس پنبه يا گاز را به اين آب آغشته كرده و به محل هاى مورد نظر به صورت ضربه ملايم بزنيد. از ماساژ دادن پوست بايد پرهيز شود. اين كار را تا خوب شدن كامل پوست بايد ادامه داد. يكى دوبار آن را در آب جارى بشوييد و چندين ساعت در برابر نور مستقيم خورشيد قرار دهيد. اين سنگ به متولدين ارديبهشت، تير، آذر تعلق دارد. اين سنگ علاوه بر آلرژى هاى پوستى - اگزما- آكنه ها براى بيمارى چشمى- ريزش اشك و شوره سر مفيد است. اون تورين باعث گشاده رويى، خونسردى، صبورى، شوخ طبعى و آرامش است. ارتعاشات اون تورين مشكلات قلبى و عصبى را برطرف مى كند.
باريت (Barite)
فرمول شیمیایی : BaSO4
خواص درماني: اين سنگ براي تميز کردن سيستم هاي بدن از سموم، تسکين دردهاي معده و درمان اعتياد استفاده مي شود. از نظر روحي اين سنگ براي ايجاد اعتماد به نفس در شخص موثر است ((AvalonCrystals, 2006.
برنز ( Brass)
فرمول شیمیایی : Cu3Zn2
خواص درماني: مي تواند به عنوان سپري براي کاهش حساسيت بکار رود. براي کساني که داراي سطح بسيار بالايي از فلز در خون مي باشند کمک کننده است زيرا تميز کننده خون مي باشد. همچنين براي ريزش مو مي تواند مورد استفاده قرار گيرد( (Peaceful mind, 2006.
بريل (Beryl)
فرمول شیمیایی : Be3Al2(SiO3)6
خواص درماني: در درمان بيماري هاي عصبي، اختلالات رواني، افسردگي و اضطراب، درمان بي خوابي و کم خوابي و آرامش بخشيدن به افراد و درمان انواع دردهاي معده سودمند مي باشد (Pacholyk. A, 2006).
بلاداستون (Bloodstone)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: کمک کننده به آرامش و جلوگيري کننده از استرس و آشوب هاي روحي مي باشد (نوبري. ر، 2005).
تانزانيت (Tansanite)
فرمول شیمیایی : (Ca2(Al.OH)Al2(SiO4)3
خواص درماني: گلو و ريه ها را پاک مي کند. مشکلات پوستي، گوش و چشم را تخفيف مي دهد. سيستم دفاعي بدن را تقويت کرده و دوران نقاهت را سرعت مي بخشد. از اين بلور براي معالجه مشکلات ستون فقرات و بيماريهاي سيستم تناسلي استفاده مي کنند (نوبري. ر، 2005).
توپاز (Topaz)
فرمول شیمیایی : Al2SiO4(F,OH)2
خواص درماني: کمک زيادي به افزايش نيروي حياتي مي کند. تحريک و بازکننده متابوليسم تنبل مي شود و احساس عدم اطمينان را از بين برده و موجب اعتماد به نفس مي شود. اختلالات گوارشي را از قبيل بي اشتهايي، لاغري و چاقي مفرط برطرف کرده و ناراحتي پوستي را کاهش مي دهد (نوبري. ر، 2005).
تورمالين (Tourmaline)
فرمول شیمیایی : (Si6O18)(BO3)3(OH,F)4
خواص درماني: به درمان بيماري هاي عفوني، کم خوني و مجراي لنفاوي کمک مي کند. اعصاب را آرام و قدرت تمرکز را زياد مي کند. سرطان را در مرحله اوليه اش مداوا کرده، هورمونها و ناهنجاري هاي ژنتيکي را تنظيم مي کند. در برطرف ساختن ناراحتي هاي تعادلي و انحراف ستون فقرات، پارکينسون و صرع بسيار موثر است (نوبري. ر، 2005).
توليت (Thulite)
فرمول شیمیایی : (Ca2(Al.OH)Al2(SiO4)3
خواص درماني: اين بلور زياد کننده انرژي در انسان بوده و از لحاظ جسمي براي بيماريهاي قلبي و مشکلات تنفسي از جمله بيماري آسم مفيد است و دوران نقاهت را تسريع مي بخشد (نوبري. ر، 2005).
جيد یا یشم (Jade ) _سنگ تسکين دهنده احساسات
فرمول شیمیایی نفریت( Nephrite) : Ca2(Mg, Fe)5Si8O22(OH)2
فرمول شیمیایی ژادئیت ( Jadeite) : NaAlSi2O6
جيد یا یشم نامي است که براي دو کاني سيليکاته مختلف بکار مي رود. اولي نفريت که نوعي آمفيبول اکتينوليت است و دومي ژادئيت که پيروکسن مي باشد. اين دو کاني در ظاهر کاملا شبيه هم هستند. خواص درماني اين دو بلور يکسان مي باشد.
يشم سبز را به راحتى مى توان براى بچه ها تهيه کرد و مثل جواهر آلات معمولى مورد استفاده قرار داد . بچه ها حساس و هيجانى اغلب به يک وسيله محافظت کننده احتياج دارند که همراهشان باشد و از اين طريق مطمئن شوند که احساساتشان بر آنها غلبه نمى کند و آنها را تحت تأثير قرار نمى دهد . اين سنگ اعتماد به نفس ، و اتکا به خويشتن را به بچه تقويت مى کند . يشم سبز به فرد ايمان مى بخشد تا در زندگى به تک تک آرزوهاى خود برسد .
خواص درماني: تنفس را عميق مي کند و مشکلات قلبي را به طور کلي از بين مي برد (نوبري. ر، 2005).
چاروئيت (Charoite)
فرمول شیمیایی : Ca,K,Na)3Si4O10(OH,F)•H2O
خواص درماني: اين بلور باعث مي شود انسان به خواب عميق و راحت برود و باعث کاهش کابوسهاي شبانه مي شود. همچنين در درمان بيماريهاي چشم، قلب، کبد، پانکراس و رفع سردرد موثر بوده و باعث کاهش درد و رنج مي شود (نوبري. ر، 2005).
دانبوريت (Danburite )
فرمول شیمیایی : CaB2(SiO2)2
خواص درماني: براي پيوند به فضاي معنوي به علت ارتعاشات بالايي که دارد، بکار مي رود. تعادل را در منطقه چپ و راست مغز ايجاد کرده و براي از بين بردن نقاط بسته شده در طب سوزني بکار برده مي شود. در درمان بيماريهاي جگر، کيسه صفرا و کمک به زدودن سم ها از بدن بوده و ذهن را شفاف مي کند (نوبري. ر، 2005).
دولوميت (Dolomite)
فرمول شیمیایی : CaMg(CO3)2
خواص درماني: آرامش بخش براي درد، تنهايي و خشم و افزايش دهنده انرژي مي باشد. محتوي کلسيم است که براي استحکام استخوان ها، دندان ها و عضلات مفيد است ( (Peaceful mind, 2006.
ديوپتاز ( Dioptase)
فرمول شیمیایی : CuSiO3.H2O
خواص درماني: براي کاهش ناراحتي و اندوه بکار مي رود. متعادل کننده سيستم اعصاب مرکزي، ريه، قلب، فشار خون و استرس است ( (Peaceful mind, 2006.
ديوپسيد(Diopside)
فرمول شیمیایی : MgCaSi2O6
خواص درماني: براي دستگاه گردش خون و اندام هاي تميز کننده خون مفيد است ( (Peaceful mind, 2006.
ردوکروزيت(Rhodochrosite)
فرمول شیمیایی : MnCO3
خواص درماني: اين بلور ضربان قلب را تنظيم و گردش خون را تحريک مي کند. از ديگر خصوصيات آن مي توان قدرت شفابخشي ميگرن، ناراحتي هاي پوستي، غده اي تيروئيد، کليه و مشکلات روده اي را نام برد (نوبري. ر، 2005).
ردونيت ( Rhodonite)
فرمول شیمیایی : (Mn,Fe,Mg,Ca)SiO3
خواص درماني: کمک به برطرف کردن ترس، اضطراب و حمله هاي عصبي مي کند. براي درمان زخمها، بريدگي هاي پوستي و جاي نيش زدن حشرات موثر است و زهر را از محل زخم بيرون کشيده و به سطح مي آورد (نوبري. ر، 2005).
ياقوت نارنجي(Ruby)
فرمول شیمیایی : Al2O3::Cr
ياقوت نارنجي ، يک نوع اسپينل با رنگ قرمز گلسرخي کمرنگ يا نارنجي که از کانيهاي قيمتي است.
خواص درماني: براي رفع بي حالي و خستگي مفرط مفيد بوده و براي معالجه ناتواني جنسي موثر مي باشد. همچنين براي بهبود جريان خون بي نظير است (نوبري. ر، 2005).
روزالين (Rosaline)
فرمول شیمیایی : (Ca2(Al.OH)Al2(SiO4)3
خواص درماني: مراجعه شود به توليت
سافير (Sapphire)
فرمول شیمیایی : Al2O3
خواص درماني: براي گلو، تيروئيد و پاراتيروئيد مفيد است. باعث تعادل قلب شده و سيستم ايمني شخص را زياد مي کند. براي کبد و کيسه صفرا مفيد است (نوبري. ر، 2005).
سروسيت (Cerusite)
فرمول شیمیایی : PbCO3
خواص درماني: کمک به اعتماد به نفس مي کند و ايجاد کننده آگاهي ذهني مثبت است. براي ترک اعتياد و سلامتي عمومي بدن بکار مي رود (HealthyNewAge, 2006)
سلستيت (Celestite) سولفات استرنسیوم
فرمول شیمیایی : SrSO4
خواص درماني: آرامش بخش براي اعصاب، استرس و متعادل کننده بدن است. براي سيستم اعصاب مرکزي، خستگي، غده تيروئيد، سيستم شنوايي و کمبود پتاسيم / منگنز مفيد است (Peaceful mind, 2006 ) .
سلنيت (Selenite)
فرمول شیمیایی : CaSO4•2H2O
خواص درماني: براي بهبود بيماريها و ناراحتي هاي هيجاني مفيد است چون از ارتعاش بالايي برخوردار مي باشد. ستون فقرات را قوي مي کند (نوبري. ر، 2005).
فيروزه (Turquoise)
فرمول شیمیایی : CuAl6(PO4)4(OH)8•5H2O
خواص درماني: انرژي هاي موجود در اين بلور جهت موارد زير مفيد مي باشد: تحريک وراه اندازي نيروها و چاکراهاي انسان ها، آرامش دادن ، بيدار شدن نيروهاي دروني افراد، درمان انواع بيماري هاي معده همچون : زخم ، ورم ، درد و…، تثبيت انرژي درمانگر و درمان انواع سر درد ، ميگرن ، دردهاي عضلاني و استخواني و جهت درمان يبوست ( (Pacholyk. A, 2006.
سوگيليت ( (Sugilite
فرمول شیمیایی : KNa2(Fe,Mn,Al)2Li3Si12O30
خواص درماني: در مواجه با شرايط سخت و نامناسب و ترسها به ما کمک مي کند و درمان بي نظيري براي التيام دردهاست (نوبري. ر، 2005).
سيترين (Citrine)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: به کوارتز زرد هم معروف است. محرک بي نظيري براي مغز است و هوش را زياد مي کند. بلوري انرژي زاست و براي کساني که احساس خستگي مي کنند و نياز به انرژي دارند، مفيد مي باشد. ضمنا کليه ها، مثانه، معده، پانکراس و طحال هم از وجود اين سنگ بهره مي برند (نوبري. ر، 2005).
طلا (Gold)
فرمول شیمیایی : Au
خواص درماني: براي استحکام سيستم عصبي و گوارش و بهبود توانايي عصبي براي افزايش کيفيت انتقال اطلاعات بکار مي رود. براي جذب غذا، سيستم گردش خون، تعادل شيميايي بدن و بهبود کيفيت کارايي مغز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد (Peaceful mind, 2006) .
عقيق (Agate)
فرمول شیمیایی : SiO2
عقيق يا آگات بصورت ژئودهايي از جنس سيليس حفرات موجود در سنگهاي آتشفشاني ائوسن را پر كرده اند. اندازه اين ژئودهاي آگات بين چند ميليمتر تا حداكثر10 سانتي متر است. بطور كلي رنگ اين آگات ها اغلب آبي نيلي ،آبي روشن ،سبز يماني، قرمز و خاكستري است.عقيق آگات نوعي کوارتز با لايههاي متناوب کلسدوني با رنگهاي مختلف و تخلخل است. رنگها بطور معمول بصورت نوارهاي موازي ظريف و باريک و معمولا منفي و در بعضي نمونهها هم مرکز است. رنگ بيشتر عقيقهاي مورد استفاده در اهداف تجاري حاصل روشهاي مصنوعي است. برخي عقيقها داراي رنگهاي مختلفي هستند که بصورت نوار ، آرايش نيافته و توزيع نامنظمي دارند. در کل عقيق به رنگهاي خاکي ، زرد ، سفيد ، سرخ ، سبز و سياه در طبيعت ديده ميشود و از ميان آنها رنگهاي خاکي ، زرد ، سرخ کم و بيش خواص يکساني دارند. ولي عقيق سياه و عقيق خزه هر کدام ويژگيهاي مخصوص به خود دارد.
خواص درماني: موجب بالا رفتن و قوي شدن قدرت منطق مي گردد. تفکر را شفاف و قدرت تمرکز را زياد مي کند. در دوران حاملگي باعث آرامش و تعادل مادر و فرزند شده و بعد از زايمان هم از افتادن رحم جلوگيري مي کند (نوبري. ر، 2005).
1) خواص عقيق سياه : عقيق سياه به همراه سنگ کريستال ميتواند ما را در برابر امواج منفي حمايت کند. اين سنگ هنگام هجوم احساسات مؤثر واقع ميشود. همچنين به حل موانع دروني و رسيدن به آگاهيهاي تازه و آمدن آنها به سطح ذهن کمک ميکند. عقيق سياه تمرکز را زياد ميکند، عملکرد رودهها را آسان ميکند، داراي عمل تقويت کنندگي بر روي استخوانها ، ستون مهرهها و قسمت پشت ميباشد.
2) خواص عقيق سبز : عقيق سبز که معروف به خزه است، باعث اعتماد به نفس در وجود ما ميشود و قدرت ايمني ميدهد. قرار دادن آن در منزل فضاي دلپذيري را ايجاد ميکند. عقيق سبز براي ديابت و متعادل ساختن درصد قند خون هم مؤثر است. در ضمن استفاده از آن به فرد آرامش ميدهد.
3) عقيق سرخ : سنگ عقيق يا ((سنگ عزت نفس)) براى تقويت حس احترام به نفس و ارزش قايل شدن براى خويشتن به کار مى رود . رنگ هاى نارنجى تيره اين سنگ به خوبى بيانگر نيروى تقويت کننده چاکراهاى اول و دوم و سوم دراين سنگ است و باعث حس امنيت و عشق به خويشتن مى شود . رگه هاى صورتى رنگ موجود در اين سنگ ، عشق و علاقه را در بين والدين و فرزند تقويت مى کند . اين سنگ همچنين براى بيماريهاى پوستى از جمله آکنه بکار مى رود . براى اين کار سنگ را در بالاى پوست نگه داشته و براى مدت چند دقيقه به صورت دايره وار حرکت دهيد .
فلوريت (Fluorite)
فرمول شیمیایی : CaF2
خواص درماني: درمان بيماران مبتلا به رماتيسم، بيماري هاي کليوي و سردردهاي شديد و مزمن، خارج نمودن انرژي هاي منفي و جايگزين نمودن انرژي هاي مثبت از جمله فوايد درماني اين بلور مي باشد (Pacholyk. A, 2006).
فناکيت (Phenakite)
فرمول شیمیایی : Be2SiO4
خواص درماني: اين بلور معمولا به همراه بلورهاي ديگر به کار مي رود زيرا قدرت درماني بلورهاي ديگر را بالا مي برد (نوبري. ر، 2005).
فوچيت (Fuchsite)
فرمول شیمیایی : KAl2(AlSi3O10)(F,OH)2
خواص درماني: ايجاد شادي، بهبودي و ايمني براي بدن مي کند. باعث درمان عميق مي شود (Peaceful mind, 2006).
کارنلين (Carnelian)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: به دور شدن احساسات منفي همچون حسادت، ترس و خشم از انسان کمک مي کند (نوبري. ر، 2005).
کاروئيت (Charoite)
فرمول شیمیایی : (Ca,K,Na)3Si4O10(OH,F)•H2O
خواص درماني: کمک به بيماري هاي قلبي، تامين سريع سلامتي و همچنين دفع مسموميت ناشي از الکل مي کند (Healthynewage, 2006).
کانزيت (***zite)
فرمول شیمیایی : LiAl(SiO3)2
خواص درماني: اين بلور به قلب آرامش فيزيکي و رواني داده و براي افرادي که ابراز احساسات برايشان مشکل است، بسيار مفيد مي باشد. ساير کاربردهاي اين بلور شامل از بين بردن حمله هاي دردآور، کاهش استرس، مداواي بيماريهاي ريوي، از بين بردن مشکلات گردش خون، مشکلات عصبي و هورموني است (نوبري. ر، 2005).
کرديريت (Cordierite)
فرمول شیمیایی : (Mg,Fe)2Al4Si5O18
خواص درماني: براي بالا بردن قدرت شهود بسيار مفيد مي باشد. براي سم زدايي و از بين بردن چربي هاي جمع شده در بدن به کار مي رود (نوبري. ر، 2005).
کروندوم (Corundum)
فرمول شیمیایی : Al2O3
خواص درماني: براي درمان بيماري هاي معده و کبد، آرامش به افراد و آرام نمودن بيماران عصبي و رواني و درمان انواع سردرد بسيار مفيد مي باشد (Pacholyk. A, 2006)
کريديت (Creedite)
فرمول شیمیایی : Ca3Al2SO4(F,OH)10•2(H2O)
خواص درماني: براي ايجاد معنويت، و کمک به ايجاد ارتباط با سرچشمه معنوي براي کساني که در زمينه هاي روحي و معنوي کار مي کنند، مفيد است (Healthynewage, 2006).
کريزوبريل (Chrysoberyl)
فرمول شیمیایی : BeAl2O4
خواص درماني: براي بدست آوردن موفقيت، اطمينان، احترام به نفس و سلامتي بکار مي رود (Peaceful mind, 2006).
کريزوپراز (Chrysoprase)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: اين بلور سم زدا است. سموم را از بدن و ذهن بيرون مي راند و اين کار را از طريق تحريک کبد و دفع ادرار ميسر مي سازد. همچنين باعث آسودگي خواب شب شده و براي معالجه مشکلات توليد مثل، ناراحتي هاي ريه، تيموس و ناراحتي هاي ذهني بکار مي رود و خستگي بدن را رفع مي کند (نوبري. ر، 2005).
کريزوکولا (Chrysocolla)
فرمول شیمیایی : CuSiO3.nH2O
خواص درماني: براي درمان عفونتها و تورم هاي سينوس لوزتين، حنجره و ريه عالي است. اين بلور رشد نيروهاي بدن مي شود. گونه هاي مختلف تورم از قبيل سوختگيها و سندرم بيماريهاي روده اي را بهبود مي بخشد و همچنين به خونسرد بودن ما ياري مي رساند. قادر به تنظيم سيستم هاي عصبي، قلب، پانکراس و متعادل کننده آنهاست. علاوه بر آن هماهنگ کننده قند خون و هورمونها بوده و به درمان آن کمک مي کند. مشکلات هضمي، دردهاي استخواني، بيماريهاي آرتروزي، دردهاي ماهيچه اي، اسپاسم ها، زخم معده و بيماريهاي خوني بوسيله اين سنگ بهبود مي يابد (نوبري. ر، 2005).
کلسدوني (Chalcedony)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: کاهش زودرنجي، غم، هيجان و کمک به درمان سرطان خون (لوسمي)، مشکلات بينايي از فوايد استفاده از اين بلور مي باشد (Peaceful mind, 2006).
کلسيت آبي (blue Calcite)
فرمول شیمیایی : CaCO3
خواص درماني: آرام بخش و براي درمان تورم گلو، معالجه ريه و بيماريهاي تيروئيد کاربرد دارد. براي کم کردن فشارهاي عصبي و منفي بافي و همچنين متعادل کردن فشار خون کمک مي کند (نوبري. ر، 2005).
کلسيت سبز (green Calcite )
فرمول شیمیایی : CaCO3
خواص درماني: تحريک کننده غدد تيموس و باعث مي شود بدن عفونت را از خود بيرون کند. به سيستم ايمني کمک مي کند. همچنين سيستم عصبي را متعادل کرده و به حالت اول برمي گرداند و باعث کم شدن فشار عصبي و ضربان شديد قلب شده، قلب را قوي و داراي ريتم طبيعي مي کند (نوبري. ر، 2005).
کوارتز شفاف (Transparent Quartz)
فرمول شیمیایی : SiO2
کوارتز شفاف يا ((سنگ شفابخش)) نوعى کريستال است که براى همه نوع درمان به کار مى رود . هر سنگ کوارتز در واقع نيرو و انرژى خاصى دارد و از خاصيت شفابخشى ويژه اى برخوردار است . وقتى که کودک تکه اى از اين سنگ را در دست مى گيرد ، انرژى آن يا خيلى آهسته تخليه مى شود يا خيلى سريع و ناگهانى . در حين خالى شدن انرژى سنگ ، کودک احساس مى کند که گويا در معرض يک شوک الکتريکى ملايم قرار گرفته است . همين انرژى طبيعى ، کافى است که هر گونه احساس ناراحتى و غم از کودک دور شود و حالت منفى احساسى در او تغيير کند و احساس شادابى و نشاط کند . هر تکه از سنگ کوارتز شفاف داراى خاصيت درمانى خاصى است و او مى تواند از آنها در موارد و موقعيتهاى گوناگون استفاده کند . مجموعه اين سنگها همچنين براى سازماندهى افکار پراکنده و از بين بردن نيروهاى منفى مفيد هستند .
کوارتز دودي (Quartz-enfume)
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: برطرف کننده استرس، اضطراب و ترس و از بين برنده افسردگي و منفي گرايي مي باشد (نوبري. ر، 2005).
کوارتز سبز ( green quartz )
فرمول شیمیایی : SiO2
خواص درماني: باعث فعال شدن و تعادل قلب مي گردد (نوبري. ر، 2005).
کوارتز قرمز ( red quartz )
فرمول شیمیایی : SiO2
کوارتز سرخ يا ((سنگ عشق و دوستى)) يکى ديگر از سنگهاى چند منظوره شفابخش است به ويژه براى کودکانى که احساسات آزار دهنده و يا تمايلات پرخاشگرانه دارند .
خواص درماني: باعث کاهش فشار خون، تقويت قلب و آرامش مي شود. همچنين در درمان مشکلات نازايي بکار مي رود (نوبري. ر، 2005). کوارتز سرخ مى تواند زخمهاى يک قلب شکسته را که در اثر رودررويى با واقعيتى تلخ و خشن ، آسيب ديده است التيام بخشد .کوارتز سرخ براى بچه هايى که بيقرار و بسيار فعال هستند و مبتلا به تشويق و نگرانى ، ترس ، اضطراب ، دلواپسى و بسيارى از اختلافات روحى ديگر هستند آرامش به ارمغان مى آورد . برخى فوايد عصب شناسى نيز دارد . يعنى اگر اين سنگ را در بالاى مراکز عصبى نگه داريم ، گرفتگى عضله از بين مى برد و عضله شل مى شود . در مورد قلب هاى جوان ، کوارتز سرخ مى تواند کمک کند تا چاکراهاى قلب باز نگه داشته شود ، و به قلب حيات مى بخشد و آن را حفظ مى کند . اين سنگ انرژى هاى خوب را وارد قلب کرده و از ورود انرژى هاى بد جلوگيرى مى کند .
کوپريت (Cuprite)
فرمول شیمیایی : Cu2O
خواص درماني: کمک به استحکام غده تيموس، قلب، خون، متابوليسم، استقامت و سلامتي مي کند و متعادل کننده متابوليسم، بافت هاي عضلاني و سيستم اسکلت بدن مي باشد (Peaceful mind, 2006) .
کياستوليت (Chiastolite)
فرمول شیمیایی : Al2OSiO4
خواص درماني: خواص درماني اين بلور بسيار شبيه به آندالوزيت مي باشد و در طي بيماري براي تعديل فشار خون و ترميم کروموسوم (ساختار ميله اي شکلي در هسته سلول ها که حاوي کد ژنتيکي است) خون مفيد مي باشد (Peaceful mind, 2006).
کيانيت (Kyanite)
فرمول شیمیایی : Al2SiO5
خواص درماني: تقويت کننده تصاوير ذهني، دورانديشي، هوشياري، تعمق و ارتباطات است (Peaceful mind, 2006).
گارنت (Garnet)
فرمول شیمیایی : A3B2(SiO4)3
خواص درماني: متعادل کننده سيستم هاي بدن، تميز کننده خون، کاهش ناراحتي هاي کبد و کليه و بي نظمي هاي جنسي مي باشد (Majestic Quartz, 2006).
لابرادوريت (Labradorite)
فرمول شیمیایی : CaAl2Si2O8
خواص درماني: داراي انرژي متعادل کننده و هماهنگ است. تامين کننده خوابي آرام، کاهش استرس و پاک کننده بدن از آلودگي ها مي باشد (Majestic Quartz, 2006)
لاريمار (Larimar)
فرمول شیمیایی : NaCa2Si3O8(OH)
خواص درماني: به انسان در بيان ترس ها و آشفتگي هاي دروني کمک مي کند. ذهن را آرام کرده و آرامش دروني مي دهد (نوبري. ر، 2005).
لپيدوليت (Lepidolite)
فرمول شیمیایی : KLi2Al(Al,Si)3O10(F,OH)2
خواص درماني: براي مديتيشن و از بين بردن اختلالات در خواب مفيد است. ذهن را آرام مي کند و استرس و تحريکات عصبي را از بين مي برد. همچنين گرفتگي عضلات و دردهاي عصبي مثل سياتيک را تسکين مي دهد. براي افرادي که حالت هاي گيجي ذهن مثل بيماري آلزايمر دارند مفيد است (نوبري. ر، 2005).
لوويليت (Luvulite)
فرمول شیمیایی : KNa2(Fe,Mn,Al)2Li3Si12O30
خواص درماني: مراجعه شود به سوگيليت
سولفيدهای آهن(iron Sulfide) _سنگ محافظ و نگهبان
به شکل هاى مختلف وجود دارد از جمله : Skutterudite وMarcasite و Pyrite . صفحات دايره شکل تا مکعب هاى مختلف سطح براق و برنجى اين سنگ ، بچه ها را به طرف خود جلب مى کند . اين سنگ شبيه آينه اى کوچک است که انرژيهاى منفى را از بچه دور مى کند و هراس او را در اختيار دارد حس مى کند که از نظر جسمانى در وضعيت کاملى قرار دارد و سرشار از عشق است. به مجموعه کانی های
پيريت (Pyrite)
فرمول شیمیایی : FeS2
خواص درماني: انسداد مجاري تنفسي، نايژه ها و ريه ها را که ناشي از عفونتهاست از بين مي برد. گردش خون و تنفس پوستي را اصلاح مي کند و براي برطرف کردن ضعف عصبي و لکنت زبان بکار مي رود. اين سنگ به دليل گرمايش، در درمان بيماريهاي روده اي و گوارشي نيز استفاده مي شود (نوبري. ر، 2005).
مارکازيت ( Marcasite)
فرمول شیمیایی : FeS2
خواص درماني: تقويت حافظه، آرامش، تميز کننده خون، رفع استرس و غش از جمله خواص درماني اين بلور است (Peaceful mind, 2006) .
مالاکيت (Malachite)
فرمول شیمیایی : Cu2CO3(OH)2
خواص درماني: کبد، کيسه صفرا، مهره ها و غده تيموس را تقويت مي کند (نوبري. ر، 2005).
مسکويت ( Muscovite)
فرمول شیمیایی : KAl2(AlSi3O10)(F,OH)2
خواص درماني: براي شفافيت بينايي و درون انديشي موثر است، همچنين براي کاهش گرسنگي، تامين انرژي، کاهش از دست دادن آب بدن، درخشندگي موها، و آرامش در خواب بکار مي رود (Peaceful mind, 2006).
هاليت (Halite)
فرمول شیمیایی : NaCl
خواص درماني: براي درمان بيماريهاي ريوي، آسم و سرفه و ايجاد آرامش در افراد بکار مي رود. همچنين باعث کاهش استرس، اضطراب و عصبانيت مي شود (Pacholyk. A, 2006) .
هاوليت (Howlite)
فرمول شیمیایی : Ca2[B5(OH)5O5(SiO4)]
خواص درماني: آرامش بخش براي هيجانات روحي همچون خشم، استرس و بحران هاي رواني است و نيز براي استحکام استخوان ها، دندان و ديگر اندام هاي بدن که نيازمند به کلسيم مي باشند، مفيد است( (Peaceful mind, 2006.
هماتيت (Hematite)
فرمول شیمیایی : Fe2O3
خواص درماني: تميز کننده خون و تقويت کننده تمرکز روحي و اعتماد به نفس است (Majestic Quartz, 2006).
اشک سرخپوست:
اشک سرخپوست يا ((سنگ غم)) خيلى تيره است ولى در عين حال نور را از خود عبور مى دهد . اگر شما تکه کوچکى از آن را جلوى نور نگه داريد مى توانيد همچون شيشه ، طرف ديگر را ببينيد . به هر حال ، اگر شما از سنگ اشک سرخپوست براى جذب احساسات منفى استفاده کنيد ، خواهيد ديد که قسمتى از فضاى درونى آن تيره و کدر مى شود و گاهى اوقات بعد از برطرف شدن غم و اندوه دوباره شفاف مى گردد .
سنگ شفاف (حجرالبرق) :
حجرالبرق يا ((سنگ رهبرى)) يک سنگ تقويت کننده و نيرو دهنده است که انرژى قلب را احيا مى کند و ميان انرژيهاى زنانه و مردانه در بدن تعادل ايجاد مى کند . اين سنگ سبز رنگ است و بسيار دوست داشتنى و محافظ قلب است . بسيارى از بچه هايى که خجالتى ، ترسو و مطيع و سربه زير هستند براى بازيابى اعتماد به نفس نياز به چنين سنگى دارند .اين سنگ به شخص کمک مى کند تا فعال باشد و کارش را آنطور که خودش مى خواهد شروع کند و خلاصه ابتکار عمل را در دست گيرد . بچه هايى که دچار تنگى نفس هستند ، به سوى اين سنگ جذب مى شوند زيرا اين سنگ ريه ها را باز مى کند و باعث مى شود احساس سبکى و آرامش کنند .
سنگ لاجورد (Azure) :
سنگ لاجورد يا ((سنگ موازنه روحى)) يک متعادل کننده باور نکردنى براى کودکانى است که قابليتهاى روانى فوق العاده اى را از همان دوران اوليه زندگى خود نشان مى دهند . رنگ آبى تيره اين سنگ باعث تحريک هوشيارى و خود آگاهى و پالايش بصيرت معنوى در کودک مى شود . سنگ لاجورد زمينه را براى قبول خود و پذيرش نعمت هايى که به او ارزانى شده است آماده مى کند و به کودک کمک مى کند که به آگاهى معنوى برسد . اين سنگ داراى قدرت هاى محافظ است و همه حسهاى روحى ـ روانى را تحريک مى کند و از همين رو بسيار ارزشمند است .
چشم ببر (tigereye) :
سنگ چشم ببر با لايه هاى نازک قرمز رنگى که در آن وجود دارد هنگامى که به سمت جلو و عقب تکان داده مى شود نور را در مسير معينى منعکس مى کند و به نظر مى رسد چشم يک ببر به شما خيره شده است! اجازه دهيد کودکتان نيروى اين سنگ را کشف کند . اين سنگ براى بچه هايى که از نظر روحى سرکوب شده اند بسيار خوب است و قواى روحى ـ روانى آنها را تقويت مى کند .
keyvan_m
09-03-2010, 14:52
نقش گردش علمی در یادگیری زمین شناسی
رشد و توسعه هر جامعه متاثر از چگونگی آموزش نیروی انسانی آن جامعه است آموزش به دو صورت رسمی و غیررسمی انجام می پذیرد که به تغییر رفتارو ایجاد مجموعه ای از دانش،تفکر،نگرش و مهارت می انجامد .
موفقیت در این مسیر مستلزم این است که آموزش مبتنی بر اصول عملی باشد. متاسفانه در جامعه ما زمین شناسی در مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی به صورت تخصصی و عملی تدریس نمی شود بلکه به صورت گذرا طوری تدریس می گردد که مهارت ها و نگرشها آنطور که باید مورد توجه قرارنمي گيرد عدم استفاده معلمان از مواد،وسائل، رسانه های متنوع وروش های نوین یادگیری دلیل وجود این نقیصه است. یکی از این روشهای نوین گردش علمی است که در یادگیری مطالب زمین شناسی ضروری است.معلم می تواند با استفاده از امکانات لازم شرایطی را فراهم کند که امکان مشارکت فعال فراگیر را در یک گردش علمی فراهم سازد تا موجب یادگیری درس بصورت موثرتری گردد. گردش علمی می تواند بصورت یک بازدید ساده باشد ویا به حالت فعال و مناسب انجام گیرد.
گردش علمی یا فعالیت تجربی از کلاس، کاری است علمی که بیرون از کلاس،آزمایشگاه یا کتابخانه صورت می گیرد و شامل مطالعات مستقیم و دست اول درباره یک مسئله، جمع آوری اطلاعات از طریق مشاهده، اندازه گیری ، نمونه برداری و مصاحبه و سایر فنون می باشد (صفوی 1372).
در مورد مباحث علوم زمین نیاز به اجرای این امر بسیار بیشتر احساس می شود وقتی یک معلم برای فراگیران راجع به انواع سنگ ها،ساخت های اوایه و ثانویه آنهاوهمچنین پدیده های مختلف زمین شناسی صحبت می کندچه بهتر که فراگیران علاوه بر شنیدن توضیحات معلم به عینه آنها را مشاهده نمایند،لمس کنند و نمونه برداری نمایند.
یادگیری احسن هنگامی شکل می پذیرد که تدریس درس منحصر به آموزش مطالب بصورت تئوری نباشدوبا روش های عینی وقابل درک همراه گردد یکی از روشهای فعال و نوین تدریس گردش علمی می باشد که برای تدریس مطالب زمین شناسی بسیار مثمرثمرمی باشد چرا که باعث افزایش انگیزه و مشارکت فعال فراگیران می گردد و منجر به یادگیری بهتر و فراموشی دیرتر و پردازش مهارتهای ذهنی وخلاقیت و نوآوری می گردد وهمچنین باعث تقویت حس مشارکت می گردد. ( میرزابیگی1380)
امکان مشاهده و تجربه پدیده ها ونمونه های زمین شناسی را برای فراگیران بطور مستقیم فرا می آورد.
تایلر می نویسد که یادگیری از طریق تجربیات یادگیري صورت می گیرد و نتیجه رفتار فعال او محسوب می شود(تایلر1949) . بنابراین همکاران مخصوصا"دبیران دروس پایه از قبیل زمین شناسی باید سعی کنند تدریس آنها منحصر به سخنرانی نباشد .چنانکه ابات می نویسد که آزمایشات بسیاری نشان داده است که دانش آموزان هنگامی که به سخنرانی گوش می دهند یادگیری بسیار اندکی خواهند داشت.(ابات1992)
یک ضرب المثل چینی می گوید:
((بشنو و فراموش کن و ببین وبخاطر بسپارو انجام بده و بفهم))
یک گردش علمی باید طوری طراحی شود که با اهداف آموزشی درس مورد نظر هماهنگ باشد و برای یادگیری بیشتر فراگیران جذابیت و گیرایی آن بالا باشد از نظر اقتصادی تا حد امکان مقرون به صرفه باشد و از نظر زمانی وقت کمتری صرف کند مثلا"اگر برای نشان دادن نمونه های از درز و گسل در کوهها ي اطراف مدرسه نمونه های جالبی می توان به فراگیران نشان داد.دیگر نیازی نیست که امکانات زیادی را به کمک بگیریم و به مناطق اطراف شهر و خارج از استان ببريم وزمان بیشتری را صرف کنیم و همان اهداف محقق گردد.(صفوی 1375 ).
بنابراین مدت زمان و مکان گردش علمی بر اساس اهداف آموزشی ،توسط معلم با نظر خواهی از مدیر و مسئولان مرکز آموزشی صورت میگیرد .
چون گردش علمی مرتبط با موضوعات درسی است ،غالبا" می توان درس یک یا چند جلسه را در قالب گردش علمی طراحی کرد همیشه لازم نیست تمام مطالب در خارج از محدوده کلاس گفته شود بلکه معلم می تواند مقدمات درس و شرح برخی مطالب را قبل از شروع گردش علمی و نتیجه گیری درس را پس از انجام گردش علمی، در کلاس درس عنوان کند.گردش علمی می تواند جهت تدریس موضوعات درسی ویا مرور درسی که قبلا" تدریس شده مورد استفاده قرار بگیرد.
ابتدایی ترین فعالیت های یادگیری در یک گردش علمی مشاهده دقیق است مثلا"برای درک پدیده های زمین شناسی مشاهده دقیق آنها در محیط و نمونه های جمع آوری شده در کلاس از جمله فعالیت فراگیران می باشد.اگر گردش علمی بطور صحیحی اجرا شود می تواند منجر به یادگیری موثر تری شودگردش علمی به عنوان یک روش یاد دهی- یادگیری هنگامی از اثر بخشی لازم برخوردار است که هر یک از دو عامل اساسی در یادگیری، یعنی معلم و دانش آموزبه نقش ها و وظایف خود عمل کنند.مثلا"فعالیت های اصلی فراگیران و معلم در یک گردش علمی جهت شناخت سنگ ها وکانی های یک منطقه عبارتند از:
وظایف فراگیران دریک گردش علمی
1- گوش دادن فراگیران به توضیحات معلم و احیانا"کارشناسان .
2- طرح سوالات احتمالی ایجاد شده با افراد مطلع حاضرو معلم جهت رفع ابهامات .
3- یادداشت نکاتی در مورد ترکیب و جنس و مشخصات سنگ ها و کانی ها.
4-تهیه فیلم وعکس از نمونه سنگ ها و کانی ها و ساخت و بافت آنها.
5- انتخاب و جمع آوری نمونه ها جهت ارائه بعد از گردش علمی .
6- مراجعه به کتاب ها و جداول شناسایی سنگ ها و کانی ها به منظور شناسایی نمونه های جمع آوری شده.
7- تنظیم گزارش گردش علمی به منظور ارائه در کلاس و رفع اشتباهات احتمالی فراگیران جهت یادگیری بهتر .
وظایف معلم
1- تعيین اهداف آموزشی گردش علمی(در تدوین اهداف دو نکته قابل وصول بودن و هماهنگی آنها باید مورد توجه قرار گیرد).
2- تعیین موارد و مطالبی در گردش علمی قابل اجراست .
3- طراحی و برآوردخدمات و امکانات لازم .
4- انتخاب مدت زمان و مسیر گردش علمی بر حسب اهداف آوزشی.
5- انتخاب پدیده ها و نقاطی که در طول مسیر باید مور توجه قرار گیرد تا فراگیران با مشخصات بیشتری از سنگ ها و کانی ها آشنا شوند.
6- تعیین وظایف فراگیران در هر مرحله از گردش علمی.
7- اطلاع دادن به اولیا و کسب اجازه از آنها و در صورت نیاز استفاده از همکاری آنها.
8- توجیه دانش آموزان نسبت به اهداف گردش علمی.
9- نظارت و کنترل میزان مشارکت فعال فراگیران در طول گردش.
10- راهنمایی فراگیران در انتخاب و جمع آوری نمونه های سنگ ها و کانی ها.
11- مشاهده گزارش های تهیه شده توسط فراگیران و ارزشیابی آنها بعد از گردش علمی.
12- انتخاب گزارش های برتر جهت ارائه در کلاس توسط فراگیران.
13- ارائه نظرات تکمیلی و اصلاح اشتباحات احتمالی فراگیران توسط معلم.
محاسن و مزیت گردش علمی
چنانچه گفته شد مستلزم تجربه کردن فراگیر و تعامل وی با محیط است که اگر تجربه از حالت ذهنی و غیر مستقیم به صورت عینی و مستقیم تبدیل شود یادگیری می تواند از عمق و پایداری بیشتری برجوردار شود ضمن اینکه تجربه علمی و برخورد مستقیم غالبا"با رغبت و علاقه مندی بیشتری همراه است که محاسن گردش علمی بطور مختصر در زیر عنوان می شود.
1- تنوع در محیط و منابع یادگیری.
2- کاهش کسالت ناشی از یکنواختی روش تدریس.
3- افزایش انگیزه فراگیران و ترغیب آنها به مشارکت فعال.
4- فراهم ساختن فرصت جهت مشاهده و تجربه مستقیم برای فراگیران.
5- تقویت قدرت مشاهده و دقت نظر در برخورد ها.
6-تقویت روحیه تعاون و همکاری بین اعضای گروه .
7- یادگیری بهتر و فراموشی کمتر.
8- معنی دار کردن درس.
9- تقویت روابط انسانی و پرورش جنبه های اخلاقی.
10- تحقق هر سه جنبه دانش افزایی، مهارت آموزی و تغییر نگرش.
محدودیت ها و مشکلات گردش علمی
در نظام آموزشی جامعه ما بخش زیادی از یادگیری از طریق حس شنوایی انجام می شود. ولی باید به این نکته واقف باشیم بخش عمده یادگیری از طریق بقیه حواس مثل بینایی، لامسه و بویایی و چشایی صورت می گیرد.تنی سون می گوید « ارزش یک تصویردر یاد گیری بیش از هزار کلمه است» حال آنکه اگر تصویرهایی که فراگیر رویت می کند زنده و سه بعدی باشد ارزش یادگیری آن دهها برابر است.متاسفانه با وجود اینکه گردش علمی برای تدریس مطالب زمین شناسی یکی از روش های مفید می باشد ولی مشکلات فراوانی که بر سر راه معلمان قرار دارد موجب می شود که معلمان کمتر به این روش توجه داشته باشند واگر گردشی هم در طول سال صورت بگیرد فقط جنبه تشریفاتی دارد و کمتر به اهداف آموزشی آن توجه می شود. در زیر به برخی از این مشکلات اشاره می شود.
1- بازدید علمی خوب، به صرف وقت زیادی نیاز دارد.
2- مهمترین مشکلی که در اجرای یک گردش علمی بر سر راه معلم زمین شناسی وجود دارد ترس از بروز
حوادث حین گردش است.
3- نبودن هزینه کافی جهت اجرای بازدید علمی.
4- در صورتی که گردش علمی فاقد کنترل لازم باشد فراگیران آن را اتلاف وقت تلقی می کنند نه فعالیت آموزشی.
5- عدم همکاری عوامل اجرایی مدارس و ادارات آموزش وپرورش.
6- عدم برخورداری نگرش اولیاء نسبت به روش گردش علمی.
ویژگی های یک بازدید خوب
يك گردش علمي بايد در سطح بالایی برنامه ریزی و سازماندهی شده باشد و از فراگیران خواسته شود آنچه در طول بازدید تجربه کرده اند بصورت مکتوب و مشروح به مربی ارائه دهند. مربی نیز می تواند پرسشهایی را مطرح کند تا فراگیران به پاسخ دهند و در طول بازدید فقط شنونده نباشند و به طور فعال در یادگیری مشارکت داشته باشند.
یک گردش علمی خوب مستقیما"به اهداف یادگیری دروس قبلی و آینده ربط دارد و موجب تغییر نگرش و ایجاد مهارت می گردد.
منابع
- تیم ونتیلینگ (1376). برنامه ریزی برای آموزش اثر بخش (ترجمه دکتر محمد چیذری).انتشارات دانشگاه تربیت مدرس.
keyvan_m
09-03-2010, 15:04
» زمين شناسي نظامي يکي از شاخه هاي علوم زمين مي باشد که کليه اثرات طبيعي، فرهنگي (انساني) و زيست محيطي را بر سياستها، برنامه ها و طرحهاي نظامي و عمليات رزمي/ پشتيباني در سطح جهان، منطقه اي و محلي مورد بررسي قرار مي دهد.
» زمين شناسي نظامي علمي است که تأثير عوامل زمين شناسي يک کشور يا يک منطقه را در حرکتهاي نظامي بيان مي کند.
» زمين شناسي نظامي بخشي از علوم نظامي است که با ويژگيهاي محيط و منطقه عمليات در ارتباط است.
زمين شناسي نظامي، بکار گيري روش تجزيه و تحليل زمين شناسي، براي مسائل نظامي را شامل مي شود. شايان ذکر است که براي زمين شناسي نظامي، تعاريف مختلفي ارائه شده است، ليکن دو مطلب اساسي در تعريف جامع ضروري بنظر مي رسد.
الف) مقياس و کاربرد زمين شناسي نظامي: کاربرد زمين شناسي نظامي از نظر رهبران سياسي، برنامه ريزان و تدوين کنندگان امنيت ملي، فرماندهان و سلسله مراتب نظامي که در تدوين استراتژي نظامي نقش دارند و داراي تعريف خاص و محدوده مشخصي است.
ب) زمين شناسي نظامي در مقابل تهديدات داخلي و خارجي و شرايط مختلف ژئوپلتيک هر منطقه، ارزش خاص خود را دارد و در واقع زمين شناسي نظامي در مقابل تهديدات، ارائه کننده جهت هاي تهديد و استفاده از عوامل زمين ريخت شناسي(Geomorphology) در مقابل اين تهديدات است.
زمين شناسي نظامي راهنماي موثري در طرح برنامه ريزي هاي ملي و برنامه ريزيهاي کلان يک کشور اعم از آمايش سرزمين است، تا مکان يابي مناسب طرحهاي توسعه و اقدامات سازندگي کشور مانند تأسيسات زير بنايي و صنعتي در هر شرايطي از ملاحظات امنيتي دفاعي برخوردار باشند.
زمين شناسي نظامي در مورد مناطق خاص مأموريتهاي نظامي بحث مي کند. از جمله تقسيم بندي زمين شناسي نظامي عبارت است از:
الف) تجزيه و تحليل منطقه عمليات:
تعيين اثر عوارض طبيعي و انساني يک منطقه در عمليات تاکتيکي نظامي را تجزيه و تحليل منطقه عمليات گويند. در اين تجزيه و تحليل همه پديده هاي طبيعي از جمله، تغييرات سطح زمين در اثر عوامل طبيعي، شکل ظاهري و پستي و بلنديها، مسير زهکشي، رشد نباتات، زندگي حيوانات و مواد سطحي زمين مورد توجه قرار مي گيرد، بخش ديگر اين تجزيه و تحليل به عوارض مصنوعي و ساخته دست انسان از قبيل ساختمانها و تأسيسات (خطوط راه آهن، جاده ها، فرودگاه، سد، خطوط انتقال نيرو و اراضي کشاورزي) مي پردازد. علاوه بر اين در تجزيه و تحليل منطقه عملياتي مسائل آب و هوايي مورد توجه قرار مي گيرد.
ب) تجزيه و تحليل صحنه جنگ:
تجزيه و تحليل منطقه استراتژيک به مفهوم کاربرد زمين شناسي نظامي در سطح فن عملياتي است. تجزيه و تحليل منطقه عملياتي براي تشريح تأثير عمليات نظامي روي ويژگيهاي يک صحنه بالقوه و بالفعل جنگ مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين مورد، ويژگيهاي طبيعي و مصنوعي موجود در صحنه جنگ را شامل مي شود. الگوي مشاغل فعاليت انسان، شهرهاي موجود، مناطق کشاورزي، جاده ها، خطوط راه آهن و فرودگاهها و نيز شکل طبيعي زمين، زهکشي، گياهان و آب و هوا از جمله عوامل مهم و قابل توجه صحنه عمليات بشمار مي آيند.
ج) زمين شناسي سياسي- نظامي
کاربرد زمين شناسي نظامي در سطح جهاني يا استراتژيک را زمين شناسي سياسي- نظامي مي نامند. زمين شناسي سياسي- نظامي حوزه تخصصي بين رشته اي است که روابط موجود بين سياست خارجي، امور نظامي و زمين شناسي را مورد مطالعه قرا مي دهد و زمينه هايي از جمله حوزه مسئوليت، ديپلماسي، روابط بين المللي، استراتژي، هنر (فن) عملياتي و تاکتيک را مورد بحث و تفحص خود قرار مي دهد.
زمين شناسي سياسي- نظامي ملاحظات سياسي، ديپلماتيک، جامعه شناختي، اقتصادي و نظامي را در يک شيوه تمام استراتژيکي تلفيق نموده و به بررسي قدرت نسبي موجود در بين دولتهاي مستقل و دولتهاي ائتلافي (هم پيمان) مي پردازد.
زمين شناسي سياسي- نظامي بررسي پايه و اساس قدرت ملي يعني جمعيت، صنعت، بازرگاني، وضعيت مالي، ثبات داخلي منابع، اراده ملي و نيز نيروهاي نظامي مي باشد. اساس زمين شناسي سياسي- نظامي عبارتست از: بررسي اندازه، شکل، موقعيت هر يک از مناطق جغرافيايي و کشورهاي جهان و ويژگيهاي مشخصه ملتها نسبت به يکديگر.
زمين شناسي سياسي- نظامي، نقش بين کشورهايي که داراي قدرت دريايي هستند و آنهايي که داراي قدرت دريايي و نيز قدرت زميني مي باشند را مورد توجه قرار مي دهد. آلفرد تاير ماهان شيوه قدرت دريايي را در سطح وسيعي بر مبناي تجزيه بريتانيا که از سوي قاره اروپا آسيب ناپذير مي باشد، توسعه داد و باعث شد که بريتانيا براي مدت 140 سال با يک نيروي دريايي ممتاز و يک ناوگان عظيم تجاري بر يک امپراتوري جهاني حکمراني نمايد.
زمين شناسي سياسي- نظامي يک عنصر اصلي استراتژيک نظامي در عصر هسته اي مي باشد. شيوه سياسي قدرت و موقعيت نسبي در حفظ يک توازن جهاني قدرت با ائتلاف بين قدرتهاي بزرگ و متوسط داراي اهميت مي باشند. ايده هاي زمين شناسي سياسي، اساس مباحثه کنوني در آمريکا بين طرفداران استراتژي دريايي و هواداران ائتلاف استراتژي دريايي و استراتژي زميني را تشکيل مي دهد.
زمين شناسي سياسي- نظامي به درک چگونگي تغييرات آتي در قدرت نسبي دولتها روي عمليات بالقوه نظامي نيز کمک مي نمايد.
سه قسمت مذکور در تقسيم بندي زمين شناسي نظامي را مي توان در ارتباط با سه بخش از فنون نظامي در جدول زير مشاهده نمود:
سطح جنگ
هدف عمليات
زمين شناسي نظامي
قدرت ها
استراتژيک
جهاني و بين المللي
زمين شناسي سياسي- نظامي
نيرو ها
منطقه اي – قاره اي
صحنه جنگ
تجزيه و تحليل صحنه جنگ
لشگر هاي رزمي
محلي – ملي
صحنه جنگ
تجزيه و تحليل منطقه عملياتي
keyvan_m
09-03-2010, 15:08
وقتي فرمانده بايد فواصل و پراکندگي و اهميت مراکز حساس نظامي، اقتصادي، جمعيتي را از نظر داخلي و بين الملي و استراتژيکي درک کند تا بتواند در مواقع لزوم تصميم بگيرد به کجا حمله کند، به کجا موشک پرتاب نمايد، کجا را تصرف کند، کي به نيروهاي دشمن ضربه کاري را بزند و مثلاً حساسيت بين المللي را ايجاد نکند و يا به کدام منطقه دشمن ضربه کوچکي بزند تا بتواند حساسيت بين المللي را برانگيزد و به همسايه هاي ديگر هشدار دهد و غيره، همه اينها کار محض زمين شناسي است.
وقتي تاريخ را مرور مي کنيم و جنگهاي جهاني اول و دوم را مورد ارزيابي قرار مي دهيم، استفاده صحيح از موقعيت زمين شناسي را بيش از پيش آشکار مي شود. به عنوان مثال يکي از عوامل اساسي پيروزي قشون آلمان در جنگ عليه فرانسه اطلاعات زمين شناسي بوده است و همين امر باعث شد که دولت آلمان در سال 1874 ميلادي کرسي زمين شناسي را در دانشگاه هاي ايالتي تأسيس کند و در بسياري موارد زمين شناسي را در تربيت مامورين نظامي به خدمت بگيرد.
در زمين شناسي نظامي عوامل متغير و ثابت، مورد بررسي قرار مي گيرند و نقش آنها در عمليات نظامي با توجه به مناسباتي که اين عوامل در حرکات واحدها دارند در نظر گرفته مي شوند. در زمين شناسي نظامي، ارزش و اهميت نظامي هر يک از عوامل، تعيين مي گردد. اهميت و ضرورت زمين شناسي نظامي با شروع جنگ دوم جهاني بيشتر شد و اين عقيده قوت يافت که جغرافي دانان در زمان جنگ بيش از زمان صلح به کشور خود خدمت مي کنند. از اين رو مطالعات زمين شناسي به سرعت در تاکتيک ها و تصميمات نظامي و نيروي دريايي به کار گرفته شد. کارهاي کارتوگرافي، تفسير عکسهاي هوايي و مطالعه ناهمواريها، رهبران کشورهاي ديگر در جنگ جهاني دوم را وادار مي سازد که زمين شناسي کاربردي را به عنوان ابزار جنگي و نظامي بپذيرند و موسسات زمين شناسي را وسعت بخشند.
سرتيپ علي رزم آرا در کتاب "جغرافياي نظامي ايران"، اين ضرورت را براي افسران مأمور در حفظ و حراست از کشور در رابطه با عوامل ثابت و متغير زمين شناسي تأکيد مي کند.
دنياي معاصر با توجه به مسائل ژئوپلتيک و ژئواستراتژيک اهميت خاصي به زمين شناسي نظامي داده است و با تشکيل سازمان زمين شناسي در نيروهاي مسلح ضرورت و اهميت اين موضوع را نشان داده است.
در ارتش آمريکا، بتدريج وجود سازماني براي بررسي مسائل جهاني از ديدگاه ژئوپلتيک احساس شد و همين امر موجب گرديد که سازمان زمين شناسي نيروهاي ملي در سازمان نيروهاي مسلح آمريکا تأسيس گردد که در آنجا نه تنها مسائل جهاني با توجه به جنبه هاي زمين شناسي و طبيعي کشورها مورد بررسي قرار مي گيرد، بلکه جنبه هاي مختلف موضوع از لحاظ جغرافياي اقتصادي، انساني و سياسي کشورها نيز بررسي ميشود و نتايج حاصله از بررسيهاي مزبور يکي از عوامل اساسي تصميمات را در سازمان حقوقي تشکيل مي دهد.
از اين رو چه در اتاقهاي جنگ، که افسران ستاد عمليات را رهبري مي کنند و چه در صف که فرماندهان يگانهاي نظامي نيروهاي خودي را در صحنه نبرد هدايت مي کنند، نقش زمين شناسي نظامي بيش از هر تخصص ديگر وسع و عمق خود را در اين آزمايشگاه عملي نشان مي دهد. اين روند واقعي، سياست را نيز متأثر مي سازد که در جنگهاي بين الملل اول و دوم مي توان به وضوح دريافت.
در فاصله جنگ جهاني اول و دوم مطالعات ژئوپلتيکي در دو جهت مختلف ادامه يافت. يکي در اطراف دولت و ديگري بررسي ژئواستراتژي جهاني. در مسير اول، بعد از راتز و کيلن، هاوس هوفر آلماني با تأييد به نظريه فضاي حيات، سياست توسعه طلبي را براي آلمان تجويز مي کرد و در مسير دوم اشخاصي مثل آلفرد ماهان و هالفورد مکيندر و پيروان آنها نظرات نيروي دريايي و هارتلند خود را براي ايجاد حکومت جهاني تبليغ مي کردند.
در همين رابطه پروفسور کوهن چنين مي گويد: بوسيله زمين شناسيست که ما مي توانيم واقعيت سياسي را به درستي ارزيابي کنيم. اين سيماي زمين شناسي است، چه ثابت و چه متغير که اساس درک نقشه سياسي کنوني و پيش بيني تغييرات آينده را براي ما فراهم مي سازد. بنابراين نقشه سياست زمين شناسي بيشتر از نقشه سياسي با واقعيات هماهنگ است.
keyvan_m
09-03-2010, 22:37
انواع كاني ها :
1) كاني اپك : اگر در حالت نور ppl كاني ما به صورت تيره باشد آن كاني كاني اپك نام دارد . و جون نور از كاني اپك عبور نمي كند بايد براي ديدن ان كاني ها از ميكروسكوپ هاي انعكاسي استفاده كرد .
2) كاني هاي شفاف:
1ـ يك محوري: كاني هاي متبلور در سيستم هاي هگزاگونال ،تري گونال و تترا گونال
2ـ دومحوري: كاني هاي متبلور در سيستم هاي اروترومبيك، مونوكلينيك و تري كلينيك
عوامل موثر در شكل كاني ها :
1ـ تركيب شيميايي
2ـ شرايط تبلور
شكل كاني :
1. يو هدرال : اگر كاني زاويه دار باشد، و گوشه هاي آن خرده نشده باشد شکل دار است .
2. ساب هدرال : اگر گوشه اي كاني خرده باشد به آن نيمه شكل دار مي گويند .
3. آن هدرال : اگر كاني زاويه دار باشد ، گوشه ها خرده باشد به آن بي شكل مي گويند.
فرم شكل كاني:
1. شش گوش (برش عرضي Am )
2.هشت گوش( برش عرضي py )
3. ستوني ( برش طولي Am _ py )
4. سوزني (برش طوليAm )
5. فلسي mica grop( mus bt chl)
اولين كاني در واكنش بون شكل دار است( الوين ) و هر چه از سري واكنش بون به پايين پيش مي رويم از حالت شكل دار خارج مي شود.مانند كوارتز كه بي شكل است.
رنگ كاني :
الف :داراي رنگ : با چرخش ميز ميكروسكوپ كه به1- داراي چند رنگي 2ـ فاقد چند رنگي تقسيم ميشود
داراي چند رنگي
1. داراي چند رنگي مستقيم : در جهتppl تيره
2. داراي چند رنگي معكوس: در جهتppl روشن
كاني هايي كه داراي چند رنگي هستند در برش عرضي فاقد چند رنگي مي باشند.
قهوه اي روشن و تيره Bt _ سبز كم رنگ تا پررنگ Am
سبز تا كرم رنگ chl _ قهوه اي روشن و تيره تا كرمpy
ب:فاقد رنگ mus_ Qtzp_ kfs) )
رخ ( کلیواژ ) :
تعريف: سطح يا امتداد خاصي از بلور كه پيوند در آن جهت سست بوده و موجب مي شود تا بلور در آن امتداد شكسته شود و سطوح ايجاد شده منظم باشد آن را رخ مي گويند.
از لحاظ كيفيت به انواع :
واضح ، نيمه واضح و غير واضح قابل تقسيم هستند.
كاني هاي آمورف فاقد رخ هستند اما كاني هاي بلورين گاهي در يك،دو،سه،چهار و شش جهت داراي رخ هستند
انواع رخ
1. انواع رخ يك جهتي مانند mica grop( mus bt chl)
2. رخ دوجهتي: قائم مانند پيروكسن و غير قائم مانند آمفيبول
3. رخ سه جهتي: مانند cal وpol
نكته : ضخامت رخ ثابت بوده و با چرخش ميز ميكروسكوپ تغيير رنگ نمي دهد و بصورت خطوط صاف و پيوسته است
شكستگي :
شكستگي به صورت خطوط ناصاف و با ضخامت متغيير ديده مي شود و چون در قسمت شكستكي آلتره شدن به وجود مي آيد در نتيجه با چرخش ميز ميكروسكوپ تغيير رنگ مشاهده مي شود.
برجستگي:
1. كم : حاشيه كاني مشخص نباشد مانند kfs
2. متوسط:حاشيه كاني قايل تشخيص است مانند Qtz
3. بالا:كاني به صورت خيلي برجسته است مانند Bt-Ap-zr
ضریب شکست :
حاشيه بكر يا ضريب شكست عبارت است از تغيير مسير نور از محيط هاي مختلف و از اجسام گوناگون گاهي ممكن است سرعت نور و ميزان آن كاهش بيابد.
با پايين آوردن ميز ميكروسكوپ هاله يا حاشيه بكر را ايجاد مي كنيم در نتيجه در صورتي كه پيچ تنظيم كننده را به طرف خودمان حركت دهيم حالات زير اتفاق مي افتد:
1.حاشيه كاني به سمت داخل مي رود پس ضريب شكست كاني بالا است مانند كاني هاي (Bt- Am -Pl)
2. هاله ايجاد شده به سمت خارج كاني ميرود در نتيجه ضريب شكست كم است مانند كاني (KFC)
تجزيه يا آلتره :
يك كاني كه قبلا تشكيل شده در شرايط جديد به كاني ديگري تبديل مي شود مثل تبديل آلكالي فلدسپات به كائولينيت.وقتي كه آناليزور بيرون است آن قسمتي كه تجزيه شدگي دارد كمي كدر ديده مي شود و مانند اين است كه روي آن را پوشانده باشيم و وقتي كه آناليزاتور را وارد مي كنيم به صورت رنگي ديده مي شود. اين حالت را آلتراسيون مي گويند.
تجزيه شدگي به عوامل زير بستگي دارد :
1.طويل شدگي
2.تركيب كاني
انكلوزيون :
كاني قبلا تشكيل شده و توسط كاني ديگري در بر گرفته مي شود مثل زيركن داخل بيوتيت.
خاموشي
ابتدا نور xplرا مشاهده مي كنيم در صورتي كه زير ميكروسكوپ مقطعي نباشد ما تاريك مي بينيم . جهت xpl شمالي جنوبي است وppl شرقي غربي است و اثر يكديگر را خنثي مي كنند،و تاريك ديده مي شود.اگر كاني را در زير ميكروسكوپ قرار دهيم به كمك تيغه هاي كمكي زاويه 45 درجه مي سازند و مي توان نوع كاني را مشخص كرد.كاني را به موازات تار شمالي جنوبي قرار مي دهيم و زاويه ميز ميكروسكوپ را وقتي كاني به موازات تار شمالي جنوبي است مي خوانيم و سپس كاني را در جهت عقربه هاي ساعت مي چرخانيم تا زماني كه تاريك شود و وقتي تاريك شد دوباره زاويه را مي خوانيم در آن هنگام زاويه ها را كم مي كنيم كه حالات زير اتفاق مي افتد.
1. موازي:اگر زاويه چرخش 90 درجه باشد مانند mus Bt
2. مايل:زاويه جرخش( 44-1) و( 89-46) درجه باشدمانند Am _ py
3. متقارن:زاويه چرخش 45درجه باشدمانند Am _ py
خاموشي موجي
گاهي كاني تحت تاثير گرماو فشا قرار مي گيرد در نتيجه محور هاي نوري آن تغيير و به صورت ايجاد مي شود كه در اين صورت خاموشي مطلق به وجود نمي آيد و خاموشي به صورت موجي شكل روي آن حركت مي كند. اين خاموشي مخصوص كوارتز است
رنگ اينترفرانس:
1. ابتدا كاني را در حالت خاموشي مطلق قرار مي دهيم و عدد مقابل ميز ميكروسكوپ رامي خوانيم
2. سپس به عدد نوشته شده 45درجه اضافه مي كنيم در اين حالت روشنايي مطلق است كه رنگ اينترفرانس ناميده مي شود.
در اين حالت تعداد حلقه هاي قرمز را با يك جمع كرده كه در اين صورت شماره نظام مشخص مي شود و رنگ كاني رنگ نظام را معين مي كند.
طويل شدگي
1. كاني را به موازات تار شمالي جنوبي قرار مي دهيم
2. كاني را نسبت به تار شمالي جنوبي 45 درجه مي چرخانيم
3. كاني به موازات تيغه كمكي قرار مي گيرد
4. تيغه كمكي را از جايگاه مخصوص وارد ميدان ديد مي كنيم
5. اگر محور ديد و كاني و تيغه يكسان باشد رنگ اينترفرانس افزايش مي يابد يعني آبي يا سبزشود در اين صورت كاني هم جهت با تيغه كمكي (منفي)مي باشد ولي اگر رنگ زرد تا نارنجي شود كاني خلاف جهت تيغه(مثبت) است
در صورتي كه كاني داراي رنگ انترفرانس نظام بالا باشد از تيغه كمكي جبران كننده استفاده مي كنيم.
بافت اسكلوشن :
بعضي از كاني ها پس از سرد شدن به دو كاني تقكيك مي شوند كه به آن اسكلوشن مي گويند.پديده اسكلوشن را در فلدسپات ها به پرتيت و آنتي پرتيت مي شناسند.
خصوصيات بافت اسكلوشن:
1. در يك كاني خواص نوري دو كاني قابل بررسي است.
2. در پيروكسن ها گاهي پديده اكسلوشن تشكيل مي شود.
3. در نور pplبافت اسكلوشن بي رنگ .و در نور xplسفيد تا خاكستري است
4. پلاژيكلاز برجستگي بيشتراز آلكالي فلدسپات (وقتي آناليزاتور خارج باشد)است
5. اگر زمينه به سمت داخل و برجستگي بالا داشته باشد و لكه هاي آن برجستگي هاي ظريف داشته باشند و حاشيه بكرشان به سمت بيرون حركت كنند نوع اسكلوشن آنتي پرتيت است و اگر بر عكس باشد پرتيت
6. اگر حالت فوق خيلي ريز باشد ميكرو آنتي پرتيت گفته مي شود.
ماكل :
بلورهاي بعضي از كاني ها هنگام تبلور در يك سطح يا محور مشتركاً رشد نموده و تشكيل ماكل را مي دهند .
انواع ماكل :
1ـ ماكل كارلسباد 2ـ پلي سنتيك 3ـ پركلين 4ـ مشبك 5ـ تداخلي
براي ديدن ماكل ها آناليزاتور بايد داخل باشديعني ماكل تنها با نور xpl ديده مي شود
1. ماكل كارلسباد از دو بلور تشكيل شده است كه در يك محور مشترك هستند
2. ماكل پلي سنتيك از چند بلور كه خواص نوري آنها يكسان است تشكيل شده است بلور ها حالت نوار داشته كه به صورت ممتد و يك نواخت است
3. ماكل پريكلين مانند ماكل پلي سنتيك است با اين تفاوت كه عرض نوارهاغير يكسان و تا انتها نمي رسند
4. ماكل مشبك كه به صورت مشبك است
از ماكل ها براي تشخيص كاني و تعيين تركيب شيميايي آنها نيز استفاده مي شود مثلاًماكل پلي سنتيك براي شناسايي پلاژيكلاز و پتاسيم فلدسپات رابا استفاده از ماكل كارلسباد و ميكروكلين را توسط ماكل مشبك تشخيص مي دهند
زونينگ:
تغيرات منظم و تدريجي در تركيب شيميايي يك كاني و يا تغيير نوع كاتيون رنگي موجب تشكيل زونينگ مي شوديعني زونينگ به دليل تفاوت در تركيب شيميايي دو كاني به دو رنگ ديده مي شود كه حاشيه زونينگ آلبيت باشد سديم دار و مركز آن اندريت است (كلسيم دار) و با چرخش ميز ميكروسكوپ به خوبي مشاهده مي شود.
keyvan_m
09-03-2010, 22:43
1)بازالت تولئیتی :سیلیس زیاد و عناصر آلکالن پائین و اولیوین ها دارای هاله ای از انستاتیت است .
2)بازالت آلکالن : سیلیس کم و دارای فلدسپاتوئید و عناصر الکالن زیاد( بازانیت به بازالت فلدسپاتوئید دار می گویند- اسپیلیت بازالتی است که دارای اپیدوت و کلسیت و زئولیت و سیلیس است و در کف اقیانوس تشکیل می شود .
الف ) دیاباز : ماگمای بازالتی که در شرایط دایکی سرد می شود .
ب) گابرو : بازالتی که در شرایط درونی سرد شود و دارای کلینو پیروکسن و هورنبلند است .
3)بازالت کالکو آلکالن ج) نوریت : سنگ آذرین درونی که ارتوپیروکسن دارد.
د) گابرو نوریت : در این سنگ نسبت ارتوپیروکسن و کلینوپیروکسن یکی است .
keyvan_m
09-03-2010, 22:45
اندازه دانه
اکثرا فلدسپات آلکالن
F.A=PLA
اکثرا پلاژیو کلاز
فلدسپاتوئید+PLA+F.A
دانه درشت
سیانیت (کمتر از 5% کوارتز)
مونزونیت
دیوریت
فوئید سیانیت (شرایط کم سیلیس)
دانه ریز
تراکیت
تراکی آندزیت (لاتیت )
آندزیت (اکثرا هورنبلند)
فنولیت
keyvan_m
09-03-2010, 22:46
f.A/pla
اندازه دانه
فلدسپات بیشتر از پلاژیوکلاز(f.a > pla)
F.a=pla
Pla > f.a
دانه درشت
آلکالی گرانیت (گرانیت آناتکسی دارای اِپیدوت و سلیمانیت و گارنت است )
آداملیت
گرانودیوریت
دانه متوسط
آلکالی میکرو گرانیت
میکرو آداملیت
میکرو گرانودیوریت
دانه ریز
آلکالی ریولیت (لیپاریت)
ریو داسیت (توسکانیت )
داسیت
keyvan_m
09-03-2010, 22:47
لوسیت : ماکل پلی سنتتیک – تقریبا ایزوتروپ- در سنگهای آذرین درونی دیده نمی شود
¨ هااُین : در نور عادی بی رنگ با متمایل به ابی و در نور پلاریزه شکل ندارد –در سنگ های آذرین بیرونی مانند فنولیت دیده می شود.
¨ نفلین : در نور پلاریزه در مایع خاکستری سری اول و ممکن است با کوارتز یا آپاتیت اشتباه گردد.
¨ سودالیت : بمانند هااُین
¨ نوزان : بمانند هااُین
¨ لازوریت : در سنگ های دگر گونی دیده می شود .
¨ اولیوین : برجستگی زیاد –کاملا بی رنگ شکستگی زیاد آلتراسیون متمایل به قرمز و قهوه ای – شکل بلوری گرد دارد – اگر به سرپانتین ده باشد در نور عادی سبز رنگ دیده می شود. اولیوین با کوارتز هرگز با هم دیده نمی شوند.
¨ کوارتز : گزنومورف یعنی شکل خاصی ندارد –خاموشی موجی – در نور عادی خاکستری
¨ زیرکن : سبز رنگ و برجستگی زیاد در نور عادی و به صورت انکلوزیون در کانی هایی مانند بیوتیت و دارای توریت ( سیلیکات توریم ) که سبب ایجاد هاله می شود .
¨ اِپیدوت : حالت شعاعی مشخص معروف به لباس دلقکی – شکستگی فراوان – در نور عادی متمایل به سبز – بیرفرنجانس نسبتا بالا – سبز پسته ای
¨ دیستن : دو سری رخ واضح(بافت چهار خانه) – برجستگی بالا- در نور عادی متمایل به آبی یا سبز
¨ کوردیریت : دارای انکلوزیون های زیاد ( متمایز به پلاژیو کلاز ) – ماکل پروانه ای و در سنگ های درشت دانه – ماکل پلی سننتتیک -آگر ضخامت مقطع زیاد باشد حالت زرد رنگ دارد.
¨ استارولیت : ماکل ستاره ای – رنگ زرد تا نارنجی در نور عادی – پلی کروئیسم از سفید تا زرد تغییر می کند .
¨ آندالوزیت : رخ واضح – شکستگی – رنگ سفید تا زرد – در نور عادی بی رنگ – ارایش کیا ستولیت (آرایش ذرات کربن در داخل آندالوزیت که درون شیست های ذغال دار یافت می شود و در مقاطع ذرات کربن حالت + دارند و در وسط + یک مربع تو خالی وجود داردو در انتهای سیگار برگ از طول آن کم شده و به عرض آن اضافه می شود .
¨ سیلیمانیت : سوزنی شبیه به دسته علف – در نور عادی متمایل به سبز – برجستگی قوی – پلی کرئیسم خیلی ضعیف و در نور پلاریزه نارنجی تا آبی رنگ .
¨ تورمالین : پلی کروئیسم سبز رنگ و یکنواخت – بدون رخ – دارای شکستگی – انکلوزیون فراوان متحد المرکز – ایزوتروپ (سیستم تری گونال ) رنگ حنائی در نور پلاریزه ) – گاهی کنسارتریک
¨ گارنت : قویترین ضریب شکست - شکل گرد – برجستگی زیاد – ایزوتروپ
¨ لوسیت : ماکل پلی سنتتیک – تقریبا ایزوتروپ – بلئر شش گوش در نور عادی – در سنگ های آذرین درونی دیده نمی شود –
¨ اسفن : پوشش رنگ – شکستگی عمودی بر طول بلور – ماکل کلاه ژاندارمی – برجستگی
keyvan_m
09-03-2010, 22:48
سيستم تبلور:آمرف رده بندي:اكسيد
رخ: ندارد جلا:شيشه اي - مات
شكستگي:صدفي - نامنظم شفافيت:شفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
قلوه اي شكل - استالاكتيتي - كنكرسيوني - قشري - پسودومورف كمياب ; نظير اوپال نوبل در ژيزمان هاي هيدروترمال يافت ميشود.
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در KOH , HF
رنگ كاني :سفيد شيري تا سفيد - زرد يا سفيد - آبي رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - انحلال در اسيدها (اوانسيت) - چگالي - خواص نوري - اشعه X كالسدوئن - اوانسيت - اوپال نوبل
- اوپال كامون
- هياليت
منشا تشكيل :بعد از آتشفشاني - رسوبي - هيدروترمال شكل بلورها:خوشه جواهري
كاربرد : محل پيدايش:چك و اسلواكي
ساير مشخصات وجه تسميه
از نظر رنگ
keyvan_m
09-03-2010, 22:49
نکته : کانی هایی که در نور عادی خاکستری رنگ هستند :
کوارتز- ارتوز -پیروکسن - سانیدین -پلاژیو کلاز
مشخصات فلدسپات در مقاطع نازک
سه گروه از فلدسپات ها عبارتند از :1) فلدسپات های آلکالن 2) پلاژیو کلاز ها 3) هیالو فان ها
فلدسپات های آلکالن :
¨ ارتوز : ماکل کارلسباد – دارای پرتیت در نور عادی خاکستری رنگ و نوعی فلدسپات پتاسیم
¨ آلبیت : فلدسپات سدیم و در سنگ های اسیدی وجود دارد – در نور عادی بی رنگ و آلتره و در نور پلاریزه در مایع خاکستری روشن و سفید و زرد و دارای ماکل پلی سنتتیک است.
¨ آدولار : فلدسپات سدیم در رگه های هیدرو ترمال و آلبیت کم
¨ انور تو کلاز : بیشتر فلدسپات سدیم و کمی فلدسپات پتاسیم و در سنگهای آذرین بیرونی وجود دارد .
¨ اورتو کلاز : در گرانیت ها و پگماتیت ها ی صورتی رنگ در اثر آهن
¨ سانیدین : ماکل پلی سنتتیک – شکستگی داردو در نور عادی خاکستری رنگ
¨ آمازونیت : نوعی اورتو کلاز و سبزرنگ و هیدرو ترمالی می باشد
¨ میکروکلین : در گرانیت ها و سنگهای حد واسط و دارای تداخل دو ماکل آلبیت و پری کلین و ماکل شبکه ای می باشد
نکته: پرتیت در اثر وجود آلبیت به صورت رشته در ارتوز بوجود می آید . آنتی پرتیت تداخل ارتوز در آلبیت می باشد .
پلاژیو کلاز ها :
¨ الیگو کلاز
¨ آندزین
¨ لابرادوریت
¨ بیتونیت
¨ آنورتیت : در سنگ های بازیکتر وجود دارد
تشخیص پلاژیو کلاز های فوق برای طبقه بندی و یافتن نام سنگ ( در سطح دوره کارشناسی ) الزامی ندارد و و تنها پیدا کردن پلاژیو کلاز کافی است .پلاژیو کلاز ها دارای زونینگ می باشندو در نور عادی خاکستری می باشند .
هیالوفان ها :
¨ سلزیان : در سنگ های آذرین و دگرگونی متا سوماتیک وجود دارد .
¨ هیالوفان :در پگماتیت ها و ولکانیت ها و کنتاکت های متاسوماتیک
¨ دان بوریت :در شرایز پنوماتولیتی ودر مجاورت کلسیت و مر مر تشکیل می شود و در مرحله هیدروترمالی و در نزدیکی کلسیت
¨ کانکریت : در سنگ های آذرین آلکالن و پنوماتولیت و پلوتونیت ها
keyvan_m
09-03-2010, 22:51
سيستم تبلور:آمرف رده بندي:اكسيد
رخ: ندارد جلا:شيشه اي - چرب - مات
شكستگي:صدفي شفافيت:شفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
قلوه اي شكل - استالاكتيتي - كنكرسيوني - قشري - پسودومورف نسبتاْ فراوان ; در ولكانيسم ناحيه اي و در زونهاي اكسيداسيوني و آلتراسيوني و اولترابازيكها در آلمان شرقي ، اطريش ، چك و اسلواكي ، مجارستان ، روماني ، URSS روسيه و بخش هايي از مكزيك ديده مي شود.
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در KOH , HF متغير
رنگ كاني :متمايل به زرد -قرمز - قهوه اي تا سياه رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - انحلال در اسيدها (اوانسيت) - چگالي - خواص نوري - اشعه X كالسدوئن - اوانسيت - نانترونيت
- هياليت
- كالسدوني
منشا تشكيل :بعد از آتشفشاني - دگرساني بخشي شكل بلورها:بي شكل
كاربرد : محل پيدايش:چك و اسلواكي
ساير مشخصات وجه تسميه
از واژة قديمي اوپال به معني گرانبها اخذ شده است.
keyvan_m
09-03-2010, 22:53
سيستم تبلور:آمرف رده بندي:اكسيد
رخ: ندارد جلا:شيشه اي - چرب - مات
شكستگي:صدفي - نامنظم شفافيت:شفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
قلوه اي شكل - استالاكتيتي - كنكرسيوني - قشري - پسودومورف كمياب ; چك و اسلواكي ، آلمان ، امريكا ، مكزيك ، هندوراس ، استراليا ، URSS و برزيل يافت ميشود. قديمي ترين اوپال نوبل هاي مربوط به آلمان هستند.
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در KOH , HF
رنگ كاني :سفيد - زرد - قرمز - سبز - قهوه اي قرمز - آبي - سياه رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - انحلال در اسيدها (اوانسيت) - چگالي - خواص نوري - اشعه X كالسدوئن - اوانسيت - ماركاسيت
- هيدروفان
- هياليت و غيره
منشا تشكيل :بعد از آتشفشاني - رسوبي شكل بلورها:بي شكل
كاربرد : محل پيدايش:استراليا
ساير مشخصات وجه تسميه
لومينسانس قرمز - قهوه اي نشان ميدهد. از نظر ظرافت رنگها
keyvan_m
09-03-2010, 22:54
الف ) ارتو پیروکسن ها(خاموشی مستقیم – رنگ های پائین در سری رنگ ها)
¨ انستاتیت : در نور عادی بی رنگ –در نور پلاریزه در مایع خاکستری و سفید سری اول – دو محوری مثبت
¨ برونزیت : در سنگهای کم سلیس مانند انستاتیت -مانند گابرو و اولترا بازیک mg دار
¨ هیپر استن: در چارنوکیت ها و گابرو و اولترا بازیکها در نور عادی پلی کروئیسم ضعیف و در مایع رنگ های سبز روشن و قرمز و زرد و در نور پلاریزه زرد تا نارنجی سری اول و دو محوری منفی
¨ فرو هیپراستن
¨ اِولیت
¨ فروسیلیت
ب ) کلینو پیروکسن ها(خاموشی مایل – رنگ های بالاتر در سری رنگ ها )
¨ اِژین : پوشش رنگ ( در ناحیه سری دوم و سوم )- پلی کروئیسم در مایع سبز و قهوه ای و زرد مایل به سبز
¨ ژادِئیت
¨ اسپودومن
¨ اُوژیت:در نور عادی پلی کروئیسم ضعیف قهوه ای و سبز و زرد- ماکل ساعت شنی – در نور پلاریزه رنگ در سری اول ودوم
keyvan_m
09-03-2010, 22:57
سيستم تبلور:آمرف رده بندي:فسفات
رخ: ندارد جلا:شيشه اي - صدفي
شكستگي: شفافيت:نيمه شفاف
نوع سختي:شكننده خاصيت مغناطيسي:
اشكال ظاهري ژيزمان
استالاكتيت - اگرگات توده اي تقريباْ كمياب ; چك و اسلواكي ، روماني ، فرانسه ، اسپانيا ، امريكا ، ماداگاسكار و ...
خواص شيميايي تركيب شيميايي
حل شونده در اسيدها Al2O3=39.60% P2O5=18.40% H2O=42% با Cu,Pb
رنگ كاني :سفيد - زرد - آبي رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
كالسدوني - آلوفان
- ليمونيت و غيره
منشا تشكيل :هيدروترمال شكل بلورها:رمبوئدر
كاربرد : محل پيدايش:چك و اسلواكي
ساير مشخصات وجه تسميه
نام يك معدنچي انگليسي B.Evans است
keyvan_m
09-03-2010, 22:59
سيستم تبلور:كوادراتيك رده بندي:سيليكات
رخ: كامل جلا:شيشه اي - صدفي
شكستگي:صدفي - نامنظم شفافيت:شفاف - نيمه كدر
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري - آگرگات رشته اي - توده اي كمياب ; آلمان غربي ، نروژ ، سوئد ، ايتاليا و URSS
خواص شيميايي تركيب شيميايي
به سختي در HCl حل مي شود و به رنگ سياه در مي آيد. سري ايزومورف با مارياليت و مژونيت تشكيل مي دهد.
رنگ كاني :سفيد - خاكستري - خاكستري سبز - متمايل به آبي - صورتي - بنفش رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - واكنش هاي شيميايي - انحلال در HCl فلدسپات ها - گارنت ها
- پيروكسن ها
- اپيروت
- وزوويانيت و غيره
منشا تشكيل : پنوماتوليتي شكل بلورها:منشوري - تيغه هاي ريز دانه
كاربرد : محل پيدايش:فنلاند
ساير مشخصات وجه تسميه
از واژه يوناني Skapos يعني ساقه و lithos اخذ شده است.
keyvan_m
09-03-2010, 23:01
سيستم تبلور:مونوكلينيك رده بندي:سيليكات
رخ: كامل جلا:شيشه اي - صدفي
شكستگي: شفافيت:شفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:شكننده خاصيت مغناطيسي:
اشكال ظاهري ژيزمان
بلور- اگرگات درخشان فراوان ; ايسلند ، بريتانياي كبير ، امريكا و ...
خواص شيميايي تركيب شيميايي
CaO=7.96% Al2O3=14.47% SiO2=59.67% H2O=17.90%
رنگ كاني :سفيد - قرمز - زرد - قهوه اي رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
هولانديت - پرهينيت - هولانديت
- لومونيت
- چابازيت
منشا تشكيل :هيدروترمال - آتشفشاني ( پست ولكانيك ) شكل بلورها:ورقه اي (پهن و كوتاه) - فلسي
كاربرد : محل پيدايش:ايسلند
ساير مشخصات وجه تسميه
از كلمه يوناني Stilbe يعني جلا گرفته شده است
keyvan_m
09-03-2010, 23:02
سيستم تبلور:كوبيك (مكعبي) رده بندي:سولفور
رخ: عالي - مطابق با سطح /110/ جلا:الماسي - شيشه اي - چرب - مات
شكستگي: شفافيت:شفاف - نيمه شفاف - كدر(اپاك)
نوع سختي:شكننده و ترد خاصيت مغناطيسي:
اشكال ظاهري ژيزمان
بلور - آگرگات دانه اي خاكي - توده اي فراوان ; آلمان غربي ، آلمان شرقي ، چك و اسلواكي ، سوئيس ، يوگسلاوي ، روماني ، اسپانيا ، پرو و امريكا
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در HCl و HNO3 Zn=67.06% S=32.94% با انكلوزيون هاي Ge,Ga,Ln,Mn,Hg,Ag,Pb,Cd, Fe,Sn
رنگ كاني :قهوه اي روشن تا قهوه اي تيره - زرد - قرمز -قهوه اي قرمز - سبز - سبز زرد - سفيد و سياه رنگ اثر خط :سفيد (وقتيكه روشن رنگ است) - قهوه اي (در صورتيكه تيره رنگ است)
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
- گالن
- كالكوپيريت
- تترائدريت
- پيريت
- كلسيت
- كوارتز
منشا تشكيل :هيدروترمال - ماگمايي - پگماتيتي- پنوماتوليتي - رسوبي شكل بلورها:تترائدر- دودكائدر- ماكله
كاربرد : محل پيدايش:روماني
ساير مشخصات وجه تسميه
محلول در HCl و HNO3 - داراي لومينسانس گاهي نارنجي يا آبي از كلمه يوناني Sphaleros به معناي اشتباه كننده گرفته شده است
keyvan_m
09-03-2010, 23:04
سيستم تبلور:ارترومبيك رده بندي:آرسنيات
رخ: ناقص جلا:شيشه اي - چرب
شكستگي: شفافيت:نيمه شفاف
نوع سختي:شكننده خاصيت مغناطيسي:
اشكال ظاهري ژيزمان
توپي - اگرگات اليافي - خاكي - دانه اي تقريباْ كمياب ; آلمان غربي و شرقي ، اطريش ، URSS و برزيل
خواص شيميايي تركيب شيميايي
Fe2O3=34.60% As2O5=49.79%
رنگ كاني :زرد - سبز آبي - سبز تا سياه - سبز رنگ اثر خط :سفيد - سبز
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
- آرسنوپيريت
- ليمونيت
- پيريت
منشا تشكيل :ناحيه اكسيداسيون شكل بلورها:بي پيراميد - منشوري
كاربرد : محل پيدايش:امريكا
ساير مشخصات وجه تسميه
داراي بوي سير است. از كلمه يوناني Skorodon به معناي سير گرفته شده است.
keyvan_m
09-03-2010, 23:05
سيستم تبلور:مونوكلينيك رده بندي:فسفات
رخ: ناقص- مطابق با سطح /110/ جلا:شيشه اي - مات
شكستگي:نامنظم شفافيت:غيرشفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
آگرگات توده اي - فشرده - دانه اي كمياب ; برزيل ، امريكا و ....
خواص شيميايي تركيب شيميايي
به سختي در اسيدها حل مي شود. MgO=6.34% FeO=11.3% Al2O3=32.06% P2O5=44.63% H2O=5.67 Mg/Fe=1:1
رنگ كاني :آبي تيره تا آبي سبز رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
واكنش هاي شيميايي - انحلال در اسيدها و چگالي لازوريت - برازيليانيت
- آپاتيت
- آلبيت و غيره
منشا تشكيل :پگماتيتي شكل بلورها:بي پيراميدال - قرصي شكل
كاربرد : محل پيدايش:روسيه (سيبري)
ساير مشخصات وجه تسميه
از نام كاني شناس برزيلي E.Scorza اخذ شده است.
keyvan_m
09-03-2010, 23:05
سيستم تبلور:ارترومبيك رده بندي:كربنات
رخ: كامل جلا:شيشه اي - صدفي
شكستگي:نامنظم شفافيت:شفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري - بخشي استالاكتيتي - آگرگات دانه اي و اوليه فراوان ; آلمان غربي ، اطريش ، يونان ، ايتاليا ، انگليس ، ناميبيا ، الجزاير ، امريكا ، ويتنام ، استراليا ، URSS و ....
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در اسيدها ZnO=64.9% CO2=35.1%
رنگ كاني :سفيد - زردقرمز - قرمز نارنجي - سبز - آبي سبز رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - چگالي - واكنش هاي شيميايي و اشعه X كلسيت - همي مورفيت - كالسدونيت - گالن
- هيدروزينكيت
- اسفالريت
- همي مورفيت
منشا تشكيل :زون اكسيداسيون شكل بلورها:رمبوئدر
كاربرد : محل پيدايش:استراليا
ساير مشخصات وجه تسميه
از نام كاني شناس انگليسي اسميت سون J.Smithson اخذ شده است
keyvan_m
09-03-2010, 23:06
سيستم تبلور:مونوكلينيك رده بندي:سيليكات
رخ: كامل- مطابق با سطح /110/ جلا:شيشه اي
شكستگي: شفافيت:غيرشفاف - نيمه شفاف
نوع سختي:ترد خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري - آگرگات شعاعي - رشته اي - موازي - دانه اي فراوان ; اطريش ، چك و اسلواكي ، ايتاليا و ....
خواص شيميايي تركيب شيميايي
نامحلول دراسيدها CaO=12.59% MgO=11.31% FeO=20.15% SiO2=53.93% H2O=2.02%
رنگ كاني :سبز - خاكستري سبز - سبز تيره - سبز زمردي رنگ اثر خط :سفيد
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - واكنش هاي شيميايي آكميت - اپيدوت - تورمالين - تالك
- كلريت
- سرپانتين
- اپيدوت
منشا تشكيل :دگرگوني - دگرگوني مجاورتي شكل بلورها:منشورهاي طويل - سوزني - موئينه اي
كاربرد : محل پيدايش:اتريش
ساير مشخصات وجه تسميه
از واژه يوناني Aktis يعني اشعه اخذ شده است.
keyvan_m
09-03-2010, 23:07
سيستم تبلور:رمبوئدريك رده بندي:سولفات
رخ: نامشخص جلا:شيشه اي
شكستگي: شفافيت:شفاف
نوع سختي: خاصيت مغناطيسي:
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري
تقريباْ كمياب ; چك و اسلواكي ، اطريش و ايتاليا
خواص شيميايي تركيب شيميايي
رنگ كاني :زرد مايل به سبز رنگ اثر خط :خيلي روشن
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
- آلونژن
- هالوتري كيت
- پيريت
منشا تشكيل :ثانوي شكل بلورها:منشوري
كاربرد : محل پيدايش:چك و اسلواكي
ساير مشخصات وجه تسميه
نام يك كاني شناس اهل چك F.Slavik است
keyvan_m
09-03-2010, 23:08
سيستم تبلور:كوبيك (مكعبي) رده بندي:سولفور
رخ: بسيار ناقص جلا:فلزي
شكستگي:صدفي - نامنظم شفافيت:كدر(اپاك)
نوع سختي:ترد و شكننده خاصيت مغناطيسي:ندارد
اشكال ظاهري ژيزمان
بلوري - آگرگات توده اي - دانه اي - خشن كمياب ; آلمان شرقي و غربي ، چك و اسلواكي ، اطريش ، نروژ ، مراكش و ....
خواص شيميايي تركيب شيميايي
محلول در HNO3 متغير - نسبت Co به Ni مهم است.
رنگ كاني :خاكستري فولادي روشن رنگ اثر خط :سياه
تفاوت با كاني هاي مشابه تشابه كاني شناسي پاراژنز
سختي - چگالي - اشعه X - واكنش هاي شيميايي آرسنوپيريت - كلوآنتيت - اولمانيت - سافلوريت
- كلوانتيت
- نيكلين و غيره
منشا تشكيل :هيدروترمال شكل بلورها:هگزائدر - اكتائدر - پنتاگونودودكائدر
كاربرد : محل پيدايش:نروژ
ساير مشخصات وجه تسميه
داراي قابليت خوب هدايت الكتريكي بوده و از كانسارهاي كبالت و نيكل است. از نام محل كشف آن در نروژ (Skutterud) گرفته شده است.
keyvan_m
26-04-2010, 01:46
براي هر ايراني نام فيروزه تداعيگر معدن فيروزه نيشابور است معدني كه پس از 7 هزار سال هنوز چراغي روشن دارد قديميترين تراش از فيروزه معدن نيشابور مجسمهاي به شكل يك گوساله است كه حدود 7 هزار سال قدمت داشته و هماكنون در موزه ايران باستان نگهداري ميشود. فيروزه ايراني در دنيا آنچنان شناخته شده است كه براي سنجش كيفيت ساير فيروزهها اين سنگ قيمتي كشور بهعنوان مقياس به كار گرفته ميشود. معدن فيروزه نيشابور در 45 كيلومتري شمال غرب اين شهرستان در جاده قديم سبزوار و در روستايي به نام «معدن» قرار گرفته است. با وجود گذشت هزاران سال از استخراج اين معدن هنوز بهرغم توسعه علم اكتشاف در ايران اكتشاف معدن فيروزه نيشابور همچنان مسكوت مانده و عملا اقدامي انجام نشده است. اين معدن از گذشته توسط بوميهاي منطقه به استخراج رسيده و روش استخراج نيز سينه به سينه در اختيار اهالي روستاي معدن قرار گرفته است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0021_1.jpg
◄ چگونگي تشكيل فيروزه :
ماني پيروزبخت كارشناس ارشد اكتشاف معدن در رابطه با تشكيل فيروزه نيشابور به معدن و توسعه ميگويد: تشكيل فيروزه به لحاظ فرآيندهاي زمينشناسي بسيار پيچيده بوده و نيازمند شرايط بسيار خاص زمينشناسي است. سن احتمالي نهشت و تشكيل ذخاير فيروزه ايران را ائوسن بالايي تا اليگوسن پاييني تخمين ميزنند. بهطور كلي جهت تشكيل فيروزه چندين مرحله آلتراسيون بايد انجام شود و به لحاظ كانيزايي، ارتباط مشخصي بين عمل دگرساني كائولينيتيزاسيون و تشكيل فيروزه وجود دارد. بدين شكل كه اسيد سولفوريك حاصل از تجزيه پيريت و كالكوپيريت كه حاوي مقداري مس است، در اثر برخورد با آپاتيتهاي موجود در سنگ، توليد اسيد فسفريك و اسيد فلوئوريدريك كرده، اسيد فلوئوريدريك حاصله باعث از هم پاشيدگي فلدسپاتهاي موجود شده و توليد Al2O3 ميكنند. در اثر انحلال Al2O3 در اسيد سولفوريك كه حاوي مقداري سولفات مس و اسيد فسفريك است، محلولهاي حاوي فيروزه بهدست ميآيد كه اين محلول در داخل حفرهها و شكافهاي سطح مشترك بين طبقات رسوب كرده و يا جانشين فلدسپاتها ميشود. از اين رو در تمامي موارد عامل اصلي كنترلكننده فاز كانيسازي فيروزه تكتونيك است. رنگ سبز فيروزه نيز در نتيجه جانشيني بخشي از Al+3 كاني فيروزه توسط Fe+3 پديد ميآيد و هر چه ميزان آهن در ساختمان فيروزه افزايش يابد، رنگ آن سبزتر خواهد شد. از سوي ديگر در بازار بلورهاي كريزوكولا، در اصطلاح نگينتراشان به فيروزه سبز قوچاني معروف است. كاني كريزوكولا يكي ديگر از كانيهاي مس بوده كه در برخي موارد همراه با فيروزه يافت شده و از لحاظ خصوصيات ظاهري تا حدودي مشابه آن است. اين كاني كه داراي تركيب شيميايي متفاوتي با فيروزه و نوعي سيليكات مس آبدار است، از كيفيت پايينتري نسبت به فيروزه برخوردار بوده و قابل مقايسه با فيروزههاي سبز رنگ كه در كشورهاي اروپايي از محبوبيت ويژهاي برخوردارند، نيست. اين كاني بهطور گسترده در نزديكي اغلب معادن مس يافت ميشود و شرايط تشكيل آن به مراتب سادهتر از فيروزه است . بهطور كلي معادن و كانسارهاي عمده فيروزه ايران در مناطق نيشابور و دامغان قرار دارند كه در زير به برخي از آنها اشاره ميشود:
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0021.jpg
◄ معدن فيروزه نيشابور :
معدن فيروزه نيشابور در مقطع لاوهاي ناحيه جنوب فار آبداركوه رئيس از جنوب به شمال، در واحد فوقاني از تراكيتهاي شديدا برشيه و سيليسي و كائولينيزه شده تركيب يافته و شكافهاي اين سنگ از سيليسهاي ثانويه و هماتيت پر شده و حاوي پيريتهاي ثانويه فراوان بهصورت دانه و رگچه و رگه با مقدار كمي كالكوپيريت است.
قسمت اعظم فيروزه كه تاكنون استخراج شده از اين واحد است و بهعلاوه اين واحد شديدا تحت تاثير فرسايش سطحي ********ژن قرار گرفته است و مقدار P2O5 آن يك تا 3 درصد است. در بعضي مناطق فيروزه جانشين آپاتيت شده و همچنين در داخل فيروزه رگچهها و دانههاي پيريت و آلونيت ديده ميشوند
يكي از عوامل كنترلكننده فرسايش و كانيسازي تكتونيك ناحيه است. فاز تكتونيكي با سن احتمالي اوليگوسن تا ميوسن كه ايجاد گسلهاي اصلي با جهت شمالشرقي جنوبغربي را كرده كه احتمالا همراه با فعاليتهاي هيدروترمال و كانيسازي بوده است. كاني فيروزه در سنگهاي آذرين خروجي و آذر آواري اوائل دوران سوم زمينشناسي تشكيل شده است.
در ناحيه معدن دو نوع فرسايش هيپوژن و ********ژن ديده ميشود كه مشابه فرسايش نواحي مس پورفيريدار مانند ناحيه سرچشمه است. فرسايش ********ژن موجب گوسانيزاسيون، ليچينگ، كربناتيزاسيون، سيليسيفيكيشن، آلونيتيزاسيون، كائولينيتيزاسيون و تشكيل كانيهاي ثانويه مس، اورانيوم، فيروزه و پيريت شده است.
تجمع مينراليزاسيون فيروزه معمولا در سنگهاي سياه درونگير و در مجاورت زونهاي دگرساني صورت ميگيرد .
◄ معدن فيروزه باغو :
اين معدن در فاصله 130 كيلومتري دامغان قرار گرفته است. در اين معدن فيروزه بيشتر در مجاورت گرانوديوريت ايجاد شده كه سنگ مزبور را ميتوان يك سنگ منبع كانيسازي فيروزه شناخت. همچنين Aplitهاي مربوط به گرانوديوريت از نوع گرايزن محتوي دانههاي پراكنده فيروزه بوده و بهعلاوه توفهاي مجاور اين Aplitها داراي فيروزه هستند. مطابق نقشههاي زمينشناسي معدن باغو شماره 1 و 2، دانهها و رگچههاي فيروزه در ناحيهاي از توده آذرين دروني كه بهشدت آلتره و شسته شده و عمل كائولينيتيزاسيون در آن انجام گرفته بهوجود آمده است. از نظر سني ميتوان توفهاي آندزيتي اين ناحيه را احتمالا متعلق به ائوسن بالا و يا اليگوسن پايين تصور كرد. در اين معدن بهطور مشخص ارتباط كاملي مابين عمل كائولينيتزاسيون و تشكيل فيروزه وجود دارد. در اين معدن جهت مطالعه اقتصادي فيروزه بايد نواحي را كه عمل دگرساني كائولينيتيزاسيون در آن انجام گرفته باشد مورد مطالعه قرار داد و عمق ناحيه فيروزه دار به نظر ميرسد تا سطح آب زير زميني با در نظر گرفتن تغييرات آن ادامه داشته باشد.
◄ فيروزه عبدالله گيو :
سنگ ميزبان فيروزه عبدالله گيو همانند فيروزه نيشابور شامل مجموعهاي از سنگهاي ولكانيكي و آذر آواري نظير تراكيت، تراكي آندزيت، توف و ايگنمبريت است.
مجموعه سنگهاي مذكور تحت تاثير فازهاي تكتونيكي مختلف قرار گرفته و بهشدت تكتونيزه شدهاند و معمولا چنين نواحي با شدت خردشدگي بالا، بيشترين تمركز كانيسازي را در خود جاي ميدهند. بر اين اساس اين ساختارهاي تكتونيكي بهعنوان يكي از عوامل كنترلكننده كانيسازي فيروزه مطرح هستند.
نفوذ محلولهاي گرمابي در سنگهاي منطقه علاوه بر دگرساني گرمابي باعث تشكيل سولفيدهاي آهن و مس شده است. بدين ترتيب نفوذ آبهاي جوي با pH اسيدي موجب تخريب ساختمانهاي كانيهاي كالكوپيريت، پيريت، فلدسپاتها، آپاتيت و كاني آهن و منيزيمدار ميشود. با گذشت زمين محتواي آلومينيوم، فسفر، آهن و مس اين محلولها افزايش مييابد و نهايتا در شكستگيها و شكافها، حفرههاي گدازه و فضاهاي مناسبي كه بهدليل وجود كانيهاي رسي حاصل از دگرساني گرمابي سنگ، نفوذپذير شدهاند، تجمع مييابد .
◄ انديس فيروزه آقايه :
سنگ ميزبان در اين محدوده شامل گدازههاي آندزيتي قهوهاي روشن تا خاكستري با حفرات پر شده توسط كلسيت ثانويه و توف خاكستري است. گسلي با امتداد N80W از محل فيروزه آقايه و به طرف جنوب خاور از محدوده فيروزه سل عباس عبور ميكند و يك زون برشي در واحدهاي ولكانيكي ايجاد ميكند. اين زون برشي و خرد شده محيط مناسبي براي تشكيل كانيسازي ثانويه فيروزه فراهم كرده و بهعنوان كنترلكننده ساختاري كانيسازي در اين دو محدوده عمل كرده است. كانيسازي فيروزه بههمراه كلسيت ثانويه در حفرات و فضاي خالي گدازه آندزيتي قهوهاي تا خاكستري تشكيل شده است، در بخش شمالي، كانيسازي فيروزه بهصورت پراكنده در داخل زون برشي و سيليسي شده واحد توف خاكستري مشاهده ميشود. سنگ فيروزه در اين محدوده به رنگ آبي آسماني تا گاها آبي سير و آبي متمايل به سبز مشاهده ميشود. در اينجا نوع كاني با توجه به رنگ و سطح شكست به نظر غالبا كريزوكولا است. همچنين برخي از معادن مهم فيروزه آمريكا كه در حال حاضر از آنها بهرهبرداري ميشود عبارتند از:
◄ معدن جواهر آبي :
معدن جواهر آبي در نزديكي كوهستان باتل، نوادا، گونه مهمي از فيروزه را توليد ميكند كه از آبي تند تا سبز تيره كه با يك شدت با هم تركيب شدهاند و بهطور نامنظم در ماتريكسي پراكندهاند. تا هنگاميكه ديگر معادن موجود در نوادا، كه داراي همان نام معدن جواهر آبي كوهستان باتل بوده و حدودا در سال 1934 توليد خود را آغاز كردند، امروزه بسته هستند، محصول فيروزه معدن جواهر آبي بسيار ارزشمند است. زيرا بسيار خوشرنگ و سخت بوده و همچنين براي كلكسيونرها نيز بسيار مطلوب است
◄ معدن كاندلاريا :
معدن كاندلاريا يك معدن كوچك در ايالت نوادا است. اين معدن سنگهايي در ابعاد بسيار كوچك توليد ميكند و تنها در بعضي مواقع از سال فعال است. در اين معدن يك سنگ با كيفيت فيروزه به رنگ آبي تيره با تناوبي از سياه و قهوهاي، همراه با ماتريكسي غيررگهاي است. فيروزههاي استحصال شده از اين معدن جذاب بوده ولي بهدست آوردن آن تا حدودي مشكل است. زيرا در بسياري اوقات، مقدار در دسترس اين فيروزه اندك بوده و از اين رو يكي از سنگهاي بسيار مطرح بسيار مطرح براي كلكسيوني شدن است
نويسنده: يوسف شجاعي
keyvan_m
26-04-2010, 01:48
معدن مس مزرعه در 25 کيلومتري شمال شهرستان اهر در نزديکي هاي روستايي به همين نام واقع مي باشد. عمليات اکتشاف اين معدن (توسط گروهي فرانسوي) به موازات استخراج آن از سال 1337 شروع وبه مدت 5 الي 6 سال ادامه داشته است . عمليات استخراج تا سال 1350 ادامه داشته است و از آن به بعد تا سال معدن تعطيل بوده است تا سال 1367 که بعد ازآن مطالعاتي دوباره بر روي معدن انجام شده و پس از پاکسازي و باز سازي برخي بخشهاي تخريب شده عمليات استخراج شروع شده و در سال 1375 کارخانه تغليظ نيز به اين مجموعه اضافه شده است.
معدن شامل کاني هاي منيتيت ٬ پيريت ٬ کالکو پريت ٬ هماتيت ٬ بورنيت ٬ تترا ادريت ٬ بيسيموت خالص ٬ کلومين ٬ شيليث و ولفرامين ميباشد.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0020_1.jpg
◄ عمليات استخراجي در معدن مس مزرعه:
مطالبي را که در اين قسمت آورده ميشود صرفا جهت در دست داشتن نمايي کلي مي باشد که در ادامه آنها را به تفصيل شرح خواهيم داد. در معدن مس مزرعه 7 تونل احداث گرديده که 4 عدد از اين تونلها بر روي يکديگر به احداث شده اند .
تونل صفر که پايين ترين تونل ميباشد و پس از آن تونلهاي شماره 1 ٬ 2 ٬ 3 و 4 ميباشند . ارتفاع تونلها از يکديگر به ترتيب 40 ٬ 40 ٬ 40و 25 متر ميباشد. تونلهاي 6 و 7 در قسمت غربي معدن مي باشند .
در سالهاي قبل از انقلاب تونل 3 استخراج گرديده و و پس از انقلاب نيز تونلهاي 2 و 3 کاملا استخراج گرديده اند که در حال حاضر قسمتهاي بين تونل 1 و 2 در حال استخراج ميباشد. بزرگترين تونل حفر شده تونل شماره يک مي باشد که از 5 کارگاه استخراجي تشکيل شده است.
تونلهاي احداثي در درون لايه اسکارن ميباشند که توسط دو لايه گرانيتي و آهکي با شيب تقريبي 90 درجه قرار گرفته است و از اين رو تشخيص کمر بالا و کمر پايين لايه ممکن نميباشد.
همانگونه که گفتيم روش استخراج معدن از نوع انباره اي ميباشد که توضيح داده خواهد شد و نحوه نگهداري آن هم از نوع خود نگهدار( self support ) مي باشد که به واسطه استحکام اسکارن و سنگهاي تشکيل دهنده ممکن شده است .
نحوه ايجاد کارگاه زون مرکزي به اين شکل ميباشد که ابتدا تونل را حفر کرده و سپس بونکرهايي را به صورت زيگزاگ براي پوشش دادن سطح کارگاه به فاصله 5 متر از هم قرار داده اند ابعاد اين کارگاه به شرح زير ميباشد :
طول :70 متر عرض : 10 متر که با قرار دادن حدود 10 بونکر اين سطح پوشش داده شده است .
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0020.jpg
لازم به توضيح ميباشد که بونکر وسيله اي قيف مانند در ابعاد بزرگ ميباشد که در بالاي تونل احداثي و سطح کارگاه جاسازي ميگردد تا به اين وسيله بتوان مواد معدني خرد شده را به بيرون از کاگاه انتقال داد دهانه اين بونکرها به ابعاد 80 در 80 ميباشند که براي استخراج ماده معدني مناسب باشد . ابعاد نرمال براي ماده معدني که سنگ شکن هاي معدن بتوانند آنها را خرد کنند 30 سانتيمتر ميباشد که اگر ابعاد ماده معدني بيش از باشد ٬ در کارگاه آن را ميشکنند تا بتواند خوراک دستگاههاي سنگ شکن قرار گيرد.
در مقابل دهانه اين بونکرها قطعاتي از چوب (بيد) قرار داده ميشود تا از پرتاب سنگها به بيرون از بونکر جلوگيري گردد و دليل استفاده از چوب به جاي آهن خاصيت انعطاف پذيري آن ميباشد که اگر از آهن استفاده گردد احتمال خم شدن آن و وجود دارد .
علاوه بر اين ما در تونل شاهد يک دويل ميباشيم که جهت تهويه و و دسترسي افراد به کارگاه ايجاد گرديده است. انتقال مواد از داخل معدن به بيرون توسط واگنها انجام ميگردد که توسط افراد يا دستگاهها حرکت ميکنند.
مواد استخراجي به سنگ شکن مخروطي انتقال مييابند و خرد شده و در سيلو جمع ميگردند سپس توسط نقاله به آسياب گلوله اي وارد ميشوند و تاحد مورد نظر خرد ميگردند سپس با آب مخلوط گشته و با افزودن موادي شيمييايي به صورت شناور در آب در ميايند سپس ايم مخلوط به سلولهاي پوليتاسيون ريخته ميشوند که دو خروجي دارد که از يکي کنسانتره مس خارج ميشود و از ديگري مواد زايد . در اين کارخانه تغليظ ميتوانند مس را تا عيار 32 درصد تغليظ کنند و سپس اين کنسانتره ها بسته بندي شده و به کارخانه تغليظ معدن سرچشمه ارسال ميگردند در آنجا ميتوانن عيار را به 98 و 99.5 درصد رسانده به کارخانه ذوب ارسال کنند تا به مصارف مختلف برسد.
با تشكر از: سجاد غلامي
keyvan_m
26-04-2010, 11:29
◄ موقعيت جغرافيايي:
معدن مس ميدوك در 42 كيلومتري شمالشرق شهرستان شهربابك و 132 کيلومتري شمال غرب معدن سرچشمه در استان کرمان واقع شده است و داراي مختصات جغرافيايي 55 درجه و 10 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 25 دقيقه عرض شمالي ميباشد.
سيماي ظاهري منطقه ميدوك به صورت تپههاي نسبتاً گرد با شيب ملايم و درههاي كم عمق است که بالاترين ارتفاع آن از سطح دريا 2842 متر مي باشد. محدوده مس ميدوك دو توده نفوذي كم عمق مس پورفيري را در بر ميگيرد. كه هر يك از اين دو توده نام محلي خاص خود دارند. يكي از آنها ميدوك (لاچاه) و ديگري سارا ميباشد. كارگاه اصلي در محل معدن ميدوك است كه در 7 كيلومتري شمالغرب روستاي ميدوك واقع شده است.
سابقه معدن:
كارهاي قديمي انجام شده در منطقه، حكايت از بهرهبرداري فيروزه و مس در اين محل دارد. در گزارش اكتشافي قبل از سال 1348 با عنوان كانسارهاي مس در ايران نوشته بازن و هونبر شرح اين معدن آمده است. در سالهاي 1969-1970 در طي انجام يك پروژه اكتشافي گسترده با همكاري شركت صنعتي معدني متال گزل آلمان غربي سابق و سازمان گسترش و نوسازي كشور، اكتشافات مفصلي شامل برداشت زمينشناسي، نمونهگيري ژئوشيميايي و محاسبه ذخيره به ويژه در بخش پورفيري ميدوك انجام شده است. همچنين در سال 1970 گزارش تفصيلي گسترش مواد فلزي در تودههاي نفوذي در منطقه شهربابك از جمله ميدوك و سارا توسط سازمان مطالعات معدني آلمان (Fur) ارائه شد. در سال 1969 گزارش زمينشناسي منطقه ميدوك توسط زمينشناسان يوگسلاو ارائه شده است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0003.1.jpg
نمايياز عمليات باطله برداري در معدن مس ميدوک
از محدوده ميدوك و محدودههاي اطراف آن، نقشه توپوگرافي با مقياس 1:1000 توسط شركت ايران فتوگرافي تهيه شده است.
شركت ملي صنايع مس ايران نيز، در چهارچوب طرح اكتشاف ميدوك، فعاليتهاي اكتشافي خود را از سال 1358 آغاز و برپايه يك قرارداد با شركت لهستاني كبار اقدام به گمانهزني سيستماتيك در سطحي به ابعاد 600×600 متر برروي بخش پرعيار توده مس پورفيري ميدوك نمود. تراكم شبكه گمانهزني 100×100متر بوده و بيشترين عمق آنها 300 متر بوده است. در سال 1370 به موجب قرارداد مابين شركت آهن مركزي و گروه حفاري طرح ميدوك گمانههايي تا عمق 600 و 1000 متر به صورت زاويهدار در ميان گمانههاي قديمي حفر شد. تا سال 1378 نزديك به 14554 متر مغزه حفاري و 1670 متر تونل مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته است.
◄ ذخيره و عيار:
در ازريابي ذخيره معدن ميدوك از دادههاي زمينشناسي، گمانهها، تونل، نمونهبرداري و كانهآرايي استفاده شده و نمونهها در معدن سرچشمه آناليز شده است. آناليز كنترلي نيز توسط شركت اتوكمپو فنلاند انجام گرديده است.
ميزان ذخيره زمين شناسي کانسار 170 ميليون تن با عيار 0.83% محاسبه گرديده که از اين مقدار به ميزان 144 ميليون تن آن با عيار 0.85% قابل استخراج مي باشد. عيار حد معدن 0.25% در نظر گرفته شده است. نسبت باطله به ماده معدني برابر 2.4 به 1 مي باشد.
ذخيره كانه اكسيده 4/1 ميليون تن با عيار 1/1 درصد اكسيد مس و 95/0 درصد مس مي باشد. براساس آخرين نتاج تا سال 2002 كل ذخيره قطعي اين معدن 145 ميليون تن با عيار متوسط 8/0 درصد ميباشد. عيار طلا در توده مس پورفيري ميدوك در حد بلافصل ديودره كمتر از 4/0 گرم در تن و در محدوده سارا نزديك به 5/0 گرم در تن گزارش شده است. براساس مطالعات فني و اقتصادي انجام شده توسط شركتهاي خارجي از جمله اتوكمپو، عمليات معدني براي 80 ميليون تن خاك معدني و با عيار 1 درصد توجيه اقتصادي دارد.
باطله برداري:
عمليات باطله برداري از معدن که حدود 60820000 تن است، به طور موثر از سال 75 آغاز شده که تا پايان آبان ماه 83 مجموعاً 153 ميليون تن خاک برداري انجام شده است. در حال حاضر چهار پله، 2645، 2660، 2675 و 2630 آماده سازي گرديده و استخراج سنگ سولفور از آن ميسر مي باشد.
بخش ژئوفيزيك امور اكتشاف شركت ملي مس ايران كاوشهاي ژئوفيزيكي در اطراف ميدوك انجام داده و گسترش توده مس پورفيري را بررسي نموده است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0003.jpg
◄ زمينشناسي عمومي:
كوه لاچاه از سنگهاي آذرآواري كه توسط ديوريت پورفيريها در بر گرفته شده و تحت نفوذ دايكهاي ديوريت پورفيري واقع شده، تشكيل شده است. فرسايش و هوازدگي، سنگها را به شدت تحت تاثير قرار داده به طوري كه ويژگي اوليه آنها قابل تشخيص نيست. گمانهزني تا عمق 300 متري كانيسازي- دگرساني هيپوژن و سيليسي شدن در اين بخش را مشخص نموده است. قديميترين پورفيريها، نخستين نفوذيهاي كانهدار هستند كه بوسيله رگچههاي تيپ A و) B كوستافون و هانت، 1975) با دگرساني شديد پتاسيك و سديك و كانيسازي پيريت، كالكوپيريت و كم و بيش فيتيت مشخص هستند. بورنيت در اين پورفيري نادر است و پيروتيت نيز ديده نشده است.
دومين نوع نفوذيها شامل دايكهاي پورفيري پس از كانيزايي است. اين دايكها به آساني از نوع اول به دليل تراكم ناچيزشان از رگههاي كانهدار و دگرسان قابل تشخيصاند. در اين سنگها كه رگههاي كوارتزي را بريدهاند، پيريت فراوانتر از كالكوپيريت ميباشد. نوع سوم نفوذيها شامل ديوريت پورفيريهايي است كه به صورت دايكهايي با روند شمال- شمالشرق و در محدوده وسيعي حتي در زير هالههاي پروپيليتيك گسترده شدهاند. اين پورفيريها داراي فنوكريستهاي درشتر از ديگر بخشها هستند.
شماري دايك بازيك با تركيب بازالت هورنبلند اليويندار پس از پايان فاز اصلي هيدروترمالي در سنگهاي معدن ميدوك تزريق شدهاند و ارتباطي با كانيسازي پورفيري ندارند.
توده پورفيري با كانيسازي مس در ميدوك با روش K/Ar مورد بررسي ژئوكرونولوژي واقع شده و نشان داده است بر عكس سن پليوسن ارزيابي شده توسط يوگسلاوها (1971)، كانيسازي- دگرساني در ميدوك سني برابر با ميوسن مياني تا پسين دارد و از اين نظر بسيار نزديك به كانيسازي در سرچشمه است. كانيسازي در سارا نيز جوانتر از اين دو ميباشد.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0003.3.jpg
تصوير رنگي مجازي محدوده ميدودك كه از تركيب باندهاي 5و3و1 پس از افزايش كنتراست BCET به وجود آمده است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0003.2.jpg
تصوير رنگي مجازي حاصل از تركيب باندهاي PC4 و PC5 و (5 - 7) پس از افزايش كنتراست ريشه دوم. محدودههاي دگرساني ميدوك و سارا در بالاي تصوير و به رنگ صورتي ديده ميشوند.
◄ آلتراسيون ها و کاني زايي:
در معدن ميدوك انواع آلتراسيونهاي پتاسيك، سديك- پتاسيك، سديك، فيليك و پروپيليتيك رديابي شدهاند. از نظر فضايي سه زون دگرساني پتاسيك، پروپيليتيك و سريسيتيك در اين معدن قابل مشاهده است. زون دگرساني پروپيليتيك ظاهراً در اثر فرسايش از بين رفته و آثار ناچيزي از آن به چشم ميخورد. مطالعه 52 عدد مقطع صيقلي از توده نفوذي ميدوك نشان داده است كه پيريتهاي اتومورف در عمق هيپوژن بيشتر سالم ماندهاند و تبديل شدگي بسيار كمي را نشان ميدهند. حال آنكه پيريتهاي ديده شده در عمق كم توده به كانيهاي آهندار ثانويه از جمله گوتيت و ليمونيت تبديل شدهاند. پيريت همراهي خوبي با كالكوپيريت دارد به طوري كه گاهي به صورت رشد يافته در داخل هم ديده ميشوند. اين حالت در زون هيپوژن عموميت دارد. در كنار اين دو كاني و در عمق زياد توده نفوذي، فيتيت مشاهده ميشود كه ميزان آن پايين است. اسفالريت به مقدار كم و در تمام طول معدن ديده ميشود. موليبدن نيز به مقدار ناچيز حضور دارد.
در اثر فرآيند غنيشدگي، كانيهاي ثانويه سولفور مس و در نتيجه زون غنيشده ********ژن پديد آمده است. در طي اين فرآيند، كالكوپيريت به كالكوسيت، ديژنيت، كووليت و بورنيت تبديل شده است. لازم به ذكر است كه در عمق زياد ********ژن و حتي در آغاز زون هيپوژن، كالكوپيريت مستقيماً به كووليت تبديل شده، در حالي كه در اعماق متوسط زون ********ژن، كالكوپيريت نخست به كالكوسيت و سپس به كووليت تبديل شده است. در مناطق سطحي و زون اكسيدي، كانيهاي اكسيده و كربناته مس، آهن و ... به وفور ديده ميشوند، كه سطح گستردهاي از طبقات بالايي و سطح زمين را تشكيل دادهاند. از جمله كانيهاي فراوان در اين بخش ميتوان به مالاكيت، آزوريت، هماتيت، گوتيت و ليمونيت اشاره نمود.گسترش فراوان سيليس و رگچههاي كوارتز در تمامي سطح توده نفوذي ميدوك به گونهاي است كه شايد بتوان گفت در اين معدن هيچ كاني ديگري به اندازه كوارتز، كاني فلزي به همراه ندارد.
زونهاي مختلف كانيزايي در معدن ميدوك عبارتند از زون اكسيدي، زون ********ژن، زون گذري و زون هيپوژن. ضخامت زون اكسيده در بخشهاي مركزي معدن از 8 تا 40 متر است و كانيهاي مشاهده شده در اين زون عبارتند از: اكسيدها و هيدروكسيدهاي آهن، كربناتها و هيدروكربناتهاي مس (مالاكيت و آزوريت)، ژاروسيت، كريزوكولا و فيروزه. زون ********ژن داراي ميانگين ضخامت 145 متر است و عمدهترين كانيهاي اين بخش را كالكوسيت، كووليت، پيريت و موليبدنيت تشكيل ميدهند. زون گذري منطقه تبديل زون ********ژن و هيپوژن را نشان ميدهد. زون هيپوژن كه عميقترين بخش كانيزايي در اين معدن ميباشد، حاوي كاني اوليه كالكوپيريت به همراه پيريت، بورنيت، كالكوسيت و كوارتز است. ميزان كالكوسيت در مقايسه با زون ********ژن به نسبت كمتر است.
در ناحيه سارا واقع در 3 كيلومتري شمالغربي نهشته پورفيري مس ميدوك، دگرساني گسترده و بسيار ضعيفي از نوع پروپيليتي و سريسيتي قابل مشاهده است که ويژگي زمينشناسي بسيار مشابه ميدوك (لاچاه) داشته و همانند ميدوك توده ديوريت پورفيري به درون ولكانيك و ولكانوكلاستيكهاي رازك با سن ائوسن نفوذ نموده و باعث كانيزايي پيريت- كالكوپيريت شده است. در زون هيپوژن دگرساني پروپيليتي عموميت دارد، هرچند زونهاي باريكي از دگرساني فيليك نيز مشاهده ميشود. در اين منطقه رگههاي كوارتز پراكنده ميباشند و پيريت به صورت رگههايي همراه با كالكوپيريت تاخيري ديده ميشود. رگههاي پليمتال در سطح رخنمون ندارند ولي در عمق توسط گمانهها قطع شدهاند و شامل كوارتز، پيريت، اسفالريت و گالن ميباشند. در بخشهايي پيريت توسط تتراهدريت جايگزين شده است. رگهها به شدت برشي شدهاند و ذرات كانه بوسيله سريسيت به يكديگر متصل شدهاند. نزديك بودن دو محدوده كانيزايي لاچاه (ميدوك) و سارا و همچنين يكسان بودن ساختمان آنها ميتواند نشانه يكي بودن خاستگاه آنها و تشكيل شدن هر دو در يك فرآيند هيدروترمالي باشد.
باتشكر از: رحيم شادروانان (دانشجوي کارشناسي معدن دانشگاه کرمان)
keyvan_m
26-04-2010, 11:31
موقعيت جغرافيايي معدن: معدن مس سرچشمه با مختصات "20 '52° 55 طول شرقي و "40 '56° 29 عرض شمالي در 160 كيلومتري جنوب غربي كرمان و 50 كيلومتري رفسنجان قرار دارد. اين معدن از طريق جادهي آسفالته به رفسنجان و سيرجان مرتبط بوده و فاصله آن تا بندرعباس 437 كيلومتر است. ارتفاع اين ناحيه از سطح دريا بهطور متوسط 2620 متر است و بلندترين نقطهي آن از سطح دريا 3280 متر ارتفاع دارد. تغييرات ساليانهي درجهي حرارت در اين ناحيه از 15- تا 32+ درجهي سانتيگراد ميباشد. ميزان بارندگي در ارتفاعات 550 ميليمتر در سال گزارش شده و سرعت باد در اين ناحيه گاهي به 100 كيلومتر در ساعت ميرسد .
كانسارهاي سرچشمه در قسمت مركزي سلسله جبال زاگرس قرار گرفته و متشكل از سنگهاي چين خورده گسله، سنگهاي رسوبي و مواد آتشفشاني اوايل دوران سوم است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0008.jpg
◄ تاريخچه معدن:
اين محل از قديم بهدليل جاري بودن آبهاي زنگاريرنگ و تشكيل رسوبات آبيرنگ در كف درهها و جويبارها مورد توجه بوده است. اين رسوبات نمك كه سولفات مس ميباشند، هم اكنون نيز در كف آبراهههاي اطراف معدن قابل مشاهده ميباشند. اين كانسار براي اولينبار توسط مهندس انتظام در سال 1928 كشف شد. او در اين منطقه بهدنبال سرب و روي بود كه مشاهده سربارههاي مربوط به قرنهاي گذشته و آزمايش آنها در منطقه او را به اين معدن راهنمايي كرد.
اولين كارهاي اكتشافي و پيجويي در سال 1966 توسط سازمان زمينشناسي كشور در اين منطقه انجام شد. كارهاي دقيقتر اكتشافي با حفاريهايي بهطول 12000 متر ادامه يافت.
عمليات معدنكاري در اين معدن از سال 1345 با صدور پروانهي اكتشاف به نام «شركت سهامي معادن كرمان» آغاز شد. در سال 1346 اين شركت به همراه يك شركت مهندسي مشاور انگليسي به تهيه نقشههاي زمينشناسي منطقه به مقياس 1:50000 و 1:10000 و 1:2500 پرداخته و بهدنبال آن شبكه حفاري 200 متري بر روي نقشه 1:2500 ايجاد شد.
با انحلال مشاركت شركتهاي ايراني - انگليسي در سال 1349 ادامهي عمليات اكتشافي به «شركت سهامي معادن مس سرچشمه» سپرده شد و اين شركت توانست تا سال 1354 عمليات حفاري عمقي در شبكههاي 100 متري قائم و 50 متري زاويهدار را به انجام رساند.
در سال 1355، به دنبال تحولات پديد آمده در شيلي، شركت آناكاندا (Anaconda) از كمپانيهاي اصلي بهرهبرداري مس شيلي، طي مشاركت با «شركت ملي صنايع مس ايران» - كه جايگزين شركت سهامي معادن مس سرچشمه شده بود - طرح 20 ساله بهرهبرداري از معدن و طراحي كارخانه را آغاز نمود كه اين برنامهها با وقوع انقلاب اسلامي متوقف شد.
ادامهي فعاليتها در سال 1357 توسط كارشناسان ايراني پيگيري شد و آنان توانستند طي سالهاي 1360 تا 1362 به ترتيب واحدهاي «معدن و تغليظ»، «ذوب و ريختهگري»، «استحصال موليبدن» و «پالايشگاه» را راهاندازي كنند (عباسي كليماني، 1383).
در حال حاضر مجتمع مس سرچشمه اولين توليدكنندهي مس در ايران است كه تحت پوشش شركت ملي صنايع مس ايران قرار دارد. بهرهبرداري از معدن از سال 1380 براساس طرح توسعهي معدن كه توسط كارشناسان ايراني تدوين شده، صورت ميگيرد. ميزان كانسنگ خروجي روزانه از جبهههاي مختلف معدن كه به روش روباز استخراج ميشود 41000 تن و ساليانه حدود 14 ميليون تن با عيار 1% ميباشد. ميزان توليد نيز 120000 تن در سال بوده كه در طرح توسعه به 200000 تن افزايش يافتهاست. براساس اين طرح ظرفيت استخراج روزانه از حدود 40000 تن به 80000 تن رسيده و عمر مفيد معدن با اين طرح از 15 سال به 27 سال افزايش يافته و تا سال 1403 شمسي ادامه خواهد يافت
◄ استخراج معدن:
بهرهبرداري از معدن مس سرچشمه بصورت روباز و طراحي اوليه آن توسط شركت آناكاندا انجام شدهاست، شيب ديواره معدن 30 درجه و حداكثر شيب جاده در داخل آن 8 درجه در نظر گرفته شدهاست. عرض و ارتفاع پلههاي معدن بهترتيب 8.75 و 12.5 متر ميباشد. بسته به استحكام سنگ معدن بازاء هر 4 تا 8 يا 12 پله، يك پله ايمني ساخته ميشود كه در اينصورت شيب معدن از 30 درجه به 37 درجه و بالاخره به 41 درجه خواهد رسيد. نقشه بهرهبرداري از معدن در مراحل روزانه، ماهانه، يك ساله، سه ساله، 5 ساله، 7 ساله، 10 ساله، 15 ساله و 20 ساله تهيه شدهاست.
چالزني با متههاي 9 اينچي در شبكههاي 9.5*7.5 متر و آتشباري با استفاده از آنفو انجام ميشود. عمق چاهها بين 14 تا 14.5 متر ميباشد و از انفجار هر چال حدود 2000 تن سنگ معدن بدست ميآيد. بارگيري با شاول با ظرفيت 9 متر مكعب( در حدود 15 تن ) و باربري توسط كاميون با ظرفيت 120 تن انجام ميگيرد. ميزان استخراج معدن در روز 100000 تن ميباشد كه 44000 تن از آن بهعنوان ماده معدني با عيار 1.12 درصد وارد سنگشكن اوليه ميشود و بقيه بعنوان باطله در محلهايي كه براي اين منظور در نظر گرفته شده ريخته ميشوند.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0008.2.jpg
◄ ذخيره و استخراج معدن:
ذخيرهي نهشته روباز (OpenPit) معدن 740 ميليون تن با عيار 0.78% مس، 0.03% موليبدن 0.27 ppm طلا، 1.14 ppm نقره، 1.2 ppm نيكل و 0.9 ppm كبالت است و كل ذخيره زمينشناسي آن 1.2 ميليارد تن با عيار 0.69 درصد مس ميباشد. از اين ذخيره 100 ميليون تن آن داراي عيار 1.5 درصد مس است كه شامل يك بلانكت غني شده از كالكوسيت بوده و ضخامت متوسط آن به 40 متر ميرسد. ذخيره نهشته اكسيدي 27 ميليون تن برآورد شدهاست كه با روش SX_EW فرآوري ميشود. اين زون با ضخامت 26 متر شامل كانيهاي كوپريت، مالاكيت و آزوريت است. ذخيره احتمالي معدن نيز 1200000 هزارتن و ذخيره قطعي آن 826500 هزار تن برآورد شده كه بزرگترين معدن مس ايران و قابل مقايسه با معادن بزرگ دنيا چون چوكيكاماتا در شيلي و بينگهام در آمريكا ميباشد (پرند و همكاران، 1376).
بهرهبرداري از معدن مس سرچشمه بهصورت روباز و طراحي اوليهي آن توسط شركت آناكاندا انجام شده است. شيب ديوارهي معدن 30 درجه و حداكثر شيب جاده در داخل آن 8 درجه در نظر گرفته شده است. عرض و ارتفاع پلههاي معدن بهترتيب 8.75 و 12.5 متر ميباشد. بسته به استحكام سنگ معدن بازاء هر 4 تا 8 يا 12 پله، يك پلهي ايمني ساخته ميشود كه در اينصورت شيب معدن از 30 درجه به 37 درجه و بالاخره به 41 درجه خواهد رسيد. نقشه بهرهبرداري از معدن در مراحل روزانه، ماهانه، يك ساله، سه ساله، 5 ساله، 7 ساله، 10 ساله، 15 ساله و 20 ساله تهيه شده است. چالزني با متههاي 9 اينچي در شبكههاي 9.5*7.5 متر و آتشباري با استفاده از آنفو انجام ميشود. عمق چاهها بين 14 تا 14.5 متر ميباشد و از انفجار هر چال حدود 2000 تن سنگ معدن بدست ميآيد. بارگيري با شاول با ظرفيت 9 متر مكعب( در حدود 15 تن ) و باربري توسط كاميون با ظرفيت 120 تن انجام ميگيرد. ميزان استخراج معدن در روز 100000 تن ميباشد كه 44000 تن از آن بهعنوان ماده معدني با عيار 1.12 درصد وارد سنگشكن اوليه ميشود و بقيه بهعنوان باطله در محلهايي كه براي اين منظور در نظر گرفتهشده، ريخته ميشوند .
◄ زمينشناسي عمومي منطقه:
اين معدن از لحاظ زمينشناسي در بخش جنوبشرقي كمربند تكتونوماگمايي ايران مركزي و در مجموعهي آتشفشاني - رسوبي پاريز از كمربند دهج - ساردوئيه در استان كرمان جاي گرفته است.
زمينشناسي كانسار سرچشمه اولين بار توسط (Baizn and Hubner 1969) و سپس توسط (Waterman and Hamilton 1975) شرح داده شده است. كانسار سرچشمه تقريباً در قسمت مركزي يك زون متشكل از مواد آتشفشاني و رسوبي چينخورده كه با جهت عمومي شمالغرب - جنوبشرق از جنوب تركيه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شده است. در محدودهي معدن گسلهايي با روند شمالي - جنوبي وجود دارند كه اين حركات تكتونيكي به همراه ماگماتيسم منطقه مربوط به زمان كوارترنر ميباشد.
معدن در دامنهي شمالي كوه مامرز قرار گرفته و سنگهاي منطقه از كمپلكسهاي آتشفشاني - رسوبي، تودههاي نفوذي اليگوميوسن و گدازههاي داسيتي كواترنر تشكيل يافته است. كمپلكس ائوسن از پيروكلاستيكهايي كه توسط گدازههاي تراكيآندزيتي و تراكيبازالتي دگرسانشده، ساخته شده است. اين كمپلكس دچار چينخوردگي شده و طاقديسي با روند شرقي - غربي در آن بهوجود آمده است. تودههاي نفوذي گرانوديوريتهاي پورفيري هستند كه دايكهاي بيشماري در آنها تزريق شده است، جهت اين دايكها اكثرا حدود N25W است. منشاء اين گرانوديوريت احتمالاً ماگمايي هيبريد ميباشد.
توپوگرافي محل نيز به خوبي گسترش يافته و به علت فرسايش سريع سنگ هوازده، حوضهي وسيعي در اطراف كانسار گسترش يافته است. آب منطقه نيز توسط رودخانهي سرچشمه زهكشي ميشود. تودهي معدني كانسار سرچشمه به شكل عمومي يك بيضي با ابعاد 2/1×2/4 كيلومتر و عمق 6/1 كيلومتر ميباشد.
◄ زمينشناسي كانسار مس پورفيري سرچشمه:
زمينشناسي كانسار سرچشمه اولين بار توسط( Baizn and Hubner 1969 ) و سپس توسط( Waterman and Hamilton 1975 ) شرح داده شدهاست. كانسار سرچشمه تقريبا در قسمت مركزي يك زون متشكل از مواد آتشفشاني و رسوبي چين خورده كه با جهت عمومي شمال غرب - جنوبشرق از جنوب تركيه تا بلوچستان ادامه دارد، واقع شدهاست. اين كانسار در يك توده پورفيري گرانوديوريتي بنام پورفير سرچشمه متمركز شدهاست. اين توده در داخل سري آندزيتي ائوسن تزريق شدهاست. اين توده نفوذي بطور قريب به يقين وابسته به يك مجموعه ديوريت كوارتزدار ميباشد كه بيرون زدگيهاي مهمي در اطراف كانسار نشان ميدهد( توده نفوذي كوه مامهزر ). پورفير سرچشمه توسط يك توده نفوذي كم و بيش برشي قطع شدهاست. و مجموعه اين فازهاي نفوذي بوسيله دايكهاي همزمان و بعد از مينراليزاسيون قطع شدهاست، جهت اين دايكها اكثرا حدود N25W است. با توجه به محدوده قابل بهرهبرداري كه منطبق بر منحني هم عيار Cu 0.4% است، كانسار سرچشمه بشكل عمومي يك بيضي است كه قطر بزرگ آن حدود 2000 متر و قطر كوچك آن حدود 900 متر است.
◄ آلتراسيونها:
الگوي دگرساني در معدن سرچشمه از نوع ژرفزاد يا Hypogene است كه همسان با الگوي كانسارهاي گونه لوول - گيلبرت ميباشد. به اين شكل كه هالههاي دگرساني از مركز سيستم پورفيري به طرف بيرون، پتاسيك - فيليك و پيروپيليك بوده و دگرساني آرژيليك در اين كانسار بسيار ضعيف رخ داده است. بخش ژرفزاد معدن به طور ميانگين از 0.04 گرم در تن طلا و 0.97 گرم در تن نقره برخوردار است و بيشترين عيار اين عناصر در بخشهاي دگرساني فيليك شديد ± آرژيليك در استوك سرچشمه و بيوتيتي شديد در آندزيتها رخداده كه منطبق بر موقعيت كانيسازي مس پرعيار ميباشد.
همبستگي قوي بين طلا با مس، طلا با نقره و همچنين نقره با مس نشاندهندهي شرايط همسان پيدايش و ته نشيني همزمان طلا و نقره با مس به صورت غير قابل رويت به شكل الكتروم (طلاي خالص) ميباشد (عباسي كليماني، 1383).
قسمت اعظم تودههاي نفوذي و سنگهاي درونگير آندزيتي در كانسار سرچشمه تحت تاثير آلتراسيون شديد قرارگرفتهاند. سه منطقهي آلتره در داخل آندزيت بصورت متحدالمركز تشخيص داده شده است. منطقهي داخلي كه با بيوتيتزايي فوقالعاده شديد، كه گاهي تمام حجم آندزيت اوليه را فراميگيرد، مشخص شده است. ضخامت اين منطقه در ارتفاع 2400 متري از سطح دريا در عمق متوسط 150 متري كانسار از 50 تا 400 متر متغير ميباشد. حد خارجي اين منطقه تقريباً منطبق با منطقه همعيار 0.4% CU ميباشد، منطقه مياني با بيوتيتزايي نسبتاً ضعيف كه ضخامت آن بين 50 تا 150 متر متغير است، مشخص گرديده است و بالاخره منطقهي خارجي كه منطقه آلتراسيون پروپيليتيك (Propylitic Alteration) را بهوجود ميآورد داراي ضخامتي متجاوز از يك كيلومتر است. تمامي پورفير سرچشمه تحت تاثير آلتراسيون پتاسيك (Potasic Alteration) قرارگرفته و حاوي پتاسيم فلدسپار و بيوتيت ميباشد.
آلتراسيون فيليك ((Phyllic Alteration كه با همراهي كلريت، موسكويت و پيريت مشخص است، آلتراسيون پتاسيك قديمي در پورفير سرچشمه و همچنين آندزيت بيوتيتيزه شده را فراميگيرد، بنابراين بهطور مشخص سن آلتراسيون فيليك جوانتر از آلتراسيون پتاسيك است. نظر به اينكه آلتراسيون پروپيليتيك روي آلتراسيونهاي پتاسيك و فيليك را نميپوشاند و يا توسط آنها پوشيده نشده است، لذا تعيين سن نسبي از طريق شواهد پتروگرافي مشكل بهنظر ميرسد، ولي از طريق مطالعهي سيالات درگير، نشانداده شدهاست كه سن آنها يا قبل و يا حداقل همزمان با آلتراسيون پتاسيك بوده ولي با اين تفاوت كه آلتراسيون پتاسيك خاص قسمت مركزي و مينراليزه كانسار است در حاليكه آلتراسيون پروپيليتيك در قسمت حاشيهاي و خارج از منطقه مينراليزه تشكيل شده است.
◄ سيالات درگير (Fluid Inclusion):
از مطالعهي بلورهاي كوارتز در رگهها و فنوكريستالهاي سرچشمه سه نوع اصلي سيالات درگير شناخته شدهاست: 1_ سيالات درگير نوع 1Multiphase Fluid Inclusions) ) 2_ سيالات درگير نوع 2 High Gas Fluid Inclusions)) 3_ سيالات درگير نوع 3 (Two Phase Fluid Inclusions).
سيالات درگير نوع 1 و 2 كه بهترتيب اولي نشاندهندهي يك فاز مايع اشباعشده از نمكهاي مختلف است و دومي نشاندهندهي يك فاز گازي است، بههمراه يكديگر در داخل رگههاي آلتراسيون پتاسيك يافت ميشوند. سيالات درگير نوع 1 معادل 55% وزني كلريد سديم و 5000 (ppm) مس ميباشند، همراهي سيالات درگير نوع 1 و 2 مبين حبس شدن سيال در نقطهي جوش ميباشد. يعني در حالتيكه بخار با مايع به حال تعادل بوده است، درجه حرارت تشكيل آنها بين 650_350 درجهي سانتيگراد متغير ميباشد. فشار سيال حداكثر در حدود 1100 تا 1200 بار در 650 درجهي سانتيگراد و 1600 تا 200 بار در 350 تا 370 درجهي سانتيگراد بوده است، سيالات درگير مطالعه شده در داخل رگههاي آلتراسيون فيليك كماكان آثاري از حبس شدن در نقطهي جوش سيال را نشان ميدهد ولي به هيچ وجه اهميت سيالات درگير در داخل رگههاي آلتراسيون پتاسيك را نداشته و درجهي حرارت تشكيل آنها بين 400_260 درجه سانتيگراد متغير ميباشد. سيالاتي كه مسئول آلتراسيون پروپيليتيك هستند اساساً از يك فاز مايع تشكيل شدهاند كه درجه حرارت تشكيل آنها بين 200_180 درجه سانتيگراد متغير ميباشد. درصد شوري اين سيالات بين 15%_2% وزني متغير ميباشد
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0008.1.jpg
موقعيت معدن مس سرچشمه در ارتباط با كانيزاييهاي مس پورفيري و زون آتشفشاني اروميه دختر
◄ ژنز کانسار مس سرچشمه:
كمربند كرمان، كمربند آتشفشاني ترشياري بهطول 500 كيلومتر است كه بلافاصله پس از بسته شدن تتيس در امتداد زون فرورانش تشكيل شده است. در اين كمربند دست كم 35 سيستم پورفيري شناخته شدهاند كه تنها سه سيستم آن در بخش جنوب شرقي واقع شدهاند و مهمترين سيستم پورفيري اين كمربند سرچشمه است.
كانيزايي در معدن مس سرچشمه وابسته به نفوذ استوك گرانوديوريتي سرچشمه به سن ميوسن با تركيب سنگشناسي كالك آلكالن به درون آندزيتهاي زير دريايي - توف آندزيتي و برشهاي آندزيتي پورفيري به سن ائوسن ميباشد (عباسي كليماني، 1383).
در واقع كانيزايي در اين محل بنابر نتايج حاصله از سيالات درگير با جوشش سيالات در اثر پائين آمدن سريعتر فشار نسبت به دما در ارتباط ميباشد که باعث برهم خوردن تعادل سيستم هيدروترمال و تهنشست کالکوپيريت ميگردد. مقايسه مطالعهي سيالات درگير در سرچشمه و اطلاعاتي که از روي پترولوژي تجربي درباره سوليدوس ماگماي گرانوديوريتي موجود است، نشان ميدهد که پورفير سرچشمه در دماي حدود 700 درجه سانتيگراد و فشار آبي حدود 1500 بار متبلور شده است و حدود 6% آب داشته است. حد متوسط 13 آناليز نمونههاي آلترهي پورفير سرچشمه نشاندهنده 4.10% آب ميباشد. بنابراين مقدار قابل ملاحظهاي آب هنگام تبلور از ماگما بيرون رانده شده است که به احتمال قوي سبب ترکها و شکافهاي زياد (بافت استوکورک) در داخل پورفير سرچشمه شده است و در حقيقت محدود بودن اين ترکها به پورفير سرچشمه، معلول ترکخوردگي هيدروليکي است و به هيچ عامل تکتونيک محلي ارتباط ندارد.
مطالعهي سيالات درگير نشان داده است که محلولهاي هيدروترمال غني از کلريد سديم بوده و کاملا قادر بودهاند که مس را از ماگما جدا و حمل نمايند. علاوه بر اين تمامي تودههاي نفوذي منطقه کرمان بهطور بسيار قابل ملاحظهاي زمينه مس بالاتر از کلارک دارند و به اين جهت پيشبيني منشاء مس از آنها در تشکيل کانسار مس پورفيري در اين منطقه دور از واقعيت نخواهد بود. مطالعهي ايزوتوپهاي اکسيژن و هيدروژن روي کانسار بينگهام نشان ميدهد که آبهاي جوي در آلتراسيون فيليک شرکت داشتهاند. در حاليکه در آلتراسيون پتاسيک آبهاي ماگمايي نقش داشتهاند.
تحقيقات انجام شده از اين نوع در سرچشمه نشاندهندهي همان کيفيت مذکور ميباشد، با توجه به اينکه تشکيل يک سيستم کنوکسيوني که در هر حال با نفوذ تودهي پورفيري در سنگهاي سرد اجتناب ناپذير به نظر ميرسد باعث مشارکت آبهاي جوي در اين سيستم گرديده است.
در واقع رابطه بسيار نزديكي در چگونگي توزيع مناطق آلتراسيون و مينراليزاسيون در سرچشمه ديده ميشود. منحني همعيار 0.4% CU بهطور تقريبي حدفاصل منطقهي داخلي و منطقهي مياني را كه به ترتيب آندزيت بيوتيتيزه شديد و ضعيف است تشكيل ميدهد. قسمت اعظم مواد معدني در داخل آلتراسيون بيوتيتي شديد و آلتراسيون فيليك واقع شدهاست. با وجودي كه يك منشاء ماگمايي مستقيم، احتمالاً ميتواند براي يك قسمت جزيي كانيزايي پذيرفته شود ولي از روي مطالعات پتروگرافي دقيق، كاملا روشن شدهاست كه قسمت اساسي كالكوپيريت و موليبدنيت، حاصل همان پديدههايي هستند كه مسئول آلتراسيون پتاسيك بوده است (قاسمي و همكاران 1382).
اگرچه قسمتي از كالكوپيريت همچنان به تهنشيني در مرحله آلتراسيون فيليك ادامه ميدهد، اما اين كانه در اين مرحله نسبت به كانهي پيريت كه سولفور اساسي آلتراسيون فيليك ميباشد، فرعي بوده و به اين ترتيب نسبت CU/Fe بهطور قابل ملاحظهاي پايين ميآيد.
بهطور كلي اين معدن يك مدل متالوژني كامل از كانسارهاي مس – موليبدن پورفيريزاد با خاستگاه ماگماتيسم كالكوآلكالن نوع حاشيه قارهاي ميباشد كه از ويژگيهاي آن جايگزيني با پلوتونيسم عميق (3–4 كيلومتر)، ريخت شناسي كلاسيك، ميزان ذخيره بالا، موليبدن با عيار بسيار بالا، مقادير جزيي طلا، منيتيت، نيكل و كبالت ميباشد و بزرگترين كانسار مس در بخش دگرساني پتاسيك بهحساب ميآيد.
باتشكر از: يوسف مهربان (دانشجوي کارشناسي معدن دانشگاه کرمان)
keyvan_m
26-04-2010, 11:33
کانسار طلاى گندى موقعيت جغرافيايى : اين کانسار در 130 کيلومترى جنوب شرق سمنان و در 10 کيلومترى شمال شرق روستاى معلمان در .38 ، . 54 طول شرقى و. 19 ،. 35 عرض شمالى قرار دارد. زمين شناسى: اين محدوده به لحاظ تقسيمات زمين شناسى - ساختارى ايران در زون ايران مرکزى قرار مى گيرد. اين منطقه اساسا شامل تناوب توف، مارن، ماسه سنگ و مارن سنگ هاى توفى مى باشد که در برخى نقاط برش آتشفشانى قرمز تا آجرى رنگ و افق هاى ريوليتى بين آنها ديده مى شود. فعاليت هاى آتشفشانى منطقه از لوتسين بالايى شروع شده اواخر ائوسن ادامه داشته است. بعد از فعاليت هاى آتشفشانى، فعاليت هاى ماگمايى بصورت نفوذى و شامل سنگ هاى داسيتى و توده هاى ماگمايى عميق تر ادامه يافته است. کانى زايى: کانسار گندى يک کانسار پلى متال است .کانى سازى در اين ناحيه بصورت رگه اى و طلا به شکل انکلوزيون و محلول هاى جامد، داخل کانى هاى سولفور اوليه است. عيار طلا در داخل بخش رگه اى ترانشه ها 1 تا 37گرم در تن گزارش شده است. متوسط عيار در رگه هاى سطحى حدود 7/6 گرم در تن و بيشترين عيار در بخش هاى مينراليزه تا 285 گرم در تن گزارش شده است.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0007.jpg
فعاليتهاى انجام شده کانسار طلاى گندى : اين کانسار حاصل اکتشافات ژئوشيميايى صورت گرفته در محدوده 26 برگه 1:100000 از سمنان تا کاشمر مى باشد. مرحله دوم اکتشافات ژئوشيميايى و کانى سنگين در محدوده معرفى شده، در سال 1377 توسط طرح طلاى سازمان زمين شناسى و اکتشافات معدنى کشور صورت گرفت که حاصل آن، پيشنهاد دو محدوده زون هاى آنومالى غربى و شرقى گندى جهت اکتشافات نيمه تفصيلى بوده است. فعاليت هاى صورت گرفته بعدى به قرار زير مى باشد: - تهيه نقشه زمين شناسى در مقياس 1:20000 توسط سازمان زمين شناسى و اکتشافات معدنى کشور در سال 1377 - انجام اکتشافات بعدى در مساحتى حدود 300 هکتار توسط شرکت دانش زمين به سفارش سازمان زمين شناسى و اکتشافات معدنى کشور در سال 1379 انجام گرديد ، که طى آن نقشه هاى زمين شناسى و توپوگرافى 1:500 تهيه شده و تعداد 53 ترانشه به حجم کل 1000 متر مکعب حفر و 271 نمونه جهت عيار سنجى برداشت گرديد. - طراحى 500 متر حفارى شناسايى که 300 متر آن انجام شده است و بقيه در حال انجام است. - استحصال طلا ى گندى توسط گروه کانه آرايى سازمان در زمستان 1378 - انجام مطالعات ژئوفيزيکى توسط اکيپ ژئوفيزيک سازمان زمين شناسى در تاريخ27/8/79 - حفر 54 ترانشه اکتشافى به طول کل 887 متر - برداشت 821 نمونه از ترانشهها و آناليز آنها براى طلا و عناصر پاراژنز - حفر 8 گمانه اکتشافى با عمق تقريبى 35 تا 100 متر براى هر گمانه - آناليز 300 نمونه از مغزههاى حفارى براى طلا و عناصر پاراژنز - انجام تست فراورى و بدست آوردن 111 گرم طلا از 10 تن ماده معدنى به روش سيانيد ليچينگ کانسار طلاى طرقبه موقعيت جغرافيايى: اين کانسار در فاصله 8 کيلومترى باختر مشهد در ناحيه طرقبه قرار دارد. اين محدوده داراى مختصات جغرافيايي. 20 ، .59 طول خاوري. 19، .36عرض شمالى مى باشد. زمين شناسى : محدوده مورد بررسى از نظر ساختمانى در زون ساختارى بينالود قرار ميگيرد. اين محدوده به طور عمده از توده گرانيتى، معروف به گرانيت مشهد و سنگهاى دگرگونى دربرگيرنده آن تشکيل شده است. کانى سازى : طلا در اين ناحيه در ارتباط با سنگهاى دگرگونى باقيمانده در توده گرانيتى مىباشد. اين کانى سازى به صورت دو نوار باريک و طويل، منطبق بر روند طولى نوارهاى دگرگونى، در امتداد شمال باختر- جنوب خاور قرار دارد. طلا به صورت آزاد و گاه همراه آرسنوپيريت مى باشد. بر اساس نتايج آناليز نمونه ها، ميزان طلا در کانسار طلاى طرقبه از 1/0گرم در تن تا 54گرم در تن ميباشد. ذخيره احتمالى طلا در اين کانسار 2/2 تن تخمين زده شده است.
نويسنده: عماد ...
keyvan_m
26-04-2010, 11:33
پيشينه تاريخي استخراج معدن گل گهر با توجه به مداركي كه بدست آمده است به حداقل 900 سال پيش مي رسد.اين ناحيه در سال 1348 توسط شركت ايران باريت مورد شناسايي قرارگرفت و در سال 1353 به شركت ملي فولاد ايران واگذار گرديد. ناحيه معدني گل گهر شامل شش ذخيره سنگ آهن است كه ذخيره شماره يك آن پس از آماده سازي و احداث كارخانه تغليظ در سال 1373 رسماً به بهره برداري رسيد.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0006.1.JPG
در سال 1353 پس از واگذاري معدن گل گهر به شركت ملي فولاد ايران ، اين شركت با همكاري شركت سوئدي گرانگز مراحل مختلف اكتشاف و عمليات مهندسي را پيگيري نمود . برداشت هاي ژئو فيزيك هوائي (مگنتومتري ) در محدوده اي به وسعت 45000 كيلو متر مربع حد فاصل آباده فارس تا جازموريان صورت پذيرفت كه نتيجه آن شناسائي پتانسيل هاي بالائي از سنگ آهن با عيار مناسب و ذخيره قابل توجه بوده است. عمليات ژئو فيزيك زميني در منطقه اي به وسعت 74 كيلو متر مربع در ناحيه گل گهر صورت گرفته كه شامل مغناطيس سنجي و ثقل سنجي بوده است .
مجموع ذخائر شش گانه گل گهر با توجه به مطالعات ژئوفيزيکي اولِيه بيش از 1135 ميليون تن برآورد شده است که با توجه به مطالعات اکتشافي انجام شده اخير ذخاِير موجود بيش از اين مقدار مي باشدِ. بزرگترين اين ذخاير معدن شماره 3 بوده كه در حال آماده سازي معدن مي با شد. ذخائر شماره 1 و2 به علت نزديكي به سطح زمين, مورد اكتشاف تفصيلي قرار گرفته و معدن شماره يك در حال بهره برداري ومعادن 2 و 3 در حال خاکبرداري مي باشد.
http://www.fadack.com/Archive/mine/learn/learn.1/Image/Archive_0006.JPG
پيت نهايي معدن شماره 1 گل گهر
ذخيره شماره 1 گل گهر داراي 250 ميليون تن ذخيره زمين شناسي است كه 184 ميليون تن آن با توجه به فاكتورهاي اقتصادي قابل استخراج ميباشد.
طراحي معدن در گل گهر با استفاده از نرم افزار اختصاصي Gemcom و بر اساس اطلاعات نقشه هاي زمين شناسي و نتايج آناليز چاههاي اكتشافي انجام مي گيرد.شكل 5 تصويري سه بعدي از توده سنگ آهن و چگونگي بلوك بندي آن را نشان ميدهد كه با توجه به پا رامترهاي طراحي, بلوك مدل سه بعدي رايانه اي با ابعاد هندسي منظم از آن تهيه مي گردد.
پس از تهيه بلوك مدل سه بعدي، عيار و جنس سنگ بلوكها با استفاده از اطلاعات نقشه هاي زمين شناسي و بانكهاي اطلاعاتي تكميل مي گردد و مبناي انجام كارهاي طراحي معدن قرار مي گيرد.اين مدل عياري همزمان با پيشروي سينه كارهاي معدن و دستيابي به اطلاعات جديدترحاصل از چالهاي آتشباري به روز در آوري مي شود.
پيت نهايي معدن شماره 1 گل گهر بصورت يك بيضي با ابعاد تقريبي 700×1650 متر مي باشد كه شامل 15 پله با ارتفاع 15 متر و شيب كلي ديواره هاي معدن بين 38 تا 45 درجه است (شكل9). رمپهاي دسترسي به معدن با شيب 8% و عرض 25 متر طراحي شده اند. عرض پله هاي ايمني (Safety Bench) 10 متر بوده و به ازاي هر دو پله (30متر) يك پله ايمني در ديواره نهايي باقي خواهد ماند. ارتفاع بالاترين نقطه معدن 1755 متر و پائين ترين آن (در طرح نهايي) 1530 متر مي باشد.
نويسنده: يوسف مهربان(دانشجوي کارشناسي معدن دانشگاه کرمان)
keyvan_m
26-04-2010, 11:35
معدن سنگ آهن چغارت در ۱۰ کيلومتري شهرستان بافق قرار دارد و فاصله معدن سنگ آهن سه چاهون از چغارت حدود ۳۵ کيلومتر است. اين معدن از سال ۱۳۵۰ تامين کننده خوراک کارخانه ذوب آهن اصفهان بوده است نوع سنگ آهن مصرفي عبارت است از سنگ آهن پر عيار و کم فسفر و دانه بندي شده در کارخانه موجود مي باشد.
از معدن سنگ آهن چغارت علاوه بر سنگ آهن پر عيار و کم فسفر يک نوع سنگ آهن کم عيار و پر فسفرنيز استخراج مي شئد که قابل استفاده بري کوره بلند و صنايع فولاد سازي کشور نمي باشد ميزان استخراج اين نوع سنگ آهن که در محوته سنگ آهن چغارت ذخيره شده است حدود ۵/۱۹ ميليون تن مي باشد که مي بايستي آن را به طريقي قابل استفاده در صنايع فولاد سازي نمود. از طرفي ذخيره قابل استفاده سنگ آهن کم عيار سه چاهون در دو توده شمالي و جنوبي به ترتيب برابر ۴۵ و.۴/۴۹ ميليون تن بر آورد شده است لذا با توجه به ذخاير سنگ آهن کم عيار پر فسفر چغارت و کم عيار سه چاهون بري استفاده بهينه از ذخاير مورد بحث طرح توسعه مجتمع معدني سنگ آهن چغارت با اهداف زير از سال ۱۳۷۰ به مئرد اجرا گذاشته شد و تاريخ خاتمه طرح در سال ۱۳۸۳ طبق آخرين تجديد نظر برنامه زماني خواهد بود.
۱-ادامه تامين ۳ ميليو تن سنگ آهن پر عيار دانه بندي شده بري خوراک کوره بلند اصفهان.
۲-توليد۲/۳ميليو تن کنسانتره آهن به منظور توليدسينتر و پلت جهت تامين مواد اوليه مورد نياز طرح هي توسعه کوره بلند اصفهان و ساير صنايع فولاد کشور.
کارخانه کنستانتره سنگ آهن چغارت و سه چاهون داري ۲ خط توليد مستقل بري سنگ آهن پر فسفر کم عيار چغارت و سنگ آهن کم عيار سه چاهون مي باشد.مقدار خوراک ورودي کارخانه فرآوري بري ۲ خط توليد مورد بحث جمعا ۷/۵ ميليون تن در سال بوده و هر يک از خطوط توليد کنسانتره به ظرفيت ۶/۱ ميليون تن در سال وجمعا ۲/۳ ميليون تن کنستانتره در سال خواهد بود.
وزن کل تجهيزات و ماشين آلات جمعا حدود ۶۷۷/۱۱ تن بر آورد گرديد گه شامل ۲۹۰ تن وزن دو دسگاه سنگ شکن هي چغارت و سه چاهو و ۸۵۳۷ تن وزن ماشين آلات و تجهيزات قرارداد اصلي و ۲۸۵۰ تن مربوط به الحاقيه قرارداد مي باشد.
◄ پروسس خط توليدسنگ آهن چغارت:
سنگ آهن کم عيار پر فسفر از ذخاير موجود توسط يک دستگاه سنگ شکن که در سايت چغارت نصب شده است خرد شده و توسط نوار نقاله به بستر همگن ساز چغارت انتقال مي يابد حداکثر ابعاد سنگهي خرد شده حدود ۳۰ سانتي متر مي باشد و عمل ذخيره نمودن توسط يک دستگاه استاکر انجام مي شود .
سنگهي ذخيره شده در بستر همگن ساز توسط يک دستگاه ريکلايمر و نوار نقاله به سيلوي ذخيره خط توليد چغارت با ظرفيت ۲۰۰۰ تن انتقال خواهد يافت.
سنگ آهن ذخيره شده در سيلوي ۲۰۰۰ تني از قسمت زير توسط يک دستگاه نوار نقاله به يک دستگاه آسياب خود شکن انتقال مي يابد و عمل خردايش با اضافه نمودن آب انجام مي گيرد . ظرفيت آسياب شامل ۳۶۶ تن سنگ آهن از سيلوي مربوطه در ساعت و ۱۱۰ تن در ساعت سنگ هي دانه درشت برگشتي از سرند لرزان که جمعا برابر ۴۷۶ تن در ساعت مي باشد.
دوغاب حاصل از عمل خردايش پس از خارج شدن از آسياب و عبور از يک دستگاه سرند لرزان توسط پمپهي دوغاب به جداکنندگان مغناطيسي مرحله اول جهت جداسازي انتقال يافته و سنگهي دانه درشت روي سرند لرزان جهت خردايش به وسيله نوار نقاله به آسياب بر مي گردد.
در مرحله اول جداسازي ذرات سنگ آهن از ساير مواد توسط جداکنندگان مغناطيسي انجام گرفته و باطله مربوط بري جداسازي مرحله دوم توسط پمپ به هيدرو سيکلون ها منتقل مي شود.
در مرحله دوم بازيافت باقيمانده ذرات سنگ آهن توسط جداکنندگان مغناطيسي اين مرحله جدا شده و باطله مربوط به تيکنر باطله منتقل مي گردد.
دوغاب شامل کنسانتره آهن در دو مرحله جداسازي به قسمت فيلتراسيون منتقل شده و توسط فيلتر هي نواري با استفاده از پمپ هي خلا آبگيري مي شود و سپس اين کنسانتره با ۶۶٪ آهن و ۹٪آب توسط نوار نقاله به استوک يارد مربوط منتقل و ذخيره مي شود.
چون نوع پروسس سيستم تر است لذا بري بازار يابي آب مصرف شده کليه باطله ها و آب زير فيلتر هي نواري به دستگاه تيکنر باطله منتقل مي شود و با استفاده از محلول شيميايي فلوکولانت که باعث سرعت در عمل ته نشيني مي شود جداسازي آب از باطله انجام گرفته و آب بازيافتي به مخزن آب پروسس منتقل وتوسط پمپهي مربوطه به محل هي مصرف در خط توليد انتقال مي يابد.
باطله خط توليد چغارت از محل زير تيکنر باطله توسط پمپهي دوغاب به محل انباشت که دورتر از محل کارخانه است پمپاژ مي شود .
ميزان توليد کنسانتره خط توليد چغارت برابر ۲۳۸ تن در ساعت مي باشد که توسط يک دستگاه استاکر نصب شده در استوک يارد مربوط انباشت مي شود و بري برداشت آن از يک دستگاه ريکليمر و نوار نقاله مربوطه و انتقال آن به يستگاه بارگيري راه آهن استفاده مي شود.
◄ پروسس خط توليد سنگ آهن سه چاهون :
سنگ آهن کم عيار سه چاهون پس از استخراج از معدن توسط يک دستکاه سنگ شکن که در سايت سه چاهون نصب شده است عمل خردايش اوليه انجام گرفته و به وسيله نوار نقاله به قسمت استوک پايل منتقل مي گردد.
سنگ آهن انباشته شده در استوک پايل توسطنوار نقاله و تجهيزات بارگيري در ايستگاه بارگيري سنگ آهن سه چاهون با واگن هايي با ظرفيت ۴۵ تا ۵۰ تن منتقل وبه محل ايستگاه تخليه سنگ آهن سه چاهون در سايت چغارت حمل مي شود.
سنگ آهن تخليه شده در ايستگاه تخليه سنگ آهن سه چاهون به وسيله نوار نقاله مربوطه به محل بستر همگن ساز منتقل و توسط استاکر خط سه چاهون عمل انباشت انجام مي گردد.
از محل بستر همگن ساز خط توليد سه چاهون توسط يک دستگاه ريکليمر و نوار نقاله سنگ آهن سه چاهون به سيلوي ذخيره ۲۰۰۰ تني مربوطه منتقل و از زير سيلوي مورد نظر به وسيله نوار نقاله به مقدار ۶۲۸ تن در ساعت خوراک آسياب خود شکن خط توليد سه چاهون تامين مي گردد.
عمل خرديش در آسياب خود شکن در سه چاهون همانند خط توليد چغارت بوده و دوغاب زير سرند لرزان جهت عمل جداسازي به وسيله پمپ هي دوغاب به جداکنندگان مغناطيسي مرحله اول منتقل و سنگ هي دانه درشت روي سرند لرزان مجددا به آسياب بر مي گردد.
به علت تفاوتي که بين مشخصات سنگ آهن سه چاهون و چغارت وجود دارد پروسس خط توليد چغارت از نظر به کارگيري ماشين آلات فرق دارد و بري ين خط توليد يک دستگاه آسياب گلوله ي نيز دز نظر گرفته شده است.
در خط توليد کنسانتره سه چاهون همانند خط توليد چغارت مراحل جداسازي سنگ آهن به وسيله جدا کنندگان مغناطيسي در دو مرحله انجام مي گيرد و کنسانتره مربوط به قسمت فيلتراسيون منتقل مي شود.
ظرفيت توليد کنسانتره خط سه چاهون برابر ۲۴۵ تن کنيتانتره در ساعت با ۶۶٪ آهن ۹٪رطوبت مي باشد.
بقيه عمليات انتقال کنسانتره بري انباشت و برداشت از استوک يارد مربوطه مشابه خط توليد چغارت مي باشد.
keyvan_m
26-04-2010, 11:36
دو گونه نرم افزار اكتشافی رایج در صنعت وجود دارد كه تحقیقاتی و صنعتی میباشند نرم افزارهای تحقیقاتی بیشتر برای مدلسازی ساختمان زمین شناسی با استفاده از داده های چاه نگاری و ژئوفیزیكی، به كار میروند.
انواع نرم افزارهای تحقیقاتی:
MRM2 يا NORMAL RAY MODELLING
این نرم افزار یكی از قدیمیترین نرم افزارهای تحقیقاتی است كه امواج كه به حالت زمان از لایه ها بازتاب میشوند را (Reconstract) بازسازی میكند و بوسیله این بازسازی، مدل سازی را انجام داده و داده های لرزهای را به صورت مصنوعی یا از طریق محاسبات تولید میكند. كاربرد این نرم افزار در تعیین سطوح جدائی لایه های نازك (نقطه های كور) و مدل سازی ساختمانهای پیچیده (مانند faulting,folding,pinehout) است.
SGV2 يا Smooth Grid Velocity Programs
این نرمافزار میتواند مدل هندسی مخازن گردید و مش بندی كند و شكلهندسی آنها را با تغییر شرایط روئت شده لایهها در چاههای مهم بسته (Gorrelated) و مشخص میكند. از این نرمافزار برای پیدا كردن نقاط حد واسط (interpolation) یا پیدا كردن نقاط حد خارج از محدوده (entrapolatiou) استفاده میكند و ساختمان خارج از محدود مخازن را با دادههای چاه هم بسته مینماید و از طریق این همبستگی یا تعمیم به روش دورنیای دوبعدی یا برونیابی دو بعدی نقاط مجهول مربوط به هندسه ساختمان مخزن را پیدا میكند.
Wide Angle Ray Moel eling يا WAR2
این نرمافزار برای مدلسازی امواج لرزهای و مقایسه آن با دادههای لرزهای به كار میرود و برای آرایش های مختلف چشمه و گیرندهها به كار میرود و در طراحی عملیات لرزهای كاربرد دارد. نرمافزار Omni كه توسط شركتها صنعتی به كار میرود براساس تئوریهای WAR2 نوشته و تنظیم شده است و برای طراحی عملیات لرزهای و QC (كنترل كیفیت) و ثبت عملیات لرزهای استفاده میشود.
Vertieal Seismis Profiling يا VSP
این نرمافزار براساس نظریههای انتشار امواج لرزهای در محیطهای نامتجانس و ناهمگن كاربرد دارد. این نرمافزار میتواند میدان انتشار امواج لرزهای را بازسازی و دادههای لرزهای را در محل دیواره چاه برای گزندههای مختلف كه آرایشهای متفاوت دارند محاسبه نماید این نرمافزار همچنین برای تصویر برداری از پیرامون و ساختمان اطراف چاه و یا بازسازی بین دو یا چند چاه توسط انتشار امواج لرزهای به كار رود. با استفاده از اطلاعات نمودارهای سرعتی سنجی و چگالی قادر است مدلهای ساختمانی زمین را منعكس نماید و برای مقایسه دادههای سطحی لرزهای به كار رود.
VSP-NIDC
این یك نرمافزار برای شركت ملیحفاری نوشته شده است كه با استفاده از اطلاعات نمودارها مدلسازی ساختمانهای زمین را انجام میدهد. دارای 30 زیر برنامه میباشد كه یكی براساس میدان پرتو و دیگری براساس میدان امواج كار میكند. كه هر كدام كاربردهای خاصی دارد. میدان پرتو (PVSP) برای مقایسهای بزرگ به عنوان مثال اطراف مخزن یا Zero offset و زیر برنامة FDVSP مقیاسهای كوچك یعنی پیرامون چاه یا nonzero offset مورد استفاده قرار میگیرد.
Electro -Micro Imaging Packege يا EMID
این نرمافزار برای تحلیل نمودارهای تصویری در فرمت las و یا فرمت Delis دادههای تصویری را به عنوان ورودی میگیرد و مورد پردازش و تحلیل قرار میدهد. این نرمافزار در اصل برای شركت ملیحفاری نوشته شده و اصلاحات نگارههای تصویری را با دقت بالا انجام میدهد و نگارههای برای تغییر بهینه آماده میسازد.
A Roch Image Pack
این نرمافزار نیز برای شركت ملی حفاری نوشته شده است و دادههای تصویری صوتی را با فرمتهای استاندارد صنعتی میگیرد و مورد پردازش و تحلیل قرار میدهد. از سیستم های كار آمدی برای بهینهسازی تصویر در این نرمافزار استفاده میشود. در واقع این نرمافزار دادههای تصویری گرفته شده از چاه را پس از اصلاحات و پردازش و بهینهسازی تصویر برای تعبیر و تفسیر آماده میكند. قابل ذكر است كه دادههای تصویری برای تعیین لایهبندی طبقات و شكافهای اعمال شده توسط مته حفاری و مناطق شسته شده دیواره چاه و شكافهای اولیه دیواره چاه و فرم لایههای جداه دیواره چاه مورد استفاده قرار میگیرد.
Rock etatic yimulator Packayu
این نرمافزار برای شبیهسازی كلیه نگارههای مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از نمودارهای متداول كه از چاه گرفته میشود نرمافزار فوق اینگونه دادهها را به عنوان ورودی میپذیرد در نگارههای كشتان را برای همان چاه محاسبه میكند و به استناد الگوریتم انتخاب شده این نگارهها را شبیه سازی میكند.
Rock DLT
نرمافزاری است كه برای نگارههای بهرهبردار مورد استفاده قرار میگیرد این نرمافزار قادر است کدهای مذكور را با فرمت استاندارد بخواند و اصلاحات محیطی را روی آنها انجام داده و پس از پردازش و آمادهسازی لاگهای تصحیح شده را همبسته نماید. این نرمافزار برای شركت ملیحفاری نوشته شده است.
منبع: انجمن علمی زمین شناسی تهران
keyvan_m
17-05-2010, 01:36
حفاری مکانیکیدر این روش ، به یکی از سه روش ضربه ای ،چرخشی یا ترکیبی از این دو ، انرژی مکانیکی به سنگ منتقل می شود . در اصطلاح عملیاتی را که به روش مکانیکی موجب حفر چال در سنگ می شوند حفاری مکانیکی می گویند . امروزه 98 درصد حفاریها به روش مکانیکی حفر می شوند . در معادن سطحی و حفاری های نیمه عمیق و عمیق عمدتاً از ماشین های حفاری چرخشی با مته های مخروطی شکل و ماشینهای ضربه ای سنگین استفاده می شود ؛ اما در معادن زیر زمینی یا به طور کلی درعملیات زیر زمینی از ماشین های ضربه ای استفاده می گردد.
- حفاری حرارتیبه طور کلی صرف نظر از نوع روش و منشا انرژی ، عملیاتی را که به حفر چال در سنگ منجرمی شود ، نفوذپذیری می نامند . در روش حرارتی ، به کمک انرژی حرارتی حاصل از آمیختن هوا یا اکسیژن با یک نوع سوخت ، ترجیحا نفت سفید ، نفوذ پذیری در سنگ صورت می گیرد . هوا یا اکسیژن و سوخت از دو مجرای جداگانه به داخل مخزنی واقع در پشت مته ارسال می شوند و پس از اشتعال ، شعله حرارت را از طریق نازل سر مته به سطح سنگ منتقل میکند و حرارت نیز سطح سنگ را متورق و آماده جدایی می کند . در نهایت ، به کمک فشارآب ، قطعات متورق جدا و به سطح زمین منتقل می شوند .
- حفاری آبیدر این روش، با استفاده از فشار آب تامین شده در سطح ، حفر چاه امکان پذیر می گردد. در اینجا فشار آب با سایش سطح سنگ ، مقاومت سنگ را در هم می شکند ، و بدین ترتیب ، حفاری صورت می گیرد . این روش با افزایش فشار آب ، در استخراج ذغال سنگ و ذخایر پلاسر نیزکاربرد دارد .
- حفاری لرزشیدر این روش با ایجاد لرزشهایی با فرکانس 100 تا 20000 دور در ثانیه می توان سنگ را شکست . یکی از متداولترین روش های حفاری لرزشی ،روش حفاری مافوق صوت است .
- حفاری شیمیاییدر این روش با استفاده از فعل وانفعالات شیمیایی ناشی از انفجار مواد منفجره می توان در طبقات حفاری کرد . معمولاًدر این روش از دو نوع خرج استفاده می شود :
.1. خرج سیلندری که باعث حفر چالسیلندری می شود .
.2. خرج چالتراش که باعث افزایش قطر چال می شود .
- حفاری الکتریکیدر این روش با تولید الکتریکی ستونی یا قوسی یا جرقه ای ، عملیات نفوذپذیری در سنگ انجام می گیرد . در بعضی از این روش ها با وجود بالا بودن درجه حرارت ، به دلیل کوتاه بودن زمان تماس الکتریسته ، سنگ ذوب نمی شود ؛ اما در سایرروش ها به دلیل بالا بودن درجه حرارت و طولانی بودن زمان تماس الکتریسته با سطح سنگ، پس از ذوب شدن سطح سنگ ، سنگ می شکند .
- حفاری لیزریبا اشعه لیزر می توان تشعشعات الکترو مغناطیسی را به طور ستونی تولید کرد . این نوع تشعشعات را می توانبرای تبخیر یا ذوب سنگ ، ایجاد شکستگی در سنگ و حفر چال استفاده کرد . با تاباندن امواج قوی لیزری ستونی به سطح سنگ ، می توان باعث تبخیر سطح سنگ ، و ذوب و شکستگی سنگ در اطراف محدوده ذوب شد . شعاع عملکرد این مناطق به شدت و قدرت اشعه لیزر بستگی دارد.
انواع روشها و تکنیکهای حفاریهای مکانیکی
مته دورانی (Ratary drill)
این روش هم نمونههای خاک و سنگ را بدست میدهدو هم نمونههایی برای انواع آزمایشهای برجا ایجاد میکند. این روش در حفر گمانههای غیر قائم برایزهکشی افقی (http://forum.parsigold.com/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fdaneshnameh.roshd.ir%2Fmavar a%2Fmavara-index.php%3Fpage%3D%25D8%25B2%25D9%2587%25DA%25A9%25D8%25B4% 25DB%258C) یاایجاد مهار کاربرد دارد.
http://www.gsi.ir/Images/Board/hafari01.jpg
· روش حفاری :
پیشروی توسط سر مته برنده که در انتهای لوله حفاری قراردارد و تحت فشار هیدرولیکی است، انجام میشود. دیواره چاه را معمولا گل نگاه میدارد.
· مزایا :
روشی نسبتا سریع است و میتواند در همه نوع مواد نفوذ کند. برای همه نوع نمونه گیری مناسب است.
· محدودیتها :جابجا کردن وسایل در زمینهای ناهموار و باتلاقی مشکل است ومحتاج راه مناسب است. همچنین محتاج سکوی تسطیح شده است. کارآیی حفاری با توجه به اندازه دستگاه متغیر است.
http://www.gsi.ir/Images/Board/hafari02.gif
حفاری ضربهای
تنها در حفاری چاههای آببکار میرود. نمونههای شسته شده توسط گلکش خارج میشود. عمق تا سنگ بستر را مشخص میکند.
· روش حفاری :
سر مته سنگین بالا آورده شده و رها میشود تا مواد شکسته شده و یک مخلوطی از خردهها و آب ایجاد شود که توسط گلکش با پمپهای ماسه کش خارجمیشود. دیواره چاه توسط لوله جدار ، پابرجا نگاه داشته میشود.
· مزایا :
روشی نسبتا اقتصادی جهت تعبیه گمانههای با قطر زیاد (تا 60سانتیمتر) در انواع مواد است.
· محدودیتها :ابزارها بزرگ و پر زحمت است. در خاکهای قوی و سنگ به کندیانجام میشود. اغتشاشات اطراف سر مته که ناشی از ضربات پر انرژی سر مته است، به شدت بر مقادیر SPT تاثیر میگذارد. مغزه گیری و نمونه UD سنگ امکانپذیر نیست.
keyvan_m
30-05-2010, 19:55
1- روش های اتاق و پایه :
روش اتاق و پاي يكي از روشهاي متداول كاري است كه سينه كار به طور طبيعي نگهداري مي شود. در اين روش معمولا قسمت هايي كه استخراج مي شود به عنوان اتاق و قسمت هايي كه باقي مي ماند بعنوان پايه در نظر گرفته ميشود. اين روش براي كانسار كم شيب كاربرد دارد. استخراج اتاق و پايه يك روش دو يا سه مرحله اي است. در مرحله مقدماتي ماده معدني از اتاق ها استخراج شده و كانسار باز مي شود. مرحله دوم استخراج ، شامل انفجار سقف كارگاه ها و بيرون آوردن كانسنگ از اتاق است. مرحله سوم شامل بيرون كشيدن پايههاي باقي مانده است. اين عمل ممكن است با استفاده از روشهاي مختلفي مثل برش دادن انجام شود.از نظر آلودگي آب بايد به اين نكته اشاره كرد كه زماني آلودگي آب داريم كه با سفره آبهاي زيرزميني برخورد كنيم و چون اين روش در عمق بسيار كمي اعمال شود بنابراين از نظر آلودگي آب در حد متوسط تا خوب است. آلودگي هوا در اين روش صرفاً در عمليات حفاري و انفجار و استخراج ماده معدني و تخريب سقف ايجاد ميشود. در اين روش آلودگي صوتي براي كارگران معدن ايجاد مي كند ولي ميزان آن زياد نيست.
2- روش کارگاه ها ی با چوب بندی :
اين روش در معادني استفاده ميشود كه موا معدني فوقالعاده و داراي ساختمان نامنظم ميباشند و نيروي كار و چوب ارزان در دسترس باشد. ماده معدني در برش هاي كوچك استخراج شده و پس از استخراج هر برش چهار چوب بسته مي شود. چهار چوبها به نحوي طراحي و نصب ميشود كه وزن كمرها و سقف را تحمل كنند. در اين روش آلودگي هوا در اثر استخراج و عمليات پر كردن ايجاد ميشود و تهويه به دليل وفور چوببستها با مشكل روبهرو است و اگر احتمالاً احتراقي در كارگاه رخ دهد محيط نا امن و آلودهاي ايجاد خواهد شد. در روش فوق حتما بايد عمليات پر كردن انجام شود زيرا چوب بستها توانايي نگهداري دايم كارگاه ها را ندارند و باعث تخريب آني كارگاه و درنتيجه نشست در سطح زمين رخ خواهد داد.
3- روش جبهه کار طولانی:
اين روش مربوط به كانسارهاي پتاس- زغالسنگ و كانسارهايي مي باشد كه منشاء رسوبي دارند و به حالت لايهاي يا توده اي هستند. در اين روش طول سينه كاري در مقايسه با ساير روشهاي خيلي زياد است. و از نظر پيشروي كارگاه بصورت بالارو- افقي و از نظر كنترل سقف بصورت تخريب و خاكريز ميباشد. طول متوسط كارگاه بين 300-100 متر ميباشد.
از مسايل بارز روش فوق افزايش آلودگي هوا و انتشار زياد گاز متان و گرد و غبار ميباشد كه به ازاي طول كارگاه اين مهم تشديد ميشود. افزايش طول كارگاه باعث افزايش درجه حرارت شده كه در اين صورت خطر انفجار گازمتان تشديد ميشود. بعلاوه حرارت، مشكلات كاركردن كارگران و تهويه را ايجاد خواهد نمود.
از شرايط مهم اين روش سستي كمر بالا است و علت اين مسئله اجراي تخریبي جهت مهار كردن فشارهاي سقف كارگاه ميباشد. در مواردي كه شيب كارگاه زياد و خاك جهت خاكريزي زياد باشد براي پر كردن محل هاي استخراجي از پروسه خاكريزي استفاده ميشود كه در اين حالت تخريب كمر بالا خواهد شد و بعلاوه سبب كاهش باطله در سطح ميشود. در روش جبهه كار طولاني به علت مكانيزه بودن روش و استفاده از ماشينآلات داراي صداي زيادي است. ولي اين صدا به محيط خارج از معدن لطمهاي وارد نمي كند در صورتي كه به آبهاي زيرزميني برخورد كند اختلالاتي در سطح ايستايي ايجاد مي شود .
http://i43.tinypic.com/2poax4m.jpg
منبع: وبلاگ تخصصی مهندس زمانی
vBulletin v3.8.6, Copyright ©2000-2010, Jelsoft Enterprises Ltd